واکنش فرزندان ادیب برومند به گفت‌وگوی منتشر شده در ایبنا:

سرودن قصیده «فضاحت ملی» از سوی ادیب برومند کذب محض است

فرزندان ادیب برومند می‌گویند: آنچه آقای منوچهر برومند در رابطه با شعری به‌ نام «فضاحت ملی» گفته و این که سروده استاد ادیب برومند است، کذب محض است. چنین قصیده‌ای نه در دست‌نویس اشعار ایشان وجود دارد و نه در جایی پخش یا منتشر شده و اگر هم شخص دیگری سروده باشد جعل است.
سرودن قصیده «فضاحت ملی» از سوی ادیب برومند کذب محض است
به گزارش خبرگزاری ایران(ایبنا)، سال گذشته در این خبرگزاری، گفت‌وگویی با منوچهر برومند، برادرزاده عبدالعلی ادیب برومند، ادیب و فعال سیاسی منتشر شد که در این گفت‌‌وگو منوچهر برومند، به نقل سخنان و بیان خاطراتی پرداخت که سبب واکنش‌های بسیاری در بین علاقه‌مندان ادیب برومند شد و موجب تکدر خاطر بعضی‌ را فراهم کرد. ایبنا در راستای اصل آزادی مطبوعات و بازگذاشتن فضای گفت‌وگو این حق را برای خانواده ادیب برومند قائل بوده که به این ادعاها پاسخ دهند، اکنون با اینکه یک‌سال از انتشار این مصاحبه گذشته، به دلیل بازخوردهای زیادی که داشته است، فرزندان ادیب برومند، جهانشاه، پوراندخت و شهریار برومند، این شاعر، نویسنده، هنرشناس، وکیل دادگستری و رئیس سابق هیئت رهبری و شورای مرکزی جبهه ملی ایران در ایبنا حاضر شدند و در گفت‌وگویی حضوری و با ارائه مدارک و مستنداتی که به همراه داشتند به تک‌تک ابهامات و مطالب عنوان شده پاسخ گفتند. لازم به یادآوری است که نشر این گفته‌ها از سوی خبرگزاری ایبنا به معنای تایید یا تکذیب آنها نیست. در ادامه شرح این نشست را می‌خوانید.
 
جهانشاه برومند صحبت‌های خود را اینگونه آغاز کرد:
صحبت‌های آقای منوچهر برومند با خبرگزاری ایبنا با به تاریخ 28 خرداد ماه 1398 حرف‌هایی است که بیشتر به یک رمان بی‌در و پیکر شباهت دارد تا یک مصاحبه معقول در رابطه با ادبیات، سیاست یا هنر... این گفته‌ها اگر مناظره می‌بود که نیاز به طرف دیگری بعنوان نماینده یا وکیل شخص مورد نظر را داشت و اگر یک نقد ادبی یا سیاسی باشد که باید علمی و بر مبنای مدرک و تاریخ و رویدادها استوار باشد، لکن هیچ‌یک از اینها نیست و آنچه هست یا پراکنده‌گویی‌هائیست بدون مدرک یا شنیده‌هایی که می‌تواند محاوره‌هایی محفلی باشد یا مزاح‌های دوستانه و نقل قول‌هایی نامکتوب، بدون صحت و سقم و البته بیشتر نقل قول‌های ایشان از کسانی است که نه در قید حیات هستند و نه آشنایی نزدیکی با ادیب برومند داشته‌اند و خیلی زود برای خواننده مصاحبه این سوال پیش می‌آید که براستی چنین صحبت‌های غیرمعمول چه اهدافی را دنبال می‌کند؟ به جز تخریب شخصیت فردی که به گفته بسیاری از دوستدارانش «ادیب برومند شخصیتی است که هرگز تخریب نخواهد شد»

پوراندخت برومند: زندگی پر بار ادیب برومند با پاکدامنی و خوشنامی همراه بوده و یقینا گفته‌های سست و بی‌پایه منوچهر برومند در مصاحبه وی خدشه‌ای بر شرافتمندی پدر و شخصیت ادبی، سیاسی و اجتماعی ایشان وارد نمی‌کند. بدین سبب توجهی به گفته‌ها نکردیم و آن را درخور پاسخ ندانستیم. اما با گذشت بیش از یکسال از این مصاحبه و تبلیغات ناروای مصاحبه شونده در محافل مختلف ادبی و هنری و جمع دوستداران پدر که موجب تکدر خاطر آنان را نیز فراهم ساخته بود در پی روشنگری برآمدیم، هرچند سخنان تهی‌مایه را نیاز به پاسخ نیست و مسیر تابناک و درخشان زندگی پدر مصداق بارز ( آفتاب آمد دلیل آفتاب) است.

                 
                 
                                                          پوراندخت برومند

 شهریار برومند: آقای منوچهر برومند در گذشته هم مطالب کذب و بی‌پایه و اساس بسیاری درباره شخصیت ادبی و اجتماعی و‌ سیاسی پدر گفته بودند که ما اساسا ترجیح می‌دادیم با بی‌محلی به این اعمال، قضاوت را به خوانندگان و‌ شنوندگان واگذار کرده و بر آن نبودیم تا با پاسخگویی به این قبیل اظهارات فرصت و مجال بیشتری برای مطرح کردن ایشان بوجود آید، لکن در مورد مصاحبه مفصل و تامل برانگیز مورخ ۲۸ خرداد ۱۳۹۸ آقای منوچهر برومند با خبرگزاری کتاب ایران، از آنجایی‌که ایشان به طرح موارد کذب و غیر مستند جدیدی مبادرت کرده بودند لذا با توجه به اصرار و‌ پافشاری شمار زیادی از دوستداران استاد ادیب برومند مبنی بر لزوم پاسخگویی بازماندگان ایشان به این اظهارات سخیف، به این نتیجه رسیدیم که شاید سکوت و بی‌محلی بیش از این جایز نبوده و ممکن است برای بعضی از افراد نا آگاه این سکوت و خوبشتنداری به منزله ناتوانی از پاسخگویی به گفته‌های او قلمداد شود، از این رو با مشورت یکدیگر و با استفاده از حق قانونی خود سرانجام تصمیم به پاسخ‌گویی گرفتیم.
 
در ادامه، فرزندان ادیب برومند به موارد مطرح‌ شده از سوی منوچهر برومند به شرح ذیل پاسخ‌هایی ارائه کردند:

جهانشاه برومند: در ابتدای بیوگرافی یادآوری اینکه منوچهر برومند برادرزاده استاد برومند است چه ضرورتی دارد؟ علی الخصوص که منوچهر برومند در فحوای مصاحبه خود را فرد سرشناسی معرفی می‌کند و از استاد ادیب برومند هم به نیکی یاد نمی‌کند؟ پس چه دلیلی برای چسباندن نام خود به عموی خویش دارد؟
آیا مرحوم پدر ایشان و سایر عموها که بنا به گفته ایشان وی را به بزرگان علم و ادب معرفی کرده اند سزاوار این نبودند که نام آنان در بیوگرافی در کنار نام عموزاده‌شان قرار گیرد؟
 
پوراندخت برومند: منوچهر برومند، یادداشت‌های تاریخی، خاطرات نوشته یا شنیده شده از دیگران را به خاطر سپرده و با تخیلش که در داستان‌نویسی نیز به کار می‌گیرد، همراه ساخته، با برداشت‌های خود خواسته و نتیجه‌گیری‌های ذهنی دور از واقع و قلم فرسایی حسدورزانه به رغم خود در صدد تخریب شخصیتی برمی‌آید که کارنامه روشن او در نیک‌اندیشی و ثبات عقیده و موقعیت والایش در عرصه ادب، فرهنگ و هنر بر کسی پوشیده نیست.
منوچهر برومند با انتساب خاطرات دیگران به خود و بیان همنشینی‌اش در دوران نوجوانی با بزرگان علم و ادب و هنر چون جلال‌الدین همایی، فرخ خراسانی، احمد گلچین معانی، استاد محمد تقی شریعتی و ... در خیال، پا جای پای بزرگان این مرز و بوم می‌نهد تا همسنگ آنان جلوه کند و رضایت خاطرش فراهم شود.

              
                                                          جهانشاه برومند

شهریار برومند: بخش زیادی از گفته‌های منوچهر برومند حتی در مورد معرفی خود نیز با اغراق فراوان همراه است. ایشان متولد ۱۳۳۳ است و خاطراتی از تلمذ خود و‌ حضور در محضر اساتید بزرگ و کسب فیض از ایشان می‌گوید که باز می‌گردد به سال‌های نوجوانی او و در سنین ۱۴ الی ۱۸ سالگی وی که در آن سال‌ها همه این اساتید بنوعی کهنسال بودند و استفاده از محضرشان برای یک نوجوان امکان‌پذیر نبود. چگونه می‌توان پذیرفت نوجوانی که خودش و خانواده‌اش در شهر اصفهان ساکن بوده‌اند در آن سال‌ها بتواند از محضر استاد محمد تقی شریعتی (پدر دکتر علی شریعتی) که در مشهد سکونت داشته کسب فیض کند؟ البته ایشان مطرح کردند که در خلال چهار تابستان‌ متوالی به منزل خاله‌ام که در مشهد بود می‌رفتم و از محضر این اساتید بهره می‌بردم که مربوط است به سال‌های ۱۳۵۰-۱۳۴۷ و همان سنین 14 الی 18 سالگی وی و در مقطع تحصیلی دبیرستان در آن سال‌ها نوجوانانی در این سن و سال معمولا اوقات فراغت خود در فصل تابستان را به ورزش و یا شرکت در کلاس‌های زبان ، هنر و ... می‌گذراندند نه اینکه به این آسانی موقعیتی را دارا باشند که بتوانند از محضر اساتید بزرگی چون استاد محمد تقی شریعتی و استاد محمود فرخ خراسانی و استاد جلال همایی و دیگران بهره ببرند.

پر واضح است که گویا در بیوگرافی آن چنانی سن واقعی خود را فراموش کرده‌ است و چیزهایی را به خود نسبت می‌دهد که نمی‌توان نامی غیر از اغراق و زیاده‌گویی بر آن نهاد. منوچهر برومند سال ۱۳۵۶ و در ۲۳ سالگی به قصد ادامه تحصیل از ایران به فرانسه رفت و طبعا آن زمان نیز فرصت حضور در محافل ادبی و کسب فیض از محضر اساتید ادب ایران را نداشته است. وی بنا به گفته خود رشته معماری و بهسازی شهری را در دانشگاه سوربن پاریس ادامه داده است.
 
در ادامه به طرح موارد ذکر شده از سوی منوچهر برومند پرداختیم.
 
ابتدا درباره صحبت منوچهر برومند درباره اختلاف دکتر حمیدی و ادیب برومند بر سر چاپ نکردن اشعار ادیب برومند در کتاب «دریای گوهر» حمیدی بفرمایید؟
 
پوراندخت برومند: ادیب برومند با دکتر حمیدی اختلافی نداشت و شعر دکتر حمیدی را به لحاظ استواری و استحکام تأیید می‌کرد. پدر در کتاب از نقطه تا نگار می‌گوید: قبل و بعد از شهریور 1320 من شاهد جهشی در ادبیات هستم و شاعرانی مثل رهی معیری، امیری فیروزکوهی و ... و دکتر مهدی حمیدی در ادبیات معاصر هر یک نقشی و سبکی و شیوه‌ای داشتند که اعتلای ادب فارسی را در این دوران نشان می‌دهد. (کتاب از نقطه تا نگار، مصاحبه کریم فیضی با ادیب برومند، انتشارات روزنامه اطلاعات)  ادیب برومند در مورد شعر کلاسیک و اصیل با حمیدی هم نظر بود. هرچند امری عادی است که عدم تفاهم و تجانس اخلاقی، مانع ایجاد صمیمیت بین آن‌ها شده باشد.
 
نظرتان درباره اختلاف ادیب برومند و دکتر حریری چیست؟ منوچهر برومند در مصاحبه قبلی بیان کرده است که چون دکتر حریری نتوانسته بود مجریان امور کلیسای سن ژان وی یِو پاریس را به حک نام ادیب برومند بر لوحه ورودی کلیسا وادار کند این دو با یکدیگر اختلاف پیدا کردند، آیا چنین گفته‌ای صحت دارد؟
شهریار برومند: این موضوع مسخره که پدر چنین خواسته و توقع بیجایی از دکتر حریری داشته باشند صحت نداشته است. سوال این است که مگر حریری شهردار پاریس بوده یا سمتی در کلیسای سن ژان وی یِو پاریس داشته که پدر چنین توقعی از ایشان داشته باشد؟
منوچهر برومند در موضوع واهی دلخوری‌های برخی از آشنایان ادیب برومند، به ذکر مطالبی سر هم بندی شده درباره پدر می‌پردازد که در زمان حیات ایشان بازگو نکرده است. مطالبی که نه مفید فایده است و نه اثری بر آن مترتب می‌باشد و نقل آن از طرف شخص ثالثی که نقشی در این میان نداشته، افسانه‌پردازی کودکانه‌ای بیش نیست.
 
               
                                                       شهریار برومند

منوچهر برومند مدعی شده که در سال ۱۳۴۱ ادیب برومند منتخب شورای جبهه ملی دوم نشد؛ در حالی كه شادروان تختى منتخب كنگره شد و به عضویت شورا درآمد. اديب برومند از اين موضوع بسيار ناراحت شده و قصيده‌اى با عنوان «فضاحت ملى» سروده که آن را، ضمن گلايه‌هاى ‌ناشی از انتخاب نشدنش، براى دوستان هم‌مسلك مى‌خواند، نظر شما در اینباره چیست؟
 
جهانشاه برومند: آنچه آقای منوچهر برومند در رابطه با شعری به‌ نام «فضاحت ملی» و بنا به گفته وی سروده استاد ادیب برومند نگاشته‌اند کذب محض است. چنین قصیده‌ای نه در دست‌نویس اشعار ایشان وجود دارد و نه در جایی پخش یا منتشر شده و اگر هم شخص دیگری سروده باشد جعل است. ادیب برومند به مناسبت کنگره جبهه ملی ایران در سال 1341 قصیده‌ای تحت عنوان «رسالت ملی» سروده بود که در کنگره «جبهه ملی ایران» توسط ایشان خوانده شد و مورد توجه بسیار قرار گرفت.
 
حال اگر ایشان با نارضایتی از کنگره و نتایج آن شعری با عنوان «فضاحت ملی» سروده بود، چگونه می‌توان این مسئله را توجیه کرد که شورای جدید فردی را که به مخالفت با شورا برخاسته و شعری در نفی عملکرد کنگره و شورا سروده است را دوباره به شورا دعوت نماید و علی‌الاصول چنین شخصیتی باید از شورا اخراج شود نه دعوت! از آن گذشته چنین موضوعی جعل ساخته و پرداخته‌ای چه ارتباطی با زنده یاد تختی دارد را خدا می‌داند و بس. محض اطلاع آقای منوچهر برومند این نکته را متذکر شوم که با استناد به مدارک بسیار، اساسا کنگره جبهه ملی در آن سال همانند بسیاری از کنگره‌های احزاب دیگر، پس از پایان مورد مخالفت برخی افراد که از نتایج آن رضایت نداشتند قرار گرفت و این شکایات نزد زنده یاد «دکتر محمد مصدق» نیز برده شد که در نتیجه موجب بروز چند دستگی‌هایی نیز گردید و عواقب گوناکونی در پی داشت.
تازه، استناد منوچهر برومند به افواه هم به فرض صحت چه بسا می‌تواند دال بر عداوت شخصی باشد که با توجه به علاقه و ارادت بسیاری از بزرگان جبهه ملی به استاد ادیب برومند کلا مع الفارق است.

آنچه ایشان در مورد زنده‌یاد جهان پهلوان «غلامرضا تختی» و نقل قول استاد ادیب از مرحوم تختی بیان داشته ، باید گفت آیا تعریف و تمجید از تواضع فردی متواضع چون زنده یاد تختی که این صفت او بر همگان معلوم است دلیل حقیر انگاشتن اوست؟ (برای آگاهی بیشتر رجوع شود به مصاحبه آقای فرید دهدزی در مجله پیام ابراهیم مورخ آبان 1397 به مدیریت زنده یاد اعظم طالقانی با زنده یادان حسین شاه حسینی و استاد ادیب برومند در ارتباط با شخصیت زنده یاد غلامرضا تختی) که در این مصاحبه جناب شاه حسینی با تواضع بسیار از خبرنگار خواسته است از ادیب برومند که در آن زمان منشی شورای مرکزی جبهه ملی بوده است مصاحبه را آغاز کند و فروتنی هر دو این بزرگان در تقدم انجام مصاحبه با دیگری خواندنی است.

              

در جایی که زنده‌یاد تختی می‌گوید، جای من در کنار مردان سیاست در شورای مرکزی جبهه ملی نیست ، ادیب برومند به او می‌گوید: پهلوان، لزومی ندارد که همه اعضای شورا افراد تحصیل کرده سیاست باشند و ما مردان پایبند به آرمان های خود را می‌خواهیم و شما واجد جمیع صفات انسانی و پایمردی هستی. حال، چه ذهنیتی باید یک انسان داشته باشد که این نقل قول حاکی از تواضع را دلیل خودپرستی و تکبر شخص نقل‌کننده بداند؟!
 
 پوراندخت برومند: پدر پس از درگذشت تختی قصیده‌ای با عنوان مرگ جهان پهلوان تختی سرود که در بسیاری از رسانه ها بازتاب داشت و در محافلی که به یادبود زنده‌یاد تختی برگزار می‌گردید خوانده می‌شد. بیت آغازین آن چنین است: 
برفت از جهان زی جهانی دگر       قوی چنگ و پاکیزه جانی دگر
سروده‌ای قوی و از دل برآمده که تختی را پهلوانی آزاده و بیدار دل چونان ستارخان توصیف می‌کند.
هر آنکس که این قهرمان دید گفت     بپا خاست ستارخانی دگر
شعری که بیانگر علاقه پدر به تختی و مرام ایران دوستی و میهن پرستی او بود. در سخنرانی به مناسبت چهلمین سال درگذشت تختی که در حسینیه ارشاد تحت عنوان قهرمان ملی برگزار گردید، با تمجید از فروتنی و صفات انسانی تختی او را با پهلوانان شاهنامه و جوانمردانی چون پوریای ولی مقایسه می‌کند. حال اگر کسی بیاید و ادعایی طرح کند درباره شعری به نام «فضاحت ملی» که جایی چاپ نشده و مستند نیست، قابلیت آن را ندارد که مورد توجه قرار گیرد.
 
درباره آشنایی منوچهر برومند با اهل قلم که بیان کرده است توسط عموهای دیگر صورت گرفته چه نظری دارید؟
جهانشاه برومند: اما در مورد ارتباط آقای منوچهر برومند در کودکی و نوجوانی با شخصیت‌های ادبی و علمی، هنری باید به این نکته اشاره کنم علی‌رغم اینکه مرحوم پدر ایشان و دیگر عموهایشان انسان‌هایی پاک سرشت ، بی‌آلایش و مهربانی بودند، اما هرگز نه در عرصه ادب، هنر و یا سیاست کوچک‌ترین ارتباط و دوستی و معاشرتی با بزرگان این رشته‌ها نداشتند و تنها فردی که از نوجوانی مشوق او بوده عمویش، استاد ادیب برومند بوده است که چون وی را علاقه‌مند به ادبیات و آثار هنری می‌دیده در تشویق او از هیچ کوششی فروگذار نکرده است و لاجرم دریغ از این همه ناسپاسی!
 
در جای دیگری از گفت‌وگو منوچهر برومند مطرح کرده که ادیب برومند به این دلیل که هدفش کسب منفعت مالی بوده است، من را تشویق می‌کرد. چه صحبتی در این زمینه دارید؟
شهریار برومند: پدر با درآمد حاصل از شغل وکالت دادگستری و به لحاظ علاقه شخصی به شناخت و جمع‌آوری آثار هنری و عتیقه اهتمام می‌ورزید و نزدیک به ۶۰ سال در این زمینه فعالیت کرده و با چاپ کتابی تحت عنوان هنر قلمدان شناخت خود را از این هنر در اختیار علاقه‌مندان قرار داده‌ است.
منوچهر برومند قبل از عزیمت به فرانسه و در هنگام فراغت نزد پدر می‌آمد و به لحاظ علاقه‌مندی به شناخت آثار هنری ایرانی از پدر سوالات زیادی در زمینه چگونگی جمع‌آوری آثار هنری می‌کرد که پدر هم با خلوص نیت، و توضیحات کافی و با صبر و حوصله فراوان به سوالاتش در این رشته پاسخ داده و همواره مشوق وی در جمع آوری آثار ارزشمند هنری بودند در صورتی‌که این قبیل تشویق‌ها هیچگونه منفعتی برای پدر نداشت زیرا پدر غالبا فروشنده آثاری نبودند که جمع آوری می‌کردند و صرفا علاقه‌مند بودند که او یا دیگر علاقه‌مندان به اینگونه آثار نیز بتوانند با شناخت به جمع‌آوری آنها بپردازند. در مجموع اکثر کلکسیونرهای آثار هنری علاقه مند به خرید و جمع‌آوری این آثار هستند و نه الزاما به فروش آنها و تمایل ندارند تا از مجموع آثار فاخری که در طی سالیان متمادی جمع‌آوری کرده‌اند چیزی کم شود.

معمولا کسانی که این‌گونه آثار هنری را شناخته و گردآوری می‌کنند علاقه‌مند نیستند که دیگران نیز آن را فرا گرفته و در حقیقت برای خود رقیب بتراشند. اکثر کلکسیونرهای آثار هنری علاقه مند به خرید و جمع‌آوری این آثار هستند و نه به فروش آن‌ها و نمی‌خواهند از مجموع آثاری که جمع‌آوری کرده‌اند چیزی کم شود.

                    

وقتی شما چنین شناختی را به شخص دیگری یاد بدهید در واقع برای خود رقیب درست کرده‌اید و پیدا شدن رقیب به ضرر شماست نه به نفع شما. لکن پدر از آنجایی که انسان بسیار خوش قلبی بودند بدون توجه به این موارد چون دریافتند که منوچهر هم همانند خودشان به این رشته علاقه‌مند است برآن شدند که در این راه مشوق او باشند و همچون معلمی که به شاگردی علاقه‌مند چیزی را یاد می‌دهد به او آموزش دادند و ناگفته نماند که منوچهر هم در این زمینه با استعداد بود و یاد می‌گرفت و بعدها خودش زمانی که در پاریس زندگی و تحصیل می‌کرد ظاهرا یک گالری نقاشی‌ راه‌اندازی کرده و در خارج از کشور آثار هنری را خریداری و در گالری خود در معرض نمایش قرار می‌دهد، اما اینکه این موضوع یاد دادن و تشویق چه منافع مالی‌ می‌توانسته برای پدر به‌دنبال داشته باشد را باید از خود منوچهر برومند سوال کرد؟
 
 منوچهر برومند در مصاحبه خود گفته بود ادیب برومند تابلوهای حسین خطائی نقاش بلندپایه اصفهانی را که از روی نیاز به بهای اندک به وی فروخته بود و صدها برابر ارزش مادی داشت، به حساب نیکوکاری خود می‌گذاشت و از زمره‌کارهای خیر خود می‌دانست و در همه محافل هم از این عمل خود یاد می‌کرد، آیا چنین چیزی صحت دارد؟
پوراندخت برومند: شادروان حسین خطایی هنرمندی چیره دست بود که علاوه بر نگارگری در هنرهای دیگر از جمله طرح مینیاتور معرّق، سوخت، تشعیر، مشبک‌سازی و ... هنرمندی شیرین کار بود و در بسیاری از آثار هنری، مهارت‌های یاد شده را به‌ کار می‌گرفت و مجموعه‌ای از این هنرها که قاب‌سازی با نقش‌های گل و مرغ و مینیاتور را نیز شامل می‌شد در تابلوهای او به چشم می‌خورد. پدر در مقاله‌ای چاپ شده در کتاب طراز سخن با نقل خاطره‌ای از آشنایی‌اش با این هنرمند از وی به نیکی یاد کرده و با تحسین هنر وی او را استادی پر هنر و به لحاظ سجایای اخلاقی هنرمندی وارسته، بی‌آلایش، با متانت و محجوب و دیندار توصیف کرده است. حال باید پرسید آیا سفارش تابلویی با موضوع دیدار شیرین و فرهاد در بیستون به استاد خطایی و تحسین وی و ترغیب هنر دوستان به خرید آثاری از این هنرمند، کاری زشت و ناروا بوده یا شایسته و در خور تقدیر.

لازم به ذکر است که مقالات و مصاحبه های پدر در رابطه با هنر در کتاب های طراز سخن ، از نقطه تا نگار و از دیر زمان در بسیاری از مجلات هنری از جمله هنر و مردم، نگارستان، یاد نامه های بزرگان ادب و هنر و ... به چاپ رسیده که در آن مقالات به تاریخچه و سیر نقاشی در ایران از عهد تیموری تا اواخر دوره قاجار، مکاتب مختلف هنری از مکتب هرات و تبریز تا مکتب تهران پرداخته و با نگاهی کارشناسانه به انواع آثار هنری از مینا کاری، نقش‌آفرینی اشیاء لاکی (قلمدان و قاب آیینه)، دیوارنگاری، تذهیب، شمایل‌سازی، کتاب‌آرایی و ... با شرحی در خصوص پدیدآورندگان آثار با ارزش هنری از جمله رضا عباسی، محمد زمان، سمیرمی، بهزاد، میرزا آقا امامی و بسیاری از نادره کاران بزرگ این مرز و بوم به رشته تحریر در آورده و درباره هنر خوشنویسی و خوشنویسان برجسته‌ای چون میرعماد نیز مقالاتی به چاپ رسانده که مرجع پژوهش های هنری قرار گرفته است. ملی گرایی و ایران دوستی پدر، انگیزه او برای نگهداری از آثار هنری و شناساندن و گسترش آگاهی درباره هنر ایران بوده است.

علاقه پدر به هنر و آموزش آن زایدالوصف بود و خانه ما، منزلگاه کارشناسان و هنر دوستانی بود که با دیدن آثار هنری و راهنمایی‌های پدر به آگاهی علمی در زمینه‌های گوناگون هنر، دست می‌یافتند و منوچهر برومند هم برخوردار از موقعیتی خاص بود و آموخته‌های هنری‌اش مدیون علاقه‌مندی و فراخ نظری پدر در هنر آموزی به او بود.

              
 
منوچهر برومند در جایی از صحبت‌هایش درباره طرز نگارش ادیب برومند می‌گوید در نگارش پدر شما غالبا ترکیبات مصدری به کار رفته و با آنچه رایج و مرسوم فارسی‌زبانان است همانند نیست که این مساله نشان می‌دهد نویسنده از لحاظ روحی در پی نوعی افتراق برج عاج‌نشینی است و می‌پندارد جایگاه ادبی‌اش ایجاب می‌کند که کاهش دادن را کاهش بخشیدن بنویسد و در جایی دیگر نیز درباره نظم و نثر ادیب برومند مطالبی عنوان می‌کند. نظر شما چیست؟ 
پوراندخت برومند: یکی از ویژگی‌های بارز زبان فارسی، ظرفیت و آمادگی پذیرش این زبان در ترکیب و پیوستن واژه‌های آن به یکدیگر است. منوچهر برومند به ترکیب‌سازی واژگان و نگارش ادیب برومند نیز نظری منفی دارد و به کار بردن واژگان پیوندی و مرکب را نشانه خودنمایی و برج عاج‌نشینی او قلمداد می‌کند. در صورتی که پدر نیز مانند بسیاری از گویندگان و نویسندگان متقدم و معاصر، بهره‌گیری از واژه‌های ترکیبی را که نشانه توانمندی و گستره وسیع زبان فارسی است، مدنظر قرار داده و در آثار خود ترکیبات آهنگین و خوش نقشی را که به‌دست فراموشی سپرده شده جایگزین کلمات عربی و فرنگی نموده و بر زیبایی و دلنشینی سخن خویش افزوده است.
ادیب برومند در سرودن انواع شعر پارسی از قصیده، قطعه، غزل، مثنوی و رباعی طبع‌آزمایی کرده و شاعری توانا در این عرصه ها به‌شمار می‌آید.

قصاید او بیشتر رنگ و بوی سیاسی و اجتماعی دارد و برخوردار از استحکام و استواریست و غزلیاتش خیال‌انگیز، پر نقش و نگار و مشحون از ظرایف ادبی با مضامین عاشقانه، عارفانه، اخلاقی، سیاسی و اجتماعیست. سبک شعر او در قصیده خراسانی و غزلیاتش به سبک عراقی متمایل است. پدر به جهت آنکه روحیه‌ای بلند پروازانه برای سرودن شعر فاخر داشت بیشتر در قالب قصیده شعر می‌سرود زیرا قصیده برای بیان آرمان‌های میهنی و آزادی‌خواهانه مناسب‌تر بوده و قصیده‌سرایی دشوارترین شیوه برای بیان مقصود به‌شمار می‌آید.

اما در بیان عشق و عرفان، غزلیاتی نغز و دل‌انگیز در مجموعه غزلیاتش با نام «درد آشنا» به چشم می‌خورد. ادیب برومند مثنوی بلندی در توصیف اصفهان دارد که نمونه درخور توجهی از مثنوی سرایی اوست که به توصیف طبیعت زیبای اصفهان می‌پردازد و با ذکر رویدادهای تاریخی آن از فرهنگ، چگونگی معیشت، ادبیات، شعر، موسیقی، معماری و انواع هنرها و صنایع دستی که حاصل قریحه شاعران و دسترنج صنعت‌گران و هنرمندان این دیار است سخن می‌گوید.
 
جایی از مصاحبه منوچهر برومند به کتاب «نگارستان ادیب» اشاره می‌کند که از حیث عکاسی و چاپ و صفحه‌آرایی و صحافی حرف ندارد، ولی از لحاظ محتوا، اشیاء ارائه‌شده و مقدمه‌ای که به قلم مرحوم ادیب برومند نوشته شده، جنبه القای نادرستی دارد و از این بابت اظهار تأسف می‌کند، اگر پاسخی در این زمینه دارید بفرمایید.
 پوراندخت برومند: درباره کتاب «نگارستان ادیب» نیز منوچهر برومند علاوه بر داستان‌پردازی‌هایی که ذکر آن گذشت و اشاره او به اشتباهاتی که در توصیف آثار شده است، با طرح این مسئله که برخی از آثار جعلی در این مجموعه قرار دارد و در مورد یکی از این آثار مدعی رقم جعلی آن توسط عبدالله آدمیت است که با سفارش پدر، صورت پذیرفته عملاً با دروغزنی و افترا و ادعای کذب، به نظر می‌رسد چشم خود را بر امکان پیگیری قانونی انتساب این عنوان بسته نگاه داشته است.
 
شهریار برومند :کتاب نگارستان ادیب از جمله کتب هنری بوده که در سال 1392 و به هزینه شخصی پدر و توسط انتشارات گلدسته در یک‌هزار نسخه به چاپ رسید و در برگیرنده مجموعه آثار هنریست که پدر در طول سالیان دراز جمع‌آوری و نگهداری کرده‌اند.
برای معرفی این کتاب فاخر در دو نوبت مراسم رونمایی یکی در اصفهان و دیگری در تهران برگزار شد و در هر دو مراسم اساتید محترمی از جمله آقایان زنده‌یاد دکتر باستانی پاریزی، دکتر الهی قمشه‌ای، استاد آیدین آغداشلو، حجت الاسلام سید محمود دعایی، دکتر حمید فرهمند بروجنی، آقای مرادخانی و ... به ایراد سخنرانی درباره این کتاب و اهمیت مجموعه‌داری و تقدیر از پدر پرداختند.کتاب نگارستان ادیب در زمان کوتاهی نایاب شد و امید است در شرایط مناسبی امکان چاپ مجدد آن فراهم شود. اظهارات غیر مستند و غیرکارشناسانه آقای منوچهر برومند درباره این کتاب ارزشمند متاسفانه می‌تواند ناشی از بغض و حسد باشد زیرا همان‌طور که قبلا گفته شد از طریق راهنمایی و تشویق پدر به جمع‌آوری آثار هنری علاقه‌مند شده است.
 
او در جایی مطرح کرده که ادیب برومند را فقط به‌دلیل خط خوشی که داشت منشی کنگره جبهه ملی کردند، آیا توضیحی در این زمینه دارید؟
پوراندخت برومند: درباره جریان برگزاری نخستین کنگره جبهه ملی ایران و انتخاب پدر به سمت منشی شورا، توضیح این نکته لازمست که زنده‌یاد دکتر غلامحسین صدیقی در جلسه فوق بیان می‌دارد: «بنده وظیفه اخلاقی خود می‌دانم و تصور می‌کنم احزاب شورای مرکزی جبهه ملی ایران نیز با من موافق باشند که در این محضر شریف از مراتب ادب و احساسات پاک و علوّ نفس دوست معظم و فاضل و ادیب خود یعنی آقای ادیب برومند یاد کنم (تشویق حضار) و تصور می‌کنم که برای ما بسیار شایسته خواهد بود که در آن سطح و در میان نام دبیران، مردی ادیب، یعنی نام ادیب برومند را داشته باشد.» همچنین ایشان گفته بودند ادیب برومند هم ادیب است و هم برومند. ادیب برومند با 129 رأی به سمت منشی اول انتخاب می‌شود. (کتاب صورتجلسات کنگره جبهه ملی ایران به کوشش امیر طیرانی)
 
منوچهر برومند درباره انتخابات و فعالیت ادیب برومند در انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی مسایلی را بیان کرده است از جمله اینکه ادیب برومند از حیدر علی‌خان کارمزد دریافت می‌کرده یا اینکه مرحوم ادیب ادعای مبارزه با صارم‌الدوله را داشته درحالی‌که امینی اخگر با صارم‌الدوله مبارزه می‌کرده نه ادیب برومند، آیا حرفی مبنی بر رد این مدعا دارید؟
 پوراندخت برومند: مسئله تجدیدنظر در قرارداد 1933 و طرح لایحه الحاقی، حساسیت ویژه‌ای را در خصوص انتخابات دوره شانزدهم مجلس برانگیخته بود. پدر نیز که در آستانه 25 سالگی قرار داشت و از سال‌های نوجوانی اشعار انقلابی و میهنی‌اش علیه متنفذین و دست نشاندگان سیاست‌های بیگانه در روزنامه‌ها و جراید به چاپ می‌رسید به عرصه مبارزات انتخاباتی وارد شده و از دایی خود حیدر علی خان برومند کاندیدای انتخابات اصفهان که در این موقعیت به ارکان نفوذ دولتی نزدیک نبود، حمایت کرد. پدر در کتاب یاد مانده‌ها می‌نویسد: «من که سری پرشور از احساسات ملی در مخالفت با سیاست‌های استعماری داشتم، موقع را برای مبارزه با بنگاه وکیل تراشی صارم‌الدوله و مقابله با نفوذ فراوان او غنیمت شمردم.»

ادیب برومند ادعای مبارزه مستمر با صارم‌الدوله نداشته و صرفاً مسئله انتخابات دوره شانزدهم اصفهان او را به مقابله مقطعی با صارم الدوله به جهت اعمال نفوذش در انتخابات آن دوره کشانده بود. قابل ذکر است که در انتخابات دوره شانزدهم مجلس، تهدید و ناامنی و تقلب متنفذین کارساز می‌شود و شکایات و مدارک مستدل مربوط به تقلب، راه به جایی نبرده، در اکثر استان‌ها و شهرستان‌ها، وکلای حقیقی از جمله حیدرعلی برومند به مجلس راه نمی‌یابند. در همان زمان پدر دو چکامه انتقادی در مورد انتخابات تحت عنوان انتخابات رسوا سرود که در مجموعه اشعار ایشان و کتاب سرود رهایی به چاپ رسیده است.


              

مسئله کمک مالی دایی به خواهرزاده در مورد فعالیتی که به نتیجه دلخواه نیز نرسیده است، اصولا موضوعیتی نداشته، داستان‌سرایی و تراوشات ناشی از آشفتگی‌های گوینده است که در سرتاسر این مصاحبه مشهود می‌باشد و ادعای معاملات ربوی که بارها به آن اشاره می‌کند خلاف واقع و نشر اکاذیب درباره کسی است که پاک دستی‌اش بر همگان روشن و مبرهن است.
ضمنا آقای امیر قلی امینی اخگر، صاحب امتیاز و مدیر مسئول روزنامه اصفهان از دوستان پدر بود و شعرها و نوشته‌های پدر را مستمرا در روزنامه خود به چاپ می‌رساند.
 
در گفت‌وگوی قبلی بیان شد که قرآن نفیسی به خط زین‌العابدین قزوینی که خوشنویس خاص دربار فتحعلیشاه قاجار بود را ادیب برومند در سال 1354 توسط محمدحسین دولتشاهی که واسطه خرید قرآن برای موزه نیاوران و رابط ادیب برومند با دفتر موزه دربار بود می‌خرد و از آنجا که مهر ناصرالدین‌شاه قاجار در کنار نام کاتب در آن دیده می‌شد مسلم و مسجل بود که این قرآن متعلق به کتابخانه سلطنتی سابق است؛ ولی در کتابخانه ادیب برومند بود و این قرآن که از سال 1354در مجموعه ادیب برومند نگهداری می‌شد در ازای پرداخت مبلغی گزاف به جایگاه اصلی‌اش یعنی کتابخانه ملی که جایگزین کتابخانه سلطنتی سابق است بازگشت، این گفته‌ها تا چه حد صحت دارد؟
 شهریار برومند: این قرآن قبل از انقلاب در اختیار شاهزاده خانمی بوده که احتمالا بصورت موروثی به ایشان رسیده و زمانی تصمیم به فروش آن می‌گیرد تا شاید از مبلغی که از بابت فروش آن به‌دست می‌آورد بتواند برای خود آپارتمانی خریداری نماید. آقای دولتشاهی به اتفاق شخص دیگری قرآن را جهت کارشناسی از نظر خط و سایر ظرایف هنری مانند تذهیب و طلااندازی و ارزش و غیره نزد پدر می‌برند و ایشان با دیدن آن شگفت‌زده شده و ضمن برشمردن هنرهای به‌کار رفته در آن از هرگونه قیمت‌گذاری خودداری کرده و گفته بودند من برای این اثر هنری نمی‌توانم ارزشی درخور آن تعیین کنم.

لذا شاهزاده خانم به سبب آشنایی با آقای دولتشاهی از او می‌خواهد که ایشان از طریق همسر سویسی خود که ریاست کتابخانه فرح پهلوی را داشته قرآن را جهت هدیه به آنجا ببرد.
آقای دولتشاهی هم این قرآن ارزشمند را به کتابخانه فرح پهلوی می‌برند تا آنجا توسط کارشناسان ایشان قیمت‌گذاری شود و برای آن کتابخانه خریداری شود. ظاهرا قرآن برای مدتی در آنجا می‌ماند و به دلیل غیبت طولانی مدت مقومین کتابخانه، آقایان یحیی ذکاء و محسن فروغی نه قیمتی برای آن مشخص می‌شود و نه تصمیمی برای خرید آن گرفته می‌شود و این معطلی موجب کدورت خاطر شاهزاده خانم که قصد واگذاری آنرا داشته فراهم می‌سازد و به آقای دولتشاهی می‌گوید که قرآن را از کتابخانه بازپس گرفته و به وی مسترد بدارد. از این ماجرا مدتی می‌گذرد و پدر در سال 1355 به سفر حج تمتع مشرف می‌شوند و در بازگشت اشعاری در وصف خانه کعبه و مرقد حضرت رسول می‌سرایند و در مجموعه‌ای به نام «ارمغان سفر حج» به چاپ می‌رسانند. آقای دولتشاهی پس از اینکه قرآن را از کتابخانه فرح پهلوی بازپس می‌گیرد آنرا مجددا نزد پدر می‌آورد و ایشان نیز تمایل خود جهت خرید آنرا اعلام می‌دارند. آقای دولتشاهی هم نزد آن شاهزاده خانم می‌رود و صحبت‌های پدر را برای او بازگو می‌کند. پس از چندی خانمی که صاحب قرآن بود به آقای دولتشاهی می‌گوید از آنجایی که من قصد ندارم این قرآن را نگهداری کنم آن را نزد همان کسی که منصف بود و ارزش بالایی برایش در نظر گرفته بود ببر و بگو هر چقدر می‌تواند این کتاب را بخرد من هم راضی هستم.

پدر به آقای دولتشاهی می‌گویند ارزش هنری این قرآن بیش از چیزی است که من توان پرداختش را دارم و آن خانم از اینکه پدر آنقدر با صداقت درباره ارزش هنری قرآن صحبت کرده و ارزش اثر را درک کرده قرآن را با قیمت توافقی به پدر واگذار نمود. پدر بر این باور بودند که بدست آوردن چنین قرآن با ارزش و کم نظیر، به نوعی پاداش خداوندی به سبب سرودن اشعار سفر حج ایشان بوده است.
چند سال پیش پدر تصمیم گرفتند قرآن در جای امنی در داخل ایران نگهداری شود تا همگان بتوانند آن را ببینند و از دیدن چنین اثری لذت ببرند. افرادی که در کار جمع‌آوری آثار هنری هستند خواستار خرید قرآن از پدر شدند لکن پدر ابتدا از خریداران سوال می‌‌کردند که قصدشان از خرید قرآن چیست و وقتی متوجه می‌شدند که قصد آنان از خرید، نگهداری در خارج از کشور است از واگذاری آن خودداری می‌کردند. قابل ذکر است که استناد آقای منوچهر برومند به شایعه تمایل آقای زکی یمانی به خریداری قرآن موضوعیتی نداشته و مشخص نیست این همه اطلاعات غیر واقعی را از کجا به دست آورده‌اند؟

در دوران ریاست آقای مهندس مرعشی در سازمان میراث فرهنگی وگردشگری من نزد ایشان رفتم و قرآن را به ایشان نشان دادم و بسیار استقبال کردند و درصدد کارشناسی و خرید آن بر آمدند که قدری به‌ طول انجامید، لکن کتابخانه ملی در دوره ریاست آقای دکتر اشعری نیز به خرید و نگهداری و چاپ آن علاقه فراوان نشان دادند و سرانجام با موافقت پدر و در ازاء مبلغی کمتر از ارزش واقعی آن، قرآن به کتابخانه ملی واگذار شد. توضیح این نکته لازمست که زمانی که این قرآن در اختیار پدر بود چندین بار برای نشان دادن آن در نمایشگاه های قرآن در داخل کشور، نهادهای مسئول آن را به رسم امانت گرفتند و پس از اختتام نمایشگاه به پدر بازپس می‌دادند و حتی یکبار در اخبار سیما نیز نشان داده شد و توضیحاتی پیرامون آن ارائه گردید. لذا، اظهارات آقای منوچهر برومند در خصوص این قرآن و نحوه ابتیاع آن توسط پدر و نحوه واگذاری آن متاسفانه همانند سایر اظهاراتش مغرضانه و صد در صد غیر واقعی است. (برای آگاهی بیشتر در این باره رجوع شود به کتاب از نقطه تا نگار، مصاحبه کریم فیضی با ادیب برومند، انتشارات روزنامه اطلاعات)
 
 منوچهر برومند همچنین گفته است ادیب برومند که یکی از اعضای جبهه ملی است با یکی از طرفداران نظام شاهنشاهی به نام مهدی جوادی دوست بوده و ادیب برومند چرا باید با چنین کسی دوست باشد؟ چه پاسخی دارید؟
جهانشاه برومند: در مورد ادعای منوچهر برومند نسبت به دوستی زنده‌یاد ادیب با آقای مهدی جوادی در دهه 40 به بعد که طبق گفته وی، نامبرده در سال 1332 در کودتای 28 مرداد نقش داشته است:
اولا: آقای مهدی جوادی زمانی با ادیب برومند همکلاس بوده‌اند و ایشان نه شخصیتی معروف و نه شخصیتی سیاسی بوده است که کسی بداند در روز 28 مرداد سال 1332 چه کرده است. لذا صحت و سقم این سابقه اساسا مشخص نیست. آقای مهدی جوادی کارشناس عتیقه و آثار هنری قدیمی و خریدار و فروشنده این‌گونه آثار بوده که از دهه 40 به بعد بدلیل ارتباط هنری و کارشناسی آثار با ادیب برومند مراوداتی برقرار نموده است.

نه ادیب برومند در سال‌های زمامداری دکتر مصدق و کودتای 28 مرداد با وی ارتباطی داشته و نه او از عناصر شناخته شده‌ای چون برادران رشیدیان و مظفر بقایی و غیره بوده که گذشته‌اش برای بسیاری مشخص بوده باشد. ارتباط و دوستی مجدد ایشان با ادیب برومند صرفا بر مبنای علاقه‌مندی و جمع‌آوری و شناسایی آثار هنری بوده و نه ارتباط مرامی و اندیشه‌ای. او نه قبل از انقلاب مصدر کاری بوده و نه بعد از آن.

تازه‌، به فرض آنکه آقای مهدی جوادی در گذشته عقایدی متفاوت از عقاید ملی‌گرایانه ادیب برومند داشته است، این چه ارتباطی با سلام و علیک و یا ارتباط کاری و ذوقی و غیره دارد؟!
بسیاری از دوستان زنده یاد ادیب برومند در زمینه شعر و ادبیات افکار سیاسی متفاوتی داشتند و آیا او می‌بایست با همه آنان قطع ارتباط و دوستی می‌کرد؟ این تصور تنها از جزم اندیشی فردی تراوش می‌کند که خود را روشنفکر و دمکرات می‌داند و تنها هدفش تخریب شخصیت بزرگان است.
این اظهر من الشمس است که زنده‌یاد ادیب برومند پس از اختلاف شاه با مصدق از طرفداران جدی مصدق شد و تا پایان عمر هرگز از راهی که رفته بود بازنگشت و علیرغم پیشنهاداتی که به وی می‌شد نه در قبل و نه بعد از انقلاب به دنبال پست و مقام نرفت و نه به دنبال استفاده‌های مادی از قدرت‌مداران و نهادهای وابسته به قدرت.

وی حتی به‌خاطر شهرت نیز که بسیاری از اهل ادب و هنر بدنبال آن هستند با هیچ رسانه دولتی همکاری نکرد که مبادا خدشه‌ای به اندیشه‌های سیاسی او وارد شود. در رابطه با شخصیت سیاسی، اجتماعی و ادبی او لطفا رجوع شود به مستند «حاصل هستی» که در دو دی وی دی 120 دقیقه‌ای شرح حال زندگی او توسط خود و بسیاری از صاحب‌نظران سیاسی و ادبی نقل گشته و گفتارها همه زنده و با نمایش فیلم است و نه محاوره‌های مجلسی و نقل‌های محفلی.
از پایمردی او در راه آزادیخواهی و وطن‌دوستی و از ارزش‌های شعری و ادبی او رجوع شود به گفتارهایی از بزرگانی چون دکتر ضیاء الدین سجادی، دکتر غلامعلی رعدی آذرخشی، دکتر ابراهیم باستانی پاریزی، دکتر مظاهر مصفا، دکتر میر جلال‌الدین کزازی، دکتر الهی قمشه‌ای، استاد ابوالحسن ورزی، استاد رحیم معینی کرمانشاهی، بانو سیمین بهبهانی، استاد آیدین آغداشلو، حسین شاه حسینی، مهندس کورش زعیم و شمار زیادی از بزرگان در مستند «حاصل هستی» و در نوشته‌هایی جداگانه از زنده‌یادان جلال‌الدین همایی، دکتر غلامحسین صدیقی، الهیار صالح، دکتر پرویز ورجاوند و همچنین دکتر هرمیداس باوند، دکتر حسین موسویان، پروفسور فضل‌الله رضا، دکتر محمدرضا راشد محصل، دکتر احمد اقتداری، دکتر ناصر تکمیل همایون، دکتر عبدالله انوار و غیره... در کتاب «آفرین ادیب»
 
در مورد اظهارات آقای منوچهر برومند در رابطه با پیشکش کردن تابلویی به موزه فرح پهلوی چه پاسخی دارید؟
جهانشاه برومند: درباره پاره‌ای از موارد که آقای منوچهر برومند اظهار داشته‌اند، با وجود اینکه از دیدگاه من ارزرش پاسخگویی ندارد ولی بر خود لازم می‌دانم توضیحاتی هر چند مختصر را در این رابطه بازگو نمایم:
در مورد پیشکش نمودن تابلویی به فرح پهلوی در سال 1354 که ظاهرا در شورای جبهه ملی بعد از انقلاب جهت انتخاب هئیت رهبری بین زنده‌یادان ابراهیم کریم آبادی و ادیب برومند مشاجره لفظی صورت گرفته قضیه از این قرار بوده است که در آن سال زنده‌یاد ناصر خدایار که خود نویسنده و خبرنگار و زمانی از خبرنگاران طرفدار دکتر مصدق بوده ولی بعدها مشاور دربار و فرح پهلوی گردیده، به مناسبت آشنایی ادبی با ادیب برومند از ایشان می‌خواهد که چون تعدادی از گردآورندگان آثار هنری اشیایی را به موزه در دست تاسیس فرح پهلوی اهدا کرده‌اند، ایشان نیز جهت تشویق ملکه به حفظ و نگهداری آثار هنری ایران اثری را به موزه مذکور پیشکش نمایند که در این رابطه استاد ادیب برومند هم با ارائه تابلویی به این کار مبادرت می‌ورزند ولی بعد چند ماه این تابلو به دلایل نامعلوم به ایشان مسترد می‌گردد.

این مساله توسط مرحوم کریم آبادی دست‌آویزی جهت عدم انتخاب ادیب برومند در هئیت رهبری جبهه ملی سال‌های آغازین انقلاب می‌گردد که ادیب برومند هم وکالت و ارتباط آقای کریم‌آبادی را در بانک ایرانیان آقای ابوالحسن ابتهاج مطرح می‌کند ولی سرانجام بگو مگوها پایان می‌گیرد و ادیب برومند با رای اکثریت اعضاء شورا به عضویت هیئت رهبری جبهه ملی ایران انتخاب می‌شود. 
حال آیا یک بگو مگو یا اختلاف‌نظر که نه تنها در بیشتر جلسات حزبی بلکه در یک جلسه مجتمع ساختمانی هم مابین همسایگان رخ می‌دهد رویداد مهم و قابل مطرح کردنی در یک مصاحبه می‌تواند باشد؟
 
نظر شما در مورد اظهارات منوچهر برومند در خصوص اپرت ایران پر آشوب و نمایشنامه نویسی ادیب برومند چیست؟
پوراندخت برومند : ادیب برومند اپرت ایران پرآشوب را در سال 1326 در اصفهان به روی صحنه برد و با اشعاری در انتقاد از اوضاع نابسامان ایران، آرزوی شاعر میهنی را در برپائی نهضتی علیه بیدادگری به تصویر کشید. منوچهر برومند در مورد اپرت ایران پر آشوب، استقبال مردم از این اپرت حماسی و وطن‌خواهانه را نادیده می‌گیرد و آن را نمایشنامه‌ای ناکام ارزیابی کرده، بر آن قلم بطلان کشیده و غرض ورزی نابکارانه‌اش را آشکار می‌سازد.
 
منوچهر برومند در مورد زندانی شدن و دوران حبس ادیب برومند مطالبی بیان داشته است. پاسخ شما چیست؟
جهانشاه برومند: بر خلاف گفته ها و نقل قول های آقای منوچهر برومند مبنی بر ترس و دلهره استاد ادیب برومند به هنگام زندانی شدن در زندان قزل قلعه، ایشان نه تنها هرگز ترسی به دل راه نداد، بلکه علی‌رغم نصایح پسر عموی مهربانش تیمسار سپهبد ناصرقلی برومند هرگز حاضر به اظهار ندامت جهت رهایی از زندان نشد و تا پایان دوره‌ای که زندانیان به تناوب آزاد می‌شدند در زندان بسر برد، لذا اظهارات وی در مورد سفارش و رهایی زودتر ایشان نسبت به سایرین پایه و اساسی ندارد. موید پایمردی و عدم ترس ادیب برومند را می‌توان در تحصن داوطلبانه وی در سال 1339 در مجلس سنا یادآور شد.

و اما در مورد موضوع اختلاف نظر جزئی و کم اهمیت ایشان با زنده‌یاد سید محمدعلی کشاورز صدر در تحصن مجلس سنا می‌توان به کتاب «زندگی‌نامه و خاطرات سیاسی سید محمد علی کشاورز صدر» رجوع نمود که به نقل خاطراتی از ادیب برومند با کشاورز صدر در آن ایام اشاره دارد.
در جایی از این خاطرات زنده‌یاد کشاورز صدر می‌گوید وقتی یکی از خبرنگاران به مجلس سنا آمد و من سخنگوی جبهه ملی بودم از من نام متحصنین را جویا شد و زمانی که من نام ادیب برومند را آوردم خبرنگار با هیجان پرسید
«همان شاعر معروف؟»
زنده‌یاد کشاورز صدر بیان نمود که وقتی من این سوال خبرنگار را به دوستان متحصن گفتم، زنده یاد دکتر صدیقی با لحن خاص خودشان فرمودند «خوب است، خوب است که بدانند شاعر معروفی هم در میان ما هست»
جالب است که منوچهر برومند از آنچه در تایید زنده‌یاد ادیب برومند توسط همفکران ایشان بیان شده است چیزی نمی‌گوید و تنها به ذکر اختلاف‌نظرهای جزیی که در هر جمعی پیش می‌آید سخن می‌راند!

منوچهر برومند همچنین اظهاراتی در رابطه با قبول وکالت بانک ملی توسط استاد ادیب برومند مطرح نموده. پاسخ شما چیست؟
پوراندخت برومند : قبول وکالت دعاوی بانک ملی ایران از سوی استاد ادیب برومند هیچ ارتباطی به آشنایی و نزدیکی با رژیم گذشته نداشته و همواره بانک‌ها برای طرح دعاوی در محاکم دادگستری از وکلای مبرز کانون وکلای دادگستری جهت احقاق حقوق خود بهره می‌گرفتند و بسیاری از مخالفین رژیم گذشته و از طرفداران دکتر مصدق در پاره‌ای از ادارات و موسسات دولتی و یا شرکت‌های خصوصی بدون هیچگونه وابستگی مصدر اموری بودند.
 
منوچهر برومند همچنین اظهاراتی در رابطه با ادعای مقوم بودن استاد ادیب برومند جهت آثار هنری ایرانی موزه فرح پهلوی و همچنین اختلافات ملکی خود با ایشان مطرح نموده است.
پاسخ شما چیست؟
 شهریار برومند: در خصوص ادعای تقویم آثار هنری ایرانی موزه فرح پهلوی نیز استاد ادیب برومند علیرغم تبحر و تسلط در کارشناسی آثار عتیقه ایرانی، هیچگاه مقوّم رسمی و غیر رسمی اینگونه آثار موزه در دست تهیه فرح پهلوی نبوده است.
در مورد تضییع حقوقی ملکی و میراثی خانوادگی همین بس که پس از فوت زنده یاد علیرضا خان برومند، پدر منوچهر برومند، و با توجه به اینکه مادر آن مرحوم در قید حیات بودند، وصیتنامه‌ای به توصیه و با دستخط ادیب برومند مبنی بر واگذاری سهم‌الارث پدر آقای منوچهر برومند به نفع بازماندگان ایشان تنظیم و به رشته تحریر درآمد و بدین ترتیب منوچهر برومند و برادرشان از این اقدام منتفع گردیده‌اند.

    

گذشته از موارد ذکر شده، منوچهر برومند با طنزی تلخ و گزنده، همواره طی سالیان متمادی در قالب شعر و داستان‌های فکاهی و خالی از لطف نسبت به خویشاوندان درخور احترام در وب سایت خود و یک مورد هم در صفحه 290 شماره 31 نشریه مهرنامه توهین و دروغ‌پردازی کرده که موجب رنجش آنان و بازماندگانشان را فراهم ساخته است.

مصاحبه از: ساجده سلیمی. الهه شمس
 
 
کد مطلب : ۲۹۳۳۸۹
http://www.ibna.ir/vdcbwfb59rhb9fp.uiur.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

feedback
Iran, Islamic Republic of
بی طرف
منوچهر برومند فردی باذوق و هنرشناس اما متاسفانه انسانی اهل کینه و دشمنی است و نسبت به خویشاوند نزدیکش زنده یاد ادیب برومند،به بهانه نقد ادبی و سیاسی با بی مهری و خشونت هرچه تمام تر داوری می کند.امیدواریم لحن آرام و محترمانه فرزندان ادیب در پاسخ به ایشان سبب توجه بیش ترآقای منوچهر به اخلاق و ادب نفس در سنین بالای شصت سالگی شود. هیچ کس در این جهان ابدی نیست چه در ایران چه در پاریس !امیدوارم همه ما از استادانی مانند همایی و بهمنیار و گلچین معانی درس ادب به هر دو معنی و صفا و سعه صدر فراگیریم.با درود و احترام به ادیب و منوچهر و فرزندان این دو .
feedback
Malaysia
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
با درود و تشکر از خبرگزاری ایران (ایبنا)
که این فرصت را در اختیار فرزندان زنده یاد استاد ادیب برومند قرار دادند تا در خصوص یاوه گویی های منوچهر برومند با متانت و بردباری با سند و مدارک معتبر جوابگو باشند
کسانی که با شخصیت والا و انسانی و اخلاقی استاد ادیب برومند آشنا هستند میدانند که این یاوه گویی ها شان و‌منزلت آن بزرگوار را خدشه دار نمیکندو
سخن گژی گفتن ز بیچارگیست
به بیچارگان بر بباید گریست
feedback
Malaysia
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
با درود و تشکر از خبرگزاری ایران (ایبنا)
که این فرصت را در اختیار فرزندان زنده یاد استاد ادیب برومند قرار دادند تا در خصوص یاوه گویی های منوچهر برومند با متانت و بردباری با سند و مدارک معتبر جوابگو باشند
کسانی که با شخصیت والا و انسانی و اخلاقی استاد ادیب برومند آشنا هستند میدانند که این یاوه گویی ها شان و‌منزلت آن بزرگوار را خدشه دار نمیکندو
سخن گژی گفتن ز بیچارگیست
به بیچارگان بر بباید گریست
feedback
Malaysia
م_ب
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
با درود و تشکر از خبرگزاری ایران (ایبنا)
که این فرصت را در اختیار فرزندان زنده یاد استاد ادیب برومند قرار دادند تا در خصوص یاوه گویی های منوچهر برومند با متانت و بردباری با سند و مدارک معتبر جوابگو باشند
کسانی که با شخصیت والا و انسانی و اخلاقی استاد ادیب برومند آشنا هستند میدانند که این یاوه گویی ها شان و‌منزلت آن بزرگوار را خدشه دار نمیکندو
سخن گژی گفتن ز بیچارگیست
به بیچارگان بر بباید گریست
feedback
Malaysia
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
با سلام و‌تشکر از خبرگزاری ایران (ایبنا)
که این فرصت را در اختیار فرزندان زنده یاد استاد ادیب برومند قرار دادند تا در خصوص یاوه گویی های منوچهر برومند با متانت و بردباری که نشان دهنده شخصیت و منش و رفتار آن بزرگواران است با سند و مدارک معتبر جوابگو باشند
کسانی که با شخصیت والا و انسانی و اخلاقی استاد آشنا بودند میدانند که این یاوه گویی ها شان و منزلت آن بزرگوار را خدشه دار نمیکند و
سخن کژی گفتن ز بیچارگیست
به بیچارگان بر بباید گریست
feedback
Malaysia
م_ب
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
با درود و تشکر از خبرگزاری ایران (ایبنا)
که این فرصت را در اختیار فرزندان زنده یاد استاد ادیب برومند قرار دادند تا در خصوص یاوه گویی های منوچهر برومند با متانت و بردباری با سند و مدارک معتبر جوابگو باشند
کسانی که با شخصیت والا و انسانی و اخلاقی استاد ادیب برومند آشنا هستند میدانند که این یاوه گویی ها شان و‌منزلت آن بزرگوار را خدشه دار نمیکندو
سخن گژی گفتن ز بیچارگیست
به بیچارگان بر بباید گریست
feedback
Malaysia
م_ب
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
با درود و تشکر از خبرگزاری ایران (ایبنا)
که این فرصت را در اختیار فرزندان زنده یاد استاد ادیب برومند قرار دادند تا در خصوص یاوه گویی های منوچهر برومند با متانت و بردباری با سند و مدارک معتبر جوابگو باشند
کسانی که با شخصیت والا و انسانی و اخلاقی استاد ادیب برومند آشنا هستند میدانند که این یاوه گویی ها شان و‌منزلت آن بزرگوار را خدشه دار نمیکندو
سخن گژی گفتن ز بیچارگیست
به بیچارگان بر بباید گریست
feedback
Malaysia
م_ب
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
با درود و تشکر از خبرگزاری ایران (ایبنا)
که این فرصت را در اختیار فرزندان زنده یاد استاد ادیب برومند قرار دادند تا در خصوص یاوه گویی های منوچهر برومند با متانت و بردباری با سند و مدارک معتبر جوابگو باشند
کسانی که با شخصیت والا و انسانی و اخلاقی استاد ادیب برومند آشنا هستند میدانند که این یاوه گویی ها شان و‌منزلت آن بزرگوار را خدشه دار نمیکندو
سخن گژی گفتن ز بیچارگیست
به بیچارگان بر بباید گریست
feedback
Malaysia
م_ب
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
با درود و تشکر از خبرگزاری ایران (ایبنا)
که این فرصت را در اختیار فرزندان زنده یاد استاد ادیب برومند قرار دادند تا در خصوص یاوه گویی های منوچهر برومند با متانت و بردباری با سند و مدارک معتبر جوابگو باشند
کسانی که با شخصیت والا و انسانی و اخلاقی استاد ادیب برومند آشنا هستند میدانند که این یاوه گویی ها شان و‌منزلت آن بزرگوار را خدشه دار نمیکندو
سخن گژی گفتن ز بیچارگیست
به بیچارگان بر بباید گریست
feedback
Iran, Islamic Republic of
چند بار تو باید یک مطلب را تکرار کنی نفهم کسی که بایدتشکر کند مهندس منوچهر خان است که دوباره برایش زمینه فراهم شد افکار عامه متوجه اختلاف خود با عموی بدحساب عوام فریب حسودش کند .شک ندارم که در دلش قند آب می کنند .
feedback
Iran, Islamic Republic of
تو اول برو درست نوشتن یک مطلبی را یاد بگیر و بعد اظهار نظر کن که مردم متوجه بشوند که چه میگویی بیسواد
feedback
Iran, Islamic Republic of
ادیب مال بچه های ابوالفتح خان را هم خورده پرونده حقوقی بر علیه فرزندان ادیب در در جریان است.
feedback
Iran, Islamic Republic of
اولاً هر چه باشد ؛ قطعاً به تو مربوط نیست که خودت را نخود هر آشی میکنی
مملکت دادگاه دارد و به هر دادخواستی با ادله کافی رسیدگی میشود و اگر اشتباهی هم در موضوع تقسیم اراضی موروثی و خرید و فروش آنها پیش آمده باشد موضوع پس از ارجاع به کارشناسی و پس از صدور رای دادگاه ؛ بدون نیاز به دخالت اشخاص معلوم الحال حل و فصل میشود.
feedback
Iran, Islamic Republic of
محمد
منوچهر برومند فردیست دارای تلون مزاج که حدود یکسال قبل با غرض ورزی تمام مطالبی را به عموی خود زنده یاد ادیب برومند نسبت داده بود و از نحوه ی سوال و جوابها به وضوح مشخص بود که تعدادی سوال از پیش تعیین شده را به مصاحبه کننده داده تا طرح نماید و خود نیز جوابهایی غیر مستدل به آنها داده بود.
امروز جای بسی مسرت و خرسندی است که حقیقت مطالب توسط فرزندان ارجمندش برای اصحاب خرد و فرهنگ ،در کمال انصاف و رعایت ادب که دقیقا نقطه مقابل نحوه ی مصاحبه ی اقای منوچهر برومند است بیان نموده اند تا خدای ناکرده شبهه ای در خاطر خوانندگان عزیز و هموطنان گرامی باقی نماند.
زنده یاد ادیب برومند در سراسر زندگی خردمندانه ی خود از چنان جایگاهی برخوردار بود که یاوه سرائیهایی از ایندست قادر به اسیب رسانی به شخصیت والای وی نیست و بقول استاد سخن سعدی شیرازی...
شب پره گر وصل آفتاب نخواهد
رونق بازار آفتاب نکاهد.
feedback
Iran, Islamic Republic of
شرمباد بر برادر زاده اى كه براى مطرح كردن خود ، نسبت به عموى در گذشته و بسيار محترم و نامدار خود بى حرمتى كند و نسبت هاى ناروا و نا درستى باو بدهد . انهم در قالب يك مصاحبه مهندسى شده بى ارزش كه تنها برداشتى كه از ان ميشد انبوهى از غرض ها ومرض هاى كهنه را به نمايش مى گذاشت و نوعى نفرت پراكنى خويشاوندى را ارائه مى داد ، كه جنبه فاميلى داشت و هيچ ارتباطى به فضاى عمومى و رسانه اى نداشت و مى توان گفت كاملا خصوصى بود . و فارغ از بحث ازادى بيان نشر توهين اميز بعضى از مطالب ان گفتگو كوتاهى ناشر ان مصاحبه بوده و جاى شگفتى است اما با درج پاسخ فرزندان اديب برومند اميد وارم تا حدى جبران ازردگى دوستداران استاد اديب برومند بشود
feedback
Iran, Islamic Republic of
شرم بر عموی عوام فریب بی سوادی باد که اشیاء امانی برادر زاده را بالا‌می کشد و پس نمی دهد.
feedback
Iran, Islamic Republic of
اگر اسناد و مدارکی جهت ادعای کذب خودت مبنی بر بازپس ندادن اشیاء امانی داشتی حتماً در جایی نشان میدادی و حرف مقام پس گرفتن آنها بودی و حرف مفت نمی زدی
feedback
Iran, Islamic Republic of
جایگاه ادیب برومند همین بود که در جبهه ملی کاری کرد که چند ماه متوالی در عرصه مجازی در معرض انواع و اقسام توهین ها قرار گرفت‌‌‌ و نزدیک ترین خویشاوندش سالها او را در معرض نکوهش قرار داده سکه یک پولش کرده است . اگر شعور و تدبیری و فهم و کیاستی داشت نمی گذاشت‌ کار به اینجا بکشد. صحبت آقای دکتر امینی با مهری در شبکه یو توب را بشنوید تا متوجه شوید چه جایگاهی داشته و در نود سالگی‌ چه بلائی از روی بر سر خود آورده است
feedback
France
این مساله نیاز به این دارد که شما در جریان رویدادهایی که در ایران میگذشت و رسانه ای نبود باشید و سپس قضاوت کنید.
در همان جبهه ملی پنجم که ادیب برومند بسیاری از مبارزین خوشنام را گرد هم اورد و برای نگاه داشتن یک تشکیلات انان را دعوت کرد که یک جبهه ملی مستقل را با تمام ناهمواریها در حد بضاعت تشکیل دهند زنده یادانی چون علی اردلان، مهندس موحد،پرویز ورجاوند.،و..و‌ به ان پیوستند یا بعنوان هیات رهبری و یا سخنگو و غیره.
صرفنظر از اعلامیه ها و بیانیه ها یک اساسنامه و یک منشور تنظیم شد که یکی از مفاد ان جدایی دین از دولت(سکولاریزم) بود . حال اگر اتهام ایشان اینست که مخالفت با اعتقادات دینی مردم را جایز نمی شمرد (در حوزه شخصی) هیچ رجل سیاسی، هیچ رییس جمهور ، و هیچ پادشاهی در تمام دنیا چنین کاری نکرده است از جمله پادشاه سابق ایران . !! بروید بخوانید. از روی احساسات سخن گفتن کار ساده ایست.
بهنام از تهران .
feedback
Germany
اولاً اعضاء شورای مرکزی حبهه ملی اگر از موضع گیری های ادیب برومند ناراضی بودند خودشان می دانستند که چگونه نسبت به ایشان موضع بگیرند و عمل نمایند ؛ پس شما لطفاً کاسه داغ تر از آش نشو
در ضمن آن خوبشاوندی که مدعی هستی سالهاست که ادیب برومند را نکوهش کرده ؛ اگر منظورت از آن ناخویشاوند «منوچهر برومند» است که باید بدانی اعمال و رفتار و اهانت های او نسبت به ادیب برومند ربطی به مواضع ادیب برومند در جبهه ملی ندارد زیرا منوچهر برومند ترسو تر از این است که بخواهد عضو جبهه ملی باشد و‌ بعنوان یک عضو جبهه ملی از مواضع ادیب برومند ناراحت باشد.
در مورد مصاحبه آقای حسین مهری با آقای محمد امینی که با لحنی نامناسب و انتقاداتی از ادیب برومند همراه بود ؛ اگر غرضی در کار شما نبود که یقیناً هست ؛ اشاره ای هم به عذر خواهی آقای محمد امینی از ادیب برومند در مصاحبه دیگر وی با آقای حسین مهری میکردی و صرفاً به مصاحبه اول اشاره نمیکردی.
لابد نمیدانی که آقای محمد امینی علاوه بر عذرخواهی در تلویزیون ؛ با تماس تلفنی با ادیب برومند از ایشان مجدداً دلجویی کرد.
feedback
Iran, Islamic Republic of
عدالت
فعلا که دوره،دوره با پنبه سر بریدن و در پشت کلمات شیک و مودبانه یاوه گویی کردن است.
جناب منوچهر برومند نه ترسی از کسی دارند و نه به دنبال نفعی برای خویش هستند فقط با خلوص نیت، صداقت و سادگی تمام آنچه که در واقع بوده را گفته اند و خواهند گفت و در حد توان خود نقاب از چهره پلید یک دسته از مسببین اصلی بدبختی ایران و ایرانی بر میدارند .... خدا لعنت کند این قشر بظاهر روشنفکر نما را که بیشتر از پنجاه سال است هر چه میکشیم از دست ایشان است
feedback
Iran, Islamic Republic of
جناب عدالت
اتفاقا اين روزها كمتر كسى پشت كلمات شيك مقاصد خود را بيان مى كند . بلكه بيشتر با هتاكى وپرده درى و بقول شما و بخيال خودش با صداقت بيان مى كند . اما شما يا با چهر ه واقعى و خصوصيات روحى جناب منوچهر برومند بدرستى واز نزديك اشنا نيستد يا بدرستى با شخصيت و كارنامه فرهنگى و اهنرى وادبى استاد اديب برومند اشنايى نداريد كه مطالب غير مستند و اوهام جناب منوچهر برومند را بيان صادقانه حقايق ونهفته در گنجينه سينه بى كينه ايشان نسبت به عموى خود مى بينيند و خدا را شكر كه جناب منوچهر خان موفق شدند قبل از مرگ اين بار عظيم و تكليف وجدانى وملى و اخلاقى توهين وافترا را نسبت به بزرگ خاندان برومند و اصحاب فرهنگ ادا كنند و سبك بار انشاء الله بديدار حق بشتابند و عدالت خواهانى چون حضرتعالى. را راضى كنند ، ارادتمند منصف
feedback
United States
روشنفکر
جناب عدالت
با این جمله که :
«خدا لعنت کند این قشر به ظاهر روشنفکر نما را که بیشتر از پنجاه سال است هر چه میکشیم از دست ایشان است » ظاهرا شما نمیدانید که منوچهر برومند هم درست یا غلط خود را در زمره همین روشنفکران می داند و در هیچ کجا در مصاحبه اش مطلبی علیه روشنفکرانی عنوان نکرده است .

به شما توصیه میکنم اگر قصد دفاع از منوچهر برومند را دارید اول بروید مصاحبه ۲۸ خرداد ۹۸ ایشان را بخوانید تا بتوانید در دفاع از ایشان درست و سنجیده عمل کنید.
feedback
Malaysia
منوچهر برومند نفعی ندارند ولی ذهنی بیمار دارند سالیان سال است که برای مطرح کردن خود دیگران را شماتت میکنند و در قالب طنز مورد توهین قرار میدند با توجه به بیمار بودن ایشان و نداشتن تعادل روحی فامیل برومند ترجیح به سکوت کردند ولی ایشان سکوت را حمل بر محقق بودن خود کرده و به اراجیف و یاوه گویی هایشان ادامه دادند لذا صبر دوستدارن جناب استاد ادیب برومند به سر امد و فرزندان شایسته و‌محترم آن زنده یاد به احترام پدر و دوستدارانشان در مقام پاسخگویی با سند و مدرک بر امدند من به نوبه خود از فرزندان زنده یاد جناب استاد ادیب برومند کمال تشکر را دارم که تا حدودی خاطر آزرده دوستداران را فراهم نمودند
feedback
United States
کسایی
رسم بسیار بسیار بدی است که توقع دارند هر کس که در زمینهٔ فرهنگ و ادب و هنر مطرح و صاحب جایگاه شد مصون از هر گونه نقدی باشد. آیا چون مرحوم ادیب برومند اسم و رسمی دارند، برادرزادهٔ ایشان نباید پس از این که از ایشان و خانوادهٔ ایشان نارو خوردند و حقشان خورده شد، از حق خود دفاع کنند و حقیقت را جار بزنند؟ ادیب برومند شاید ظاهر خود را خوب نشان می‌داده، اما خوب شد که جناب منوچهرخان برومند حقایق پس پرده را برملا کردند تا ما بدانیم که اوضاع از چه قرار است. این هم که پس از یک سال خانوادهٔ ادیب در مقام پاسخگویی برآمده‌اند مشکوک است. حتما نشسته‌اند فکر کرده‌اند داستان سر هم کرده‌اند تا بتوانند ماله‌کشی کنند. احترام فرهنگی و هنری مرحوم ادیب بجا،ولی ایشان در زندگی شخصی خود حق برادرزادهٔ خود را خورده است و بازماندگانش هم در دادگاه محکوم شده‌اند، چرا نباید به این موضوع پرداخته شود؟ هر کس جناب آقای منوچهر برومند اندکی بشناسد مطمئنا می‌داند که ایشان انسانی وارسته و درویش‌مسلک هستند که در قیدوبند زخارف دنیوی نیستند و اگر حرفی علیه مرحوم ادیب زده‌اند یا می‌زنند، فقط و فقط به خاطر احیای حق و حقیقت و زیر بار ظلم نرفتن است. زور دارد به عمو و خانوادهٔ عمویت اعتماد کنی، خودت در خارج از کشور باشی، آنها حقت را بخورند و توقع داشته باشند ساکت هم بمانی. امیدواریم ایبنا فرصتی هم به جناب منوچهرخان بدهد تا در پاسخ به این سه تفنگدار از حق خود دفاع کنند.
feedback
United States
مطلع
در پاسخ به اظهارات شما ذکر این نکته لازمست که شما بهتر است ابتدا مصاحبه مورخ ۲۸ خرداد ۱۳۹۸ آقای منوچهر برومند را بخوانید و سپس اظهار نظر کنید. مطالب این مصاحبه ارتباطی به اینکه آقای ادیب برومند بنا به اطهارات شما حق برادرزاده خود را خورده باشد ندارد و لابد شما اطلاعاتی دارید که در مصاحبه موجود نیست .
در ضمن شما ظاهراً خبرگزاری را با دستگاه قضایی اشتباه گرفته اید چون خبرگزاری جای پرداختن به دعاوی حقوقی افراد نیست و برای اینگونه دعاوی محاکم صالحه وجود دارند و آقای منوچهر برومند و یا هر کس دیگری میتوانند دعاوی حقوقی خود را با مدارک مستند به محاکم ارائه نمایند تا مورد رسیدگی و صدور رای قرار گیرد .
شما اصلا چه کاره هستی و از چه زمانی در مسند وکالت یا قضاوت قرار گرفته اید که برای موارد مورد ادعای منوچهر خان خود تان بدون ارائه هیچ مدرکی از احقاق حق دم میزنی ؟
واضح است که نه وکیل دادگستری هستید و نه قاضی دادگاه و اصلا همانطور که مشخص است مصاحبه ها را درست نخوانده اید و فقط خواسته اید حرف بی ربطی زده باشید.
اشاره به موضوع درویش مسلکی و وارستگی و‌ در قید و بند مادیات نبودن منوچهر خان تان هم از آن حرف های مسخره و خنده دار است.
لابد از اجرای حکم اخیر دادگاه مبنی بر تخریب خانه های تعدادی مستضعف بی نوا در شهر گز که در اوائل پیروزی انقلاب در املاک موروثی این جناب درویش وارسته بی نیاز ساکن پاریس بنا شده بود بی اطلاع هستید.
feedback
Iran, Islamic Republic of
اگر دادگاه‌ حکم تخریب داده حتما حق داشته است . شما هر وقت کسی ملکت گرفت بشین تماشا کن .
feedback
Iran, Islamic Republic of
مسلم است که حکم تخریب از سوی دادگاه صادر شده ولی این انسان به اصطلاح درویش مسلک که شما از آن یاد کردی هر جا که می نشیند از ثروتش دم میزند و مدعیست که درآمدش به یورو هست که البته حرف بی ربطیست ؛ ار آن گذشته حکم تخریب خانه های عده ای مستضعف را میتوانست موقتا اجرا نکند و به آنها وقت بدهد و یا توافقات دیگری با ساکنین آن خانه ها بنماید و آنها را دچار استیصال و درماندگی ننماید.
این منوچهر خان شما به آنچه شباهت ندارد درویش مسلکی هست.
feedback
Iran, Islamic Republic of
مردم و اهالی که می دانند خراب نکرد . این چه دروغی است که می گویی مخبط
feedback
Malaysia
از شما با ادیباتی که بکار برده اید بیش از این انتظار نمیرود وامثال شما باید از این ادم مریض دفاع کنند باشد که در پیشگاه خق جوابگو باشید
feedback
Malaysia
کسایی
مثل اینکه همه در فامیل حق ایشان را تضعیف کردند چون شماتت و انتقاد از عمو و دایی ها و پدر زن مرحوم وووووو در قالب طنز و توهین و تحقیر راه احقاق خق ایشان است مگر میشود همه گناهکار باشند و ایشان پاک مشکل منوچهر برومند عقده های و حسادت های کودکی که متاسفانه بعلت نااگاهی اطرافیان ایشان درمان نشدند و با این حسد و عقده بزرگ شده و در صدد انتقام برامدند داستان ها هم مال امروز دیروز سال قبل نیست
feedback
Iran, Islamic Republic of
مطلع
جناب کسایی
در پاسخ قبلی خود به شما این موضوع را فراموش کردم یادآور شوم که منوچهر برومند تا بحال فرصت حرف زدن زیاد داشته و حرف های زیادی بسیاری در فضای مجازی و غیر مجازی مطرح کرده که البته با بی محلی مواجه شده ؛ لذا شما نگران این نباشید که ایبنا فرصتی به این منوچهر خان شما بدهد چون این فرصت بدواً به او داده شده لاکن از این فرصت بر طبق معمول سنواتی سوء استفاده کرده و دروغ پردازی های بیمارگونه خود را تحویل آنها داده است و لاجرم با پاسخ ها و روشنگری های مستدل فرزندان استاد ادیب برومند مواجه شد.
feedback
Iran, Islamic Republic of
درود بر شما که یک حرف درست زدی
feedback
France
بهیه جیلانی
پاسخی برای خانم پوراندخت برومند ..شما معتقد برانید که شخصیت پدر شما اقای ادیب برومند شخصیتی است که هرگز تخریب نخواهد شد»ولی امروز شما در محضر دفاع با یک گردان حضور دارید ایا در این میان تردیدی وجود دارد که بعد از گذشت بسیار زمان در مقام دافع از پدر خود برخاستهاید و این چنان به شخصیت نزدیک ترین به اقای ادیب برومند .منوچهر برومند را به نا جوانمردی به چالش میکشید ؟ ازادی اندیشه اجازه میدهد شما نگرشهای مختلف از یک پدیده داشته باشید و شما میخواهید نگرش خود را به طرف مقابل القا بفرمایید که دور از نگاه یک روشن فکر به اندیشه هست ..لطفا اجازه بفرمایید از دریچه های مختلف پدر محترم شما دیده شوند و افراد نظریات خود را بیان کنند و انها را به دادگاه ملت نکشید ..
feedback
Iran, Islamic Republic of
با سلام ، من يك معلم گزى هستم ، پدر و پدر بزرگم كشاورز بوده و هستند و بحمدالله هيچگاه نان خان واربابى را تا به امروز نخورده اند واز زحمت ودسترنج خود عمر وزندگيشان را گذرانده اند , من از نسلى نيستم كه گذشتگان فاميل برومند را ديده باشم . اما خوشبختانه تنها بازمانده از ان نسل را كه استاد اديب برومند باشند ، پس از تاسيس فرهنگ سراى اديب برومند در شهر گز در اوايل دهه هشتاد از نزديك ديدم و با ان زنده ياد اشنا شدم . و هر بار كه ايشان به شهر گز مى امدند و در فرهنگسرا جلساتى تشكيل مى شد ، حالا يا شعر خوانى بود يا برنامه موسيقى جوانان گزى بود و يا ديدار عمومى باايشان داشتند . من ودوستان وهم فكرانم مشتاقانه در ان جلسات شركت مى كرديم و هر بار بخاطر رفتار و بر خورد هاى صميمانه و محترمانه اى كه با حاضران داشتند . بر جاذبه ومحبوبيتشان نزد ما افزوده مى شد و بر خود مى باليديديم . كه بزرگ زاده اى كهن سال از اين ديار پس از ساليان دورىاز زادگاهش همت كرده و با سرمايه شخصى خود نهادى را بنياد گذاشته است كه هم يك بناى تاريخى را از خطر حذف ونابودى حفظ كرده و هم نام نيكش را ماندگار كرده است .. حتى ما اگر بخواهيم چون برادر زاده نا شنيده پندشان همه كارنامه نود ودو ساله زندگى او از شاعرى و هنر شناسى ومجموعه دارى وارمان خواهى ، ملى گرايى و وطن دوستى ، مهمان نوازى ، گشاده دستى در مساعدت به نياز مندان و و غيره را نديده بگيريم و يكسره و با بى انصافى خط بطلان بر ان بكشيم . همين يك مورد فرهنگسراى گز كفايت مى كند كه از او تقدير كنيم وبه روح پاكش درود و رحمت بفرستيم
نام نيكى گر بماند زادمى به كز او ماند سراى زر نگار ،،، من انچه از پدر وپدر بزرگم كه به صداقت وراستگوى شان متعقدم و در مورد خانواده گستره برومند شنيده ام ، اين بوده است كه انها هميشه منشاء اثار خير و خدمت به مردم شهر گز و زادگاهشان بوده اند و علاوه بر انكه چيزى جز نام نيك از گز با خود نبرده اند. بلكه بسيار هم بخشيده اند . همين امروز اكثر سازمان ها و ادارات و موسسات خدماتى شهر گز بر روى زمين هاى اهدايى خاندان برومند بنا شده است . حال زهى تاسف كه جناب منوچهر خان برومند بجاى ادانه راه پدران و گذشتگان خود سفره دل تهى از حقيقت خود را در رسانه محترم خبر گزارى كتاب پهن كرداند و با نا دلپذير رين شكل ممكن مصاحبه اى ترتيب داده اند . كه نه تنها چيزى بر اظهار فضايل و دانش و مكارم خود خوانده خويش نيفزوده اند . بلكه به شهرتى از نوع برادر حاتم دست يافته اند . من اگر جاى ايشان بودم در سن وراى شصت سالگى سرى به خود مى زدم و دل باين هوادارىً هاى جعلى وساختگى ان هم از يك قلم و منبع دل خوش نمى كردم و به جبران اشتبا هات و كوتاهى ها مى پرداختم و از ارواحًبزرگان ودر گذشتگان خاندان مرحوم مصطفى قلى خان ( پدر بزرگ تان ) عذر خواهى وطلب امرزش مى كردم ،، و من الله توفيق
feedback
Iran, Islamic Republic of
با سلام ، من يك معلم گزى هستم ، پدر و پدر بزرگم كشاورز بوده و هستند و بحمدالله هيچگاه نان خان واربابى را تا به امروز نخورده اند واز زحمت ودسترنج خود عمر وزندگيشان را گذرانده اند , من از نسلى نيستم كه گذشتگان فاميل برومند را ديده باشم . اما خوشبختانه تنها بازمانده از ان نسل را كه استاد اديب برومند باشند ، پس از تاسيس فرهنگ سراى اديب برومند در شهر گز در اوايل دهه هشتاد از نزديك ديدم و با ان زنده ياد اشنا شدم . و هر بار كه ايشان به شهر گز مى امدند و در فرهنگسرا جلساتى تشكيل مى شد ، حالا يا شعر خوانى بود يا برنامه موسيقى جوانان گزى بود و يا ديدار عمومى باايشان داشتند . من ودوستان وهم فكرانم مشتاقانه در ان جلسات شركت مى كرديم و هر بار بخاطر رفتار و بر خورد هاى صميمانه و محترمانه اى كه با حاضران داشتند . بر جاذبه ومحبوبيتشان نزد ما افزوده مى شد و بر خود مى باليديديم . كه بزرگ زاده اى كهن سال از اين ديار پس از ساليان دورىاز زادگاهش همت كرده و با سرمايه شخصى خود نهادى را بنياد گذاشته است كه هم يك بناى تاريخى را از خطر حذف ونابودى حفظ كرده و هم نام نيكش را ماندگار كرده است .. حتى ما اگر بخواهيم چون برادر زاده نا شنيده پندشان همه كارنامه نود ودو ساله زندگى او از شاعرى و هنر شناسى ومجموعه دارى وارمان خواهى ، ملى گرايى و وطن دوستى ، مهمان نوازى ، گشاده دستى در مساعدت به نياز مندان و و غيره را نديده بگيريم و يكسره و با بى انصافى خط بطلان بر ان بكشيم . همين يك مورد فرهنگسراى گز كفايت مى كند كه از او تقدير كنيم وبه روح پاكش درود و رحمت بفرستيم
نام نيكى گر بماند زادمى به كز او ماند سراى زر نگار ،،، من انچه از پدر وپدر بزرگم كه به صداقت وراستگوى شان متعقدم و در مورد خانواده گستره برومند شنيده ام ، اين بوده است كه انها هميشه منشاء اثار خير و خدمت به مردم شهر گز و زادگاهشان بوده اند و علاوه بر انكه چيزى جز نام نيك از گز با خود نبرده اند. بلكه بسيار هم بخشيده اند . همين امروز اكثر سازمان ها و ادارات و موسسات خدماتى شهر گز بر روى زمين هاى اهدايى خاندان برومند بنا شده است . حال زهى تاسف كه جناب منوچهر خان برومند بجاى ادانه راه پدران و گذشتگان خود سفره دل تهى از حقيقت خود را در رسانه محترم خبر گزارى كتاب پهن كرداند و با نا دلپذير رين شكل ممكن مصاحبه اى ترتيب داده اند . كه نه تنها چيزى بر اظهار فضايل و دانش و مكارم خود خوانده خويش نيفزوده اند . بلكه به شهرتى از نوع برادر حاتم دست يافته اند . من اگر جاى ايشان بودم در سن وراى شصت سالگى سرى به خود مى زدم و دل باين هوادارىً هاى جعلى وساختگى ان هم از يك قلم و منبع دل خوش نمى كردم و به جبران اشتبا هات و كوتاهى ها مى پرداختم و از ارواحًبزرگان ودر گذشتگان خاندان مرحوم مصطفى قلى خان ( پدر بزرگ تان ) عذر خواهى وطلب امرزش مى كردم ،، و من الله توفيق
feedback
Malaysia
بهیه جیلانی
شما مثل اینکه شناختی از گردان ندارید چرا که سه نفر را گردان دیده اید فرمودید که چرا فرزندان اقای ادیب برومند با توجه به اینکه معتقدند شخصیت پدرشان هرگز تخریب نخواهد شد درصد دفاع برامدند و ناجوانمردانه نزدیکترین کس اقای ادیب را به چالش کشیدند خانم محترم شما بدون اطلاع و اگاهی و شناخت چطور به خودتان اجازه قضاوت میدهید فرزندان آن بزرگ مرد به اصرار فامیل و دوستداران جناب اقای ادیب برومند بعد از یکسال جوابگوی هجویات به ایشان شدند انهم نه ناجوانمردانه بلکه با رعایت اخلاق و ادب و با مدرک و سند چرا که آنها در دامن مادری نیکو سرشت و پدری امین و با اخلاق بزرگ شده اند من نمیدانم شما کجای صحبت های خانم پوراندخت برومند را القاء كننده يافته ايد كه به نگرش انديشه شان انتقاد ميكنيد دوست عزيز اگر انتقادات منوچهر برومند انتقاد تي بدون غرض و حسادت بود مطمئن باشيد كه فرزندان ان بزرگ مرد با دل و جان ميشنيدند ولي گفته هاي منوچهر برومند نشان از ذهني بيمارگونه است چرا كه نه تنها جناب اديب برومند بلكه افراد بسيار محترم و بالياقت مورد هجوم و حمله ذهن بيمارگونه ايشان قرار گرفته اند تمام با سند و مدرك موجود است اگر تا به حال سكوت كرده اند تنها دليلش فقط رعايت شان فاميل بوده است و بس لطفا شما هم در نگرش تان تجديد نظر كرده و بدون اگاهي و اطلاع در موضوعي وارد نشويد با تشكر
feedback
Iran, Islamic Republic of
اگر خوانندگان محترم شعر «پیکان سخن» سروده آقای منوچهر خان را مطالعه بفرمایند متوجه می شوند که ریشه ی کدورت و دشمنی ایشان با جناب ادیب بر سر دعوای ملک و ارث و میراث است.ممکن است منوچهر خان در دعوای ارثی خود با جناب ادیب حق داشته باشند .اما جای مطرح کردن این دعواها فضای عمومی نیست آن هم از طرف خانواده ای که اسم و عنوان و احترامی در منطقه اصفهان دارند.از آقای دکتر محمد خلیلی شاعر و محقق از شاگردان استاد بزرگوار شفیعی کدکنی بسیار گله داریم که با مصاحبه خاص با منوچهر خان آتش این کدورت و دشمنی را بار دیگر افروختند.منوچهر خان در این شعر می گویند:
پیام بر ز من ای پیک، ادیب نادان را
سخیف مرد سبکسار نامسلمان را
برای مطالعه شعر به این آدرس مراجعه شود:
http://manoutchehr-broomand.com/%d9%be%db%8c%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%ae%d9%86/
feedback
Iran, Islamic Republic of
بهروز
این هم یکی دیگر از قصائد جناب منوچهر خان‌ برومند که خطاب به جناب عبدالعلی خان ادیب برومند سروده اند. قبل از انقلاب زمانی که منوچهر خان در دانشکده ادبیات دوره لیسانس را می گذراندند . به قدری به عمو علاقه داشتند .و‌ فکر می‌ کردند وارسته و آزادیخواه اند که نمی شد بی وضو نام عبدالعلی خان را پیش منوچهر خان بر زبان آورد.

‌ پاداش نمّام

عمّ من آن بد گهر ادیب برومند
آنکه بُوَد شهره در تبانی و ترفند

مَقدم او پیشگام نکبت و ادبار
آفدُمش موجب جدایی و آفند

بسته ‌ به دامان خاندان من افسوس
کاوست چو ضحاک و ما چو کوه دماوند

رنجه ز قِصر ِ سخاوتش دلِ اِخوان
غرقه ‌به کِبرِ سخافتش زن و فرزند

با کَنَفِ ‌ظلم دست و پای ببندد
در کَنَف‌ِ‌‌ ‌‌همتش هر آنکه سپارند

گر فکنی سوی او کمندِ محبّت
گیرد و بر گِردِ قامتِ تو کُند بند

بر ستمش جای چون و چند و چرا نیست
گفت باو‌‌‌ باید این معامله تا چند؟

نیست امید وفا زچشم سفیدش
بذر وفا در زمین شور نکارند !

بر سر خوان ادیب نیش‌ بُوَد نوش
زهر شود در دهان کس چو نهد قند

دعوی فضل و هنر کند که نباشد
منهی و مال یتیم خواره هنرمند

عالم و آدم‌ اگر زجای بجنبند
چون کَنه از خسّتش جدا نتوانند

کور‌‌ نبیند ‌ شکوه و لطف طبیعت
طَرف نبندد کر ارچه فحل دهد پند

ظلم روا داشت همچو نایب کاشی
در حق ما مستعان لطف خداوند

یاد وطن کرده بودم از پس هجرت
یاد صفاهان و شوش و شمشک و دربند

پای به‌‌ خاک وطن چو باز نهادم
بودم از این بازدید خرّم و خرسند

پایوری پر خروش راه مرا بست
نامه ی ننگی گشود و سوی من افکند

نامه گرفتم به دست و نیک بخواندم
بود به نثر تو ای ادیب همانند

حرف بد و‌‌ واژه زشت و جمله زیان بار
وان همه مغلوط و سست پیکر و پیوند

جمله سخن چینی و دروغ و رکاکت
در پس هر واژه واژگونه پساوند

نامه دریدم زهم به خاک فکندم
منقلب و پر خروش و شرزه و ارغند

پایور آن انقلاب و شور مرا دید
داد روادید من به طعنه و لبخند

گفت که این ساعیِ‌ ادیب نما را
کار شناسان خبره نیک شناسند

در نظر ما چنین اراذل و اوباش
جمله به یک ارزن و پشیز نیرزند

لکه ی ننگ تو زنده رود نشوید
گَنده کُند رنگت آب دجله و اروند

قسوره آسا بدان که قصد تو دارم
باشدم از نظم و نثر خود و کژ آکند

میکنمت مدتی مشاهر ه با قسر
تا که به قصرت کشی حصار پدافند

یا تو رکاب افکنی به کهتری از من
یا به حضیضت کشم ز قلّه ی الوند

سخت بسوزانمت در آتش غیرت
دور شود چشم بد چو تَرکَد اسپند

نیش به خود می زند اگر بفروزند
حلقه ی آتش به گرد عقرب شش بند

گر چه نئی‌ در خور مشاعره بامن
بر چو توئی عارفان بها نگذارند

گرچه که هرگز ادیب‌گونه ادیبان
پیش ادیبان ادب نگاه ندارند

منتظر پاسخی ز سوی تو هستم
واین ره دیرینه شاعران بسپارند

پاسخ هجوِ خود ار کسی نتوانست
اهل سخن جمله شاعرش نشمارند
منوچهر برومند م ب سها
اصفهان ۱۰ فروردین ماه ۱۳۸۳ خورشیدی
feedback
Malaysia
جناب بهروز با نشر این شعر بی مایه و سست و بی محتوا و سرتاسر کذب و افتراء نه تنها خودتان را زير سوال برديد موجب خنده و تمسخر هم قرار گرفتيد .با سراينده اين اراجيف كاري ندارم كه بيمارست و رواني و ذهني روان پريش دارد .
كارنامه جناب اديب برومند بر تمام اهل علم و ادب و هنر روشن است .اهداي فرهنگ سراي اديب برومند در شهر گز گواه بي اعتنايي اين بزركوار به مال دنياست . جمع اوري تابلو ها و قلمدان ها و نقاشي هاي نفيس گواه بر شناخت ايشان از هنر و علاقه به هنر بوده . منش و رفتار و اخلاق و درستكاري ايشان بر كساني كه داراي روان و عقل سالم هستند مشخص است .تشيع جنازه بينظري كه از ايشان در گز برخوار شد گواه بر محبوبيت و علاقه دوستداران ايشان بود و بدانيد اين مردك ديوانه منوچهر برومند دردش حسادت است و روان پريشي و ديگر هيچ
feedback
Iran, Islamic Republic of
کار نامه حاج عبدالعلی خان برومند بر من پوشیده نیست . خیلی ها او را می شناسند و می دانند چه کار بوده است . از حلوا دهان کسی شیرین نمی شود. شما که‌این مطالب را در مدح‌و ثنای‌ ادیب برومند می نویسید یا از زمره عوام فریب خورده بی سوادی هستید که گول‌ظاهر ادیب برومند را خورده اید. ویا اینکه آن چنان حسد و مرض و عناد با پسر برادرش شما را سوزانده که جیلیز و ویلیز سوزش راحتتان نمی گذارد. ادیب برومند یک عنصر خود خواه ترسو و عوام فریب و مورد تمسخر در جبهه ملی بیش نبود . اگر علی اردلان و داریوش فروهر و حسن پارسا را دیده بودی و پای دلشان نشسته بودی می فهمیدی در جبهه ملی چه موقعیتی داشته و چرا و چگونه و توسط کی و کجا و به چه منظور رئیس شورا شد. و چگونه دودستی به آن چسبیده بود.
feedback
Romania
در پاسخ به این اظهار نظر سخیف با مطلع: کارنامه حاج عبدالعلی خان برومند
اولاً تشرف به مکه و زیارت خانه کعبه توسط استاد ادیب برومند در سال ۱۳۵۵ و در سن ۵۲ سالگی موضوعی نیست که خدای ناکرده کتمان شده باشد و شما بخواهید با عنوان حاج «عبدالعلی خان برومند» آنرا برملا کرده یا به سخره بگیرید چرا که زیارت خانه کعبه و مرقد پیامبر گرامی اسلام ، حضرت محمد (ص) لیاقت میخواهد که بنظر نمیرسد در شما وجود داشته باشد.
ثانیاً : بی سواد و عامی و نفهم شما هستید که در نگارش عامیانه خود از کلماتی نظیر «جلیز» و «ویلیز» استفاده کرده اید و معلوم نیست که چه کاره ای که از سوابق استاد ادیب برومند در جبهه ملی ایران سخن میگویی و از زنده یادان داریوش فروهر و اصغر پارسا و علی اردلان نقل قول می آوری ؛ و یقین است که حتی یکبار هم سعادت دیدار آن عزیزان را نداشته ای تا چه رسد به اینکه بخواهی از آنها در خصوص جایگاه استاد ادیب برومند در جبهه ملی ایران سخن به میان آوری.
در پایان اینکه ؛ سوابق مبارزاتی و جایگاه و مقام رفیع استاد ادیب برومند ، شاعر ملی ایران در شورای مرکزی و هیئت رهبری جبهه ملی ایران موضوعی نیست که بتوان با این اراجیف خدشه ای بدان وارد ساخت.
feedback
Iran, Islamic Republic of
در جبهه ملی افرادی که می دیدند لیاقت اداره شورا را ندارد و در پی جا نماز آب کشیدن و تظاهر به دین داری و در عین حال مال اندوزی و خرید و فروش و معامله و نزول خواری است به تمسخر اورا حاج عبدالعلی خان می نامیدند. و از لفظ حاج و خان جنبه های منفی اش را در نظر داشتند . می خواستند بگویند این بابا عوضی راه گم کرده آمده در جبهه ملی این به درد همان تجارت می خورد و زراعت چنانکه این شعر برادر زاده اش هم در دهانشان افتاده بود می خندیدند و می گفتند :
زراعت‌‌ پیشه ای اهل تجارت
نباید گم کند ره در سیاست
feedback
Iran, Islamic Republic of
اگر اینطور بود که شما به دروغ ادعا میکنی ؛ این امکان به راحتی برای اعضاء شورای مرکزی جبهه ملی فراهم بود تا با برگزاری انتخابات درون سازمانی شخص با سابقه دیگری را به ریاست شورای مرکزی و هئیت رهبری جبهه ملی انتخاب کنند.
شما بهتر است به فکر داستان سازی های خودت باشی و لازم نیست در کار جبهه ملی ایران دخالت کنی .
در ضمن تاکنون دین داری و اشتغال به تجارت در جبهه ملی منع نشده و در جبهه ملی همواره انسان های شریف و با ایمان و تجارت پیشه حضور داشته اند ؛ هر چند که آقای ادیب برومند به تجارت پیشه گی اشتهار نداشته و شهرت ایشان همانا شاعر ملی بوده و خواهد بود و با این حرف ها چیزی عوض نمی شود .
تو هم بیش از این خودت را خسته و مسخره و منفور مکن که راه به جایی نمی بری.
feedback
Iran, Islamic Republic of
ببین‌ وقتی می گویی سروده‌‌ بی مایه‌‌ سست‌ آنها که شعر شناسند می فهمند خیلی بی‌سوادی و‌ باقی حرف هایت هم به همین بی پایگی است.
feedback
Iran, Islamic Republic of
اگر تو سواد کافی برای خواندن سروده های شعرای بزرگ ایران را داشتی آنوقت می فهمیدی که سروده های منوچهر برومند در مقایسه با آنان تا چه اندازه سست و بی مایه هستند ولی چون از سواد کافی برخوردار نیستی سروده های او لابد بنظرت پر مایه می آیند.
feedback
Iran, Islamic Republic of
جناب بهروز
هر چند که مشخص نیست غرض شما از به اشتراک گذاری این سروده بی محتوا با توضیحاتی که داده اید چیست ؛ لیکن این سروده سخیف در کنار سروده های سست و بی مایه و مصاحبه ها و مقالات متعدد منوچهر برومند علیه استاد ادیب برومند و عداوت کور با ایشان گواه دیگریست بر کینه توزی بی دلیل و نا معلومی که وی با عموی بزرگوار خود دارد و در مصاحبه فرزندان استاد ادیب نیز بدانها پاسخ شده است.
feedback
Iran, Islamic Republic of
در پاسخ به اظهار نظر جنابعالی ؛ و برای روشن شدن اذهان این نکته را متذکر میگردد که ریشه کدورت و دشمنی آقای منوچهر برومند نسبت به استاد ادیب برومند مربوط به دعاوی ملکی و میراثی نیست چرا که قاعدتاً محل طرح این قبیل دعاوی آن هم با ارائه مدارک مستند در محاکم قضایی بوده و نه خبرگزاری کتاب ایران «ایبنا» .
قابل دکر است که استاد ادیب برومند همواره بر آن بوده اند که خدشه ای به میراث آقایان منوچهر و جمشید برومند وارد نگردد و یکی از اقدامات ایشان همین بس که پس از فوت زنده یاد علیرضا خان برومند، پدر منوچهر و جمشید برومند، و با توجه به اینکه مادر آن مرحوم یعنی علیرضا خان برومند در قید حیات بودند، وصیتنامه‌ای به توصیه و با دستخط ادیب برومند مبنی بر واگذاری سهم‌الارث پدر منوچهر و جمشید برومند به نفع بازماندگان ایشان تنظیم و به رشته تحریر درآمد و بدین ترتیب منوچهر برومند و برادرشان از این اقدام منتفع گردیده‌اند.
موضوع عداوت منوچهر برومند نسبت به استاد ادیب برومند چیزی نمیتواند باشد غیر از حسادت بی حد و حصر و بی مورد و روان پریشی مزمن که در وجود او رخنه کرده است.
feedback
France
بهیه جیلانی
مخاطب من خانم پوراندخت برومند است. نه افراد ناشناس که مشغول عقده گشائی اند. من از دوستان نزدیک زنده یادان داریوش و پروانه فروهر هستم آقایان ادیب برومند را هم از نزدیک می شناسم . مپندارید که این افراد که ظاهرا سنگ آقای ادیب برومند را به سینه می زنند با این حرف های صدتا یک غاز می توانید چیزی را ثابت کنید . بلکه با این حرفها ماهیت خود را نشان می دهند و آقای ادیب را خراب می کنند. من بارها به منزل پدرتان رفته ام و بار ها در احمد آباد ایشان را دیده ام و صحبت کرده ام . و با ضعف های سیاسی ایشان و حرف هایی که در باره ایشان در مجامع سیاسی گفته می شد. آشنا هستم . اشتباه بزرگ ایشان ورود در عالم سیاست بود . هم می خواستند مطرح باشند. و‌هم‌ نمی خواستند هزینه کنند. . به همین جهت چندان وجهه سیاسی خوبی نداشتند .اگر به کار شعر و مجموعه داری خود می پرداختند بهتر بود . . البته کدام دختری است که نپندارد پدرش بی عیب و نقص است. پوراندخت خانم باور کنید پدرتان این اوخر با این اعلامیه های ضد ونقیض نشان می داد که سخت نیاز به استراخت دارند . آیا فکر نمی کنید که نمی بایست کاری می کردند که کار به اینجا بکشد.
feedback
United Kingdom
سرکار خانم جیلانی گرامی اگر شما وقایع و اظهار نظرها و سخنرانیهای برخی از جبهه ملی هارا در سالهای ۵۶و۵۷ و حتا بعد از ان مرور بفرمایید متوجه میشویدکه خطاهای انها چقدر بیشتر از خطاهای اقای ادیب بوده . نام نمیبرم که ناراحت نشوید.
ایشان نه در انزمان پستی گرفت و نه قاطی نهضت ازادی شد. !!

مهرداد .ن.
feedback
Iran, Islamic Republic of
افسوس افسوس که
1.جناب منوچهر برومند هنرشناس و شاعر از همه شخصیت های ایران و جهان صرف نظر کرده فقط به نقد و بلکه هجو و انتساب صفات ناپسند به عموی محترمشان پرداخته اند!
2.دوستداران زنده یاد ادیب برومند هنرشناس و شاعر و ملی گرا هم جناب منوچهر را به عقده و کینه و ناراحتی روحی داشتن متهم کرده اند.
اگر خانواده ای با این قدمت و احترام در اصفهان و ایران چنین دارد تیشه به ریشه خود می زند، آیا موضوع به فروپاشی بنیادهای اخلاقی در کشورمان مربوط نیست؟ از هردو طرف دعوا انتظار می رود کوتاه بیایند و به آینده این مرز و بوم فکر کنند.
feedback
Iran, Islamic Republic of
دوستان لطفا ًاين بحث را بيش از اين ادامه ندهيد . انچه بايد دستگير خوانندگان هر دو مصاحبه و پاسخ ان ، و نقد ها ونظرات بشود . شد بايد اذعان كنيم شخصيت فردى واجتماعى و كارنامه فرهنگى شاد روان اديب برومند مستغنى تر از انست ، كه با انجام يك مصاحبه و چند بيت شعر سخيف خدشه دار شود . ودر حقيقت بى نياز از دفاع امثال ما است . و سفارشم به برادر زاده استاد اقاى منوچهر برومند ، اين است ؛
حرمت بزرگان نگه دار ، تا حرمتت نگه دارند :
سعى نا برده در اين راه به جايى نرسى
مزد اگر مى طلبى طاعت استاد ببر
واسلام على من اتبع الهدى
feedback
Iran, Islamic Republic of
حق نظر
پیشنهاد شما بی مورد است. بگذارید معلوم شود قضیه از چه قرار است . سیاق نوشته ها و فرآیند جمله بندی ها نحوه دفاعی که از آقای ادیب برومند و فرزندان او شده است و تاکتیک حمله ای به آقای مهندس منوچهر خان برومند همه کلا نشان می دهد که خواسته اند هوچی بازی راه بیندازند و خلط مبحث کنند . و نویسنده مطالب بر له ادیب برومند و علیه مهندس برومند کسی جز فرزندان ادیب برومند و‌ کسی که محرک فرزندان ادیب برومند بوده شخص دیگری نیست . مگر مردم بیکارند. که یال و منگال به چشم و ابروی فرزندان آقای ادیب برومند بگذارند.و با‌ او شیر خورده اند که بدانند در خفا چه کاره بوده .ادر ابن میان قصیده پاداش نمانم آقای مهندس منوچهر برومند روشنگر زوایای پنهان این اختلاف است . و یقینا موضوع به این سادگی نیست که بتوان در دو سه کلمه روان پریشی و حسادت کرد . کدام حسادت هم سن و سال که نبوده اند. خدا می‌کرد‌ما هم‌روان پریش می شدیم و به این پایه و مایه می رسیدیم. باید جهت گیری های هوچی منشانه را کنار گذاشت . و زمینه ای فراهم آورد تا مشخص شود . موضوع از چه قرار بوده است . در گفتگوی مورخ ۲۸ خرداد ماه ۹۸ مهندس برومند بسیار دقیق و معقول و مودب و در عین حال صریح و قاطع از ادیب برومند سخن گفته بود و در مواردی هم از او تعریف کرده بود . در مصاحبه اخیر فرزندان ادیب برومند پاسخ هایی که داده اند . حرف های بی ارتباط و سطحی و بچگانه است . ‌ بگذارید‌ ببینیم خود مهندس برومند چه خواهد گفت .‌ به نظر می رسد سکوت او آرامش قبل از طوفان باشد. اکنون که کار به اینجا کشیده بهتر است همه چیز معلوم شود. در برخی از محافل شایع شده ناراحتی فرزندان ادیب برومند بواسطه آن‌است که نمی توانند باقی مانده آثار مجموعه ادیب برومند را به راحتی آب کنند . چون همه جا عنوان می شود .بسیاری از آن‌ آثاراین‌ مجموعه که از آن نمونه های متعدد در دست است نو تقلبی و با امضاء جعلی است. و از آنجا که سابقه اختلاف هم بر می گردد به فروش آثار جعلی که ادیب برومند در سال ۱۳۵۵ ۵۶ به مهندس برومند فروخته است. برای فرزندان ادیب این شبهه به وجود آمده که باعث و بانی عدم توفیق آنها در فروش مجموعه ابوی عمو زاده هنر شناس آنهاست .‌ در هر صورت در این اوضاع و احوال اوج کرونا من یکی دعا می کنم هیچ یک از دو طرف کرنا نگیرند. و تا آنجا که می توانند و حوصله دارند .قلم فرسایی کنند . ز هر طرف که شود کشته سود اسلام است. بگذارید چند خان زاده سر شب مست و سحر بنگ‌ و دم صبح جنب حرف دلشان را بزنند . تا معلوم شود کی چه کاره است. جا نماز کشیدن برخی از افراد نه از باب طهارت که از باب عوام فریبی است.
feedback
Romania
در پاسخ به اظهار نظری با شروع افسوس ، افسوس :
آن بزرگوار مطالب درست و پسندیده ای را مطرح نموده اید ؛ لاکن توضیح این نکته لازمست که همانا از سالها پیش ، آغاز کننده این ماجرا حتی در زمان حیات استاد ادیب برومند همانا آقای منوچهر برومند بوده که با سرودن اشعاری بی مایه و انجام مصاحبه هایی از پیش ساخته و پرداخته شده در ضدیت با ادیب برومند ؛ کینه و دشمنی خود را نسبت به عموی بزرگوار خویش آشکار ساخته بود لیکن همواره در زمان حیات ادیب برومند با سکوت و خویشتنداری ایشان مواجه شده بود و این اولین باری بوده که فرزندان استاد پس از گذشت یکسال از مصاحبه ساختار شکنانه منوچهر برومند با خبرگزاری کتاب ایران و بدلیل درخواست و اصرار دوستداران ادیب برومند در مقام پاسخگویی برآمدند.
لذا اگر نکوهش و شماتتی موضوعیت داشته باشد باید مراد و مقصود آقای منوچهر برومند باشند نه دیگران
feedback
Romania
در پاسخ به اظهار نظری با شروع افسوس ، افسوس :
آن بزرگوار مطالب درست و پسندیده ای را مطرح نموده اید ؛ لاکن توضیح این نکته لازمست که همانا از سالها پیش ، آغاز کننده این ماجرا حتی در زمان حیات استاد ادیب برومند همانا آقای منوچهر برومند بوده که با سرودن اشعاری بی مایه و انجام مصاحبه هایی از پیش ساخته و پرداخته شده در ضدیت با ادیب برومند ؛ کینه و دشمنی خود را نسبت به عموی بزرگوار خویش آشکار ساخته بود لیکن همواره در زمان حیات ادیب برومند با سکوت و خویشتنداری ایشان مواجه شده بود و این اولین باری بوده که فرزندان استاد پس از گذشت یکسال از مصاحبه ساختار شکنانه منوچهر برومند با خبرگزاری کتاب ایران و بدلیل درخواست و اصرار دوستداران ادیب برومند در مقام پاسخگویی برآمدند.
لذا اگر نکوهش و شماتتی موضوعیت داشته باشد باید مراد و مقصود آقای منوچهر برومند باشند نه دیگران
feedback
Iran, Islamic Republic of
از لحاظ تکنیکی امکان درج تصویر احکام دادگستری دال بر محکومیت عبدالعلی خان برومند در این صفحه نیست .ولی تصویر یکی از احکام در صفحه فیس بوک منتشر شده است. وباقی به انضمام رسید ارقامی کهبه حساب عبدالعلی خان واریز شده و اخطار های قانونی و اظهار نامه هایی که برای او ارسال شده و صورت اشیاء ای که به صورت امانی نزد او بوده و نامه سرگشاده ای که چند سال پیش به او نوشته شده در عرصه مجازی و نیزبه صورت جزوه ای منتشر می شود ودر اختیار همگان قرار می گیرد باضافه چند نامه از آرشیو خانوادگی که نشان می دهد مرحوم عبدالعلی برومند در شرح خاطرات خود دروغ پردازی کرده است .علاوه بر آن قضیه تریاک خوردن
او که از شدت حسد ساعت طلای علیرضا خان به قصد خود کشی صورت گرفته بود و چگونه بیدار کردن آقا مصطفی در شب جهت تحصیل داروی قی که در منزل باب الدشت مرحوم محمد حسن خان برومند رخ داده بود . به امید آنکه برحسب اتفاق بر دل فرزندان ادیب بنشیند. پاسخ
feedback
France
بهیه جیلانی
مخاطب من خانم پوراندخت برومند است. نه افراد ناشناس بی ادب که مشغول عقده گشائی اند. من از دوستان نزدیک زنده یادان داریوش و پروانه فروهر هستم آقایان ادیب برومند را هم از نزدیک می شناسم . مپندارید که این افراد که ظاهرا سنگ آقای ادیب برومند را به سینه می زنند با این حرف های صدتا یک غاز می توانید چیزی را ثابت کنید . بلکه با این حرفها ماهیت خود را نشان می دهند و آقای ادیب را خراب می کنند. من بارها به منزل پدرتان رفته ام و بار ها در احمد آباد ایشان را دیده ام و صحبت کرده ام . و با ضعف های سیاسی ایشان و حرف هایی که در باره ایشان در مجامع سیاسی گفته می شد. آشنا هستم . اشتباه بزرگ ایشان ورود در عالم سیاست بود . هم می خواستند مطرح باشند. و‌هم‌ نمی خواستند هزینه کنند. سیاست نه سیخ بسوزد و‌نه کباب را پیش گرفته بودند . به همین جهت چندان وجهه خوبی نداشتند .اگر به کار شعر و مجموعه داری خود می پرداختند بهتر بود . نام تاریخی جبهه ملی خراب نمی شد. البته کدام دختری است که نپندارد پدرش بی عیب و نقص است. پوراندخت خانم باور کنید پدرتان این اوخر با این اعلامیه های ضد ونقیض نشان می داد که سخت قاطی کرده . آیا فکر نمی کنید که نمی بایست کاری می کردند که کار به اینجا بکشد.
feedback
Iran, Islamic Republic of
سرکار خانم جیلانی با درود جناب اقای ادیب برومند نه تنها اهل سیاست نبودند که با توجه به عملکرد ایشان به ضرس قاطع میشود گفت وسیله ای در در دست اطرافیان نشان بودند عدم موضع گیری ها وارد نشدن و عدم دخالت در مسایل حاد سیاسی روز و به قول عوام نان را به نرخ روز خوردن روش ایشان بود ایشان شخصی عوام فریب و منفعت طلب بودند و دل خوشیشان ادعای رهبری بدون داشتن هیچ گونه صلاحیتی
feedback
Iran, Islamic Republic of
شما بفرمایید کی صلاحیت داشت و اگر هم داشت توانست کاری بکند؟ تنها کسی که حتا به نظر منتقدان و نه دشمنان ایشان توانست جمعی را منسجم نگاه دارد او بود . چندین بار خواست از ریاست شورا استعفا دهد و ریاست شورا را سالانه و با رای شورا به عهده دیگری واگذار کند . قبول نمیکردند چون قبول مسولیت نمیکردند! بعلاوه جبهه ملی از اغاز هم تا انجا که من مطالعه کرده ام همیشه یک اپوزیسیون معتدل پارلمانتاری بوده ونه انقلابی.
شما از دور دستی بر اتش دارید..
حالا بروید ببینید جبهه ملی ششم چه کرده و میکند!
عضو شورای مرکزی جبهه ملی پنجم
feedback
United States
دوستدار ادیب
در رابطه با مصاحبه آقای منوچهر برومند با خبرگزاری ایبنا و ذکر مطالبی بر علیه استاد ادیب برومند ؛ من بعنوان یکی از دوستداران استاد ادیب از اینکه سرانجام فرزندان ایشان بر آن شدند تا پس از یکسال صبر و خویشتنداری و شکیبایی پاسخ هایی قاطع و درخور به ایشان بدهند بسیار خشنود شدم.
براستی استاد ادیب برومند علاوه بر تسلط فراوان به سرودن قصائد نغز و میهنی و غزلیات لطیف و دلنشین و دارا بودن افکار و اندیشه های آزادیخواهانه و میهن پرستانه ، انسانی بودند پاک نهاد و‌ نیک سرشت ، نیک کردار ، نیک پندار ، نیک گفتار ، خوشرو و خوش برخورد ؛ که من در طول زندگی خود کمتر چنین انسان شریف و آزاده ای را دیده بودم.
اینجانب آقای منوچهر برومند را از نزدیک نمی شناسم ولی با مراجعه به وب سایت ایشان و مطالعه مطالب و مصاحبه های وی درباره استاد ادیب و با توجه به آشنایی و شناخت خودم از استاد و پاسخ های فرزندان استاد ، بی تردید به آثار بغض و کینه و حسادت بی مورد در نوشته ها و گفته های آقای منوچهر نسبت به استاد ادیب برومند پی بردم
امیدوارم آقای منوچهر برومند در این سن و سال قدری بخود آیند و از آنچه ناجوانمردانه نسبت به استاد ادیب برومند انجام داده اند از درگاه آفریدگار بخشنده طلب بخشش نمایند و از این پس سعی و همت شان را در رشد و تعالی خود بکار بندند و از تخریب بزرگانی همچون ادیب برومند دست یازند.
feedback
Iran, Islamic Republic of
اگر واقعا‌ یک شخص ثالثی هستی درمورد کسی که‌نمی‌شناسی‌ حرف نزن و داوری نکن و آن را هم که فکر می کنی می شناسی اطمینان نداشته باش که درست‌ می شناسی که سعدی گفته است: به یک دقیقه توان گفت از شمایل مرد که تا کجاش رسید است پایگاه علوم ولی زباطنش ایمن مباش و غرّه مشو‌ که خبث ذات نگردد به سالها معلوم
feedback
Iran, Islamic Republic of
زنده یاد ادیب برومند را که میشناسم.
feedback
Iran, Islamic Republic of
حمید رحمتی
پس حکم محکومیت مرحوم ادیب برومند توسط دادگستری اصفهان به چه مناسبت صادر شده است جز حیف و میل اموال و املاک جناب اقای دکتر منوچهر برومند و خانواده محترمشان
feedback
Iran, Islamic Republic of
آقای حمید رحمتی
هیچگونه محکومیتی برای استاد ادیب برومند توسط دادگستری اصفهان مبنی بر حیف و میل اموال آقای منوچهر برومند که البته مدرک دکترا هم ندارند لاکن به دروغ خود را دکتر معرفی میکنند صادر نشده است .
در ضمن یاد بگیر بی دلیل و مدرک حرف نزن
feedback
Iran, Islamic Republic of
بزودی کلیه احکام محکومیت عبدالعلی خان برومند که خود را به گزاف و دروغ ادیب برومند می نامید . به اضافه پاره ای دیگر از اسناد واریز های بانکی به حساب مرحوم ادیب برومند و اظهار نامه های ارسالی برای او و صورت اشیاء امانی نزد او که مسترد نداشته در جزوه ای منتشر می شود و در اختیار همگان گذاشته می شود . امکان ارسال عکس احکام و درج آن در این صفحه به لحاظ تکنیکی میسر نیست . ولی علاقه مندان می توانند به صفحه فیس بوک بنگرند که یکی از احکام در آن‌ به نمایش در آمده است
feedback
Iran, Islamic Republic of
آن حکمی که گرفته شده و در فیس بوک منوچهر برومند گذاشته شده صرفا مربوط است به تنفیذ وصیت نامه مرحومه رباب غفار دخت برومند که این وصیت نامه به ویشنهاد ادیب برومند تنظیم گردید و در مصاحبه بطور مشروح درباره آن توضیح داده شده است.
در خصوص اظهارنامه ارسالی اگر کسی مختصر سوادی در رابطه با علم حقوق داشته باشد میداند که اظهار نامه چیزی نیست غیر از ابلاغ کتبی موضوعی به شخصی از طریق سیستم قضایی و در هیچ جا اظهار نامه به معنی سندی حاکی از محکومیت نیست .
هر کس میتواند از طریق مراجع قضایی اظهارنامه ای مبنی بر درخواستی به شخص دیگری ارسال کند خواه آن خواسته اساسا درست و به حق باشد یا نباشد .
feedback
Iran, Islamic Republic of
شاهین وفادار
با درود احترامابه عرض میرسانم خانواده بر.ومند باعث افتخار و مباهات شهر اصفهانند اما با خواندن مصاحبه فضاحت ملی دکتر منوچهر برومند بی احترامی و اهانتی نسبت به مرحوم ادیب برومند استنباط نکردم جز بیان واقعیتهایی که یا در محافل ورا مجالس و گرد همایی های دوستانه بیان میشود وشاید زمانی مکتوب شوند و به صورت مقاله یا مصاحبه عنوان شوند و در معرض دید همگان قرار گیرند همانطور که فرزندان محترم ادیب بر.ومند گله مندند چرا مصاحبه دکتر برومند چاپ و نشر شده است این ایراد به خود انان هم ر.واست اما اینکه حرف های اقای دکتربه یک رمان بی در و پیکر می ماند و ایشان کینه جو و روانپریش اند اهنتی است بسیار بزرگ و توهینی نابخشودنی از فرزندان مرحوم ادیب چنین انتظاری نمی رفت که اینگونه در باره یکی از اعضای خانواده پاسخ بگویند جناب دکتر برومند شخصیتی ادیب شاعر با مرام و با اصالتی هستند شرط عقل حکم میکرد این اختلاف خانوادگی توسط فرزندان ان مرحوم و جناب اقای دکتر حل و فصل میشد اما واقعیت فرهنگی جامعه ما همیشه بر همین مدار گشته است که نباید به کسانی به هزار و یک دلیل ایراد و انتقاد کرد که گناه کبیره محسوب میشود اینجانب نه با تاریخ نا اشنایم و نه بیگانه بسیاری از بزرگان را بنا به روابط خانوادگی و غیره از نزدیک می شاسم ازجمله مرحوم ادیب برومن د را ایشان انسانی مردم دار شاعر حقوقدان و عضو شورای رهبری و بعد رهبر جبهه ملی بودند اما ایشان در مقام مقایسه با بزرگان جبهه ملی نبودند ایشان نه شهامت یک رجل سیاسی را داشتند نه جسارت و با عرض پوزش نه لیاقت رهبری جبهه ملی را داشتند ایشان در محافل دوستانه گردهمایی های دوره ای و نزد عده ای خاص شناخته شده بودند اما در جامعه نه تنها مطرح نبودند که عامل بی اعتباری و متلاشی شدن جبهه ملی شدند و ان هم صرفا بخاطر صندلی که به ان تکیه زده بودند زمانی اقای کورش زعیم فراخوانی جهت گرد هم ایی دادند اما بدلیل عدم استقبال مردم طی اعلامیه ای انرا لغو و علت را هم عدم رابطه با مردم عنوان کردند موضعگیری های منفعلانه و بی مورد ایشان و مقاله نویسی های ایشان در روز نامه اطلاعات راجع به نفی سکولاریزم حمله به موضع گیری های بعضی از اشخاص موجه جبهه ملی موج اتقادات همراه با ....علیه ایشان را به همراه داشت رسانه های خارج از کشور شروع به نفی وطرد ایشان پرداختند مصاحبه های اقای حسین مهری و...اقای محمد امینی که تند ترین نقد را علیه ایشان گفتند و نوشتند موجود است ایا بهتر نبود با توهین به اقای دکتر منوچهر برومن که خود تاریخ پژوه و اهل قلم است به اصل ماجرا می پرداختند و اینگونه سفیهانه در مقام پاسخگویی بر نمی امدند و لااقل سکوت اختیار میکردند که لاقل مجبور نباشند جواب محکومیت مرحوم ادیب توسط دادسرای اصفهان را بدهند و یا فروش غیر قانونی املاک برادر زادگان مرحوم ادیب و همانطور که اقای محمد امینی فرمودند اقای ادیب بهتر با این سن و سال به همان کار خرید و فروش کتب عتیقه جات و قلمدان هایتان بپردازید
feedback
Iran, Islamic Republic of
آقای وفا دار این فرزندان ادیب که حالا سنگ پدرشان را به سینه می زنند . این قدر بی لیاقت بودند که پدرشان را تنها با یک نوکر کرد درمنزل تنها بدون پرستار گذاشته بودند و هر کدام در جایی سرگرم عیش و نوش خود بودند .تا اینکه مهندس منوچهر خان که در یکی از مسافرت هایش به ایران با وضع رقت بار ادیب مواجه شده بود .با موسسه ای صحبت کرده بود .بانی خیر شد یک بانوی محترمی را برای پرستاریش معرفی کرد. که واقعا خوب از عهده اداره کردن زندگی ادیب بر می آمد . ولی فرزندان ادیب مانع می شدند .انعامی مازاد حقوقش بگیرد. طوری که ادیب مجبور می شد از این وآن قرض بگیرد.در معالجه پدر هم کوتاهی کردند . با دستگاه دوربین مدار بسته از راه دور پدر بیمار خود را کنترل می کردند. کلیه حساب هایش را در اختیار گرفته بودند .پیرمرد گریه می کرد و می گفت از دستشان راضی نیست . نسلش منقرض شده است. دکتر معالجش بهروز برومند هم گلایه می کرد که جهانشاه در امور پزشکی مربوط به پدرش دخالت بی جا می کرده است . برنامه آنها این بود که زود کلکش کنده شود .به پول وپله برسند. بااینکه خودشان هم کم نداشتند.
feedback
Romania
جمیع این اظهارات بی اساس و جعل اندر جعل است.
ما اکثر روزها و یا شبهای هر هفته ایشان را میدیدم و داروهایشان را به دقت بررسی کرده و از ایشان مراقبت میکردیم و قبل از اوردن پرستار و حتی با وجود خانم پرستار ،هم سرایدار منزل و هم یک اقای دیگر که راننده نیز بود از ایشان مراقبت میکردند وهیچ شبی ایشان تنها نبود.
از یکسال قبل از فوتشان هم به دستور و تجویز جناب دکتر بهروز برومند اطاقی را با استریلیزاسیون کامل جهت دیالیز خانگی اماده و شخص دیگری را برای انجام این کار استخدام کردیم.
من نمیدانم انزمان اقای منوچهر برومند کجا تشریف داشتند!!
در ضمن شخصیت بنده نیز چه از نظر دانشگاهی وچه از نظر معروفبت و خوشنامی پزشکی و چه از نظر محبوبیت و وجهه هنری بر احدی پوشیده نیست..وارادت من به دکتر بهروز برومند و علاقه ی ایشان به بنده انچنان است که به خود جرات نمیدهم در نظرات پزشکی ایشان دخالت کنم و اساسا رشته تخصصی من چیز دیگریست..
feedback
Iran, Islamic Republic of
دکتر جهانشاه برومند:
البته در پی بیانات قبلی خود این نکته را متذکر شوم که ان خانم پرستار که اقای منوچهر برومند به ان اشاره کرده بودند توسط موسسه ای که اقای منوچهر برومند معرف ان بود به استخدام ما در امد که خانم مهربان و خوبی است.و لذا دراین مورد کار منوچهر برومند موجب امتنان اینجانب است اما در کل انچه ایشان در مورد تنهایی و بیماری مرحوم پدرم اظهار داشته کاملا بی اساس است و همواره به جز فرزندان ، دو مرد در استخدام ایشان بودند واز زمان فوت مرحوم مادرم درسال ۸۵ تا سال ۹۴ اساسا مرحوم پدر نه بیمار و‌بستری بودو نه تنها. هر شب و هرروز هم جلسات و ملاقات های متعدد از سیاسی وادبی و غیره داشتند که بر کسی پوشیده نیست.
در ضمن ایشان هرگز انقدر تهی دست و مفلوک نبودند که برای استخدام پرستار پول قرض کنند .!!!!
feedback
Iran, Islamic Republic of
این هم یکی از مسخره ترین نظراتی هست که میتوان دید.
جناب منوچهر برومند ظاهرا فراموش کرده است که بعد از اظهار ارادت های بی شمار از دوران نوجوانی به بعد نسبت به عموی خود که مدارکش موجود است و متعاقب آن پس از سالها قهر و عداوت و کینه توزی در زمان اقامت خود در پاریس که بدون هیچ دلیلی با عموی بزرگوار خود پیدا کرده بود ، بناگاه با ادعای پشیمانی در سال ۱۳۸۵ از طر رفتار و کردار خود و بواسطه برخی اقوام تقاضای آشتی با ادیب برومند را نمود که متاسفانه و شوربختانه مورد پذیرش ایشان قرار گرفت و لذا وی در اواخر دی ماه ۱۳۸۵ در مراسم تشییع جنازه بانو فرنگیس امینی همسر ادیب برومند در منزل ادیب برومند حضور پیدا کرد و تمام عکسهای وی مبنی بر حضورش در این مراسم موجود است .
پس از آشتی با عموی خوبش مدتی به منزل ایشان رفت و آمد داشت و حتی بدون ملاحظه تا پاسی از شب را به گفتگو با ادیب سپری می ساخت و این گفتگو ها ادامه داشت لاکن بناگاه دوباره بنای قهر و کینه را آغاز نمود.
بعد ها دلایل آن آشتی مشکوک و زود گذر و قهر دیرپای منوچهر برومند برای فرزندان و سایر نزدیکان استاد ادیب برومند معلوم گردید.
در دوران بیماری ادیب برومند و در روزهای پایانی عمر ایشان ؛ منوچهر برومند با تماس های تلفنی گاه به گاه به منزل ادیب و درخواست گفتگو با ایشان ؛ موجبات ناراحتی ادیب را فراهم می ساخت.
توضیح آنکه با وجود حضور خدمتکاری دلسوز و مورد اعتماد در منزل ادیب برومند ؛ منوچهر برومند نیز در دوران آشتی کوتاهمدت مصلحتی با ایشان ، شماره تلفن موسسه ای را داد که فعالیت آن موسسه اعزام پرستار و خدمتکار به منزل افراد بود و از این موسسه نیز خانمی جهت امور منزل ادیب برومند استخدام شد که تا پایان عمر ایشان با رضایت کامل به نگهداری و مراقبت و پذیرایی از مهمانان ادیب برومند مشغول خدمت بود.
و اما سایر موارد مطروحه در این اظهار نظر اراجیفی بیش نیستند و ارزش پاسخگویی ندارد و چیزهایی نیستند غیر از فضولی و دخالت های نابجا و دروغ پردازی های کودکانه
feedback
Iran, Islamic Republic of
آقای شاهین وفادار
البته مشخص نیست که این نام و نام خانوادگی هویت واقعی شما هست یا نه ؛ هر چند هم که چندان مهم نیست.
با این اظهار نظر مشخص است که اطلاعات ناقصی دارید که ساخته و پرداخته مواردیست که آقای منوچهر برومند به شما داده و جای تاسف است که چشم و گوش بسته و «سفیهانه» و بدون هیچگونه تحقیقی آنها را اینجا بازگو میکنید.
«سفیهانه» را تعمداً نوشتم که دفعه آینده اگر خواستی نظریه ای بنویسی ادب و نزاکت را رعایت کنی که اگر رعایت نکنی همان الفاظ به خودت نثار خواهد شد.
برای اینکه بیشتر و بهتر بدانی منوچهر برومند سالهاست که هتک حرمت و توهین و افترا و کینه توزی نسبت به استاد ادیب برومند را سرلوحه اقدامات نابخردانه خود قرار داده و حتی پس از درگذشت استاد دست از این قبیل اقدامات بر نداشت ؛ لیکن هیچگاه نه پاسخی از خود استاد و نه پاسخی از فرزندان استاد دریافت نکرد و این مصاحبه فرزندان استاد اولین پاسخ به اعمال ناجوانمردانه وی بوده است.
در مورد نقش و عملکرد استاد ادیب برومند در ریاست شورا و رهبری جبهه ملی ؛ همواره و از دیر باز و از سوی عده ای انتقاداتی به عملکرد اکثر رهبران جبهه ملی از زنده یاد دکتر محمد مصدق گرفته تا زنده یادان الهیار صالح و دکتر کریم سنجابی و غیره بوده است ؛ اما انتقاد با بی ادبی و از زبان منوچهر برومند سخن پراکنی کردن و آسمان و ریسمان بافتن تفاوت فاحش دارد.
در مورد مصاحبه آقای حسین مهری با آقای محمد امینی که با لحنی نامناسب و انتقاداتی از ادیب برومند همراه بود ؛ اگر غرضی در کار شما نبود که یقیناً هست ؛ اشاره ای هم به عذر خواهی آقای محمد امینی از ادیب برومند در مصاحبه دیگر وی با آقای حسین مهری میکردی و صرفاً به مصاحبه اول اشاره نمیکردی.
لابد نمیدانی که آقای محمد امینی علاوه بر عذرخواهی در تلویزیون ؛ با تماس تلفنی با ادیب برومند از ایشان مجدداً دلجویی کرد.
در مورد داستان مسخره محکومیت ادیب برومند توسط دادسرای اصفهان ؛ قبلاً پاسخ این به اصطلاح محکومیت داده شده و نیازی به تکرار آن نیست.
feedback
Iran, Islamic Republic of
بیژن جانفشان
درود بر روان استاد ادیب برومند
شاعر ملی، مردی خوشنام و سیاستمداری شرافتمند
در تایید گفته هایی فرزندان شادروان ادیب باید گفت برخی کوچکی خود را با تخریب چهره بزرگان میخواهند بزرگ نشان دهند.
بد نگویید به مهتاب اگر تب دارید
feedback
Iran, Islamic Republic of
ممنون از لطف و صداقت شما جناب جانفشان گرامی🙏🙏

ارادتمند:جهانشاه برومند
feedback
Iran, Islamic Republic of
تشکر و سپاس فراوان از جناب بیژن جانفشان عزیز که از دیرباز همواره با پدر و با ما همراه بوده اند.
شهریار برومند
۱۳۹۹/۰۵/۱۴
feedback
Iran, Islamic Republic of
سید حسن امین
در پی مصاحبه فرزندان مرحوم استاد ادیب برومند با خبرگزاری کتاب ( ایبنا) در ۳۱ تیر ۱۳۹۹ که به تفصیل به رد و نقض پسرعموی شاعر و ادیب خود آقای منوچهر برومند اختصاص یافته بود، دوستانی از حوزه فرهنگ و ادب و نیز هم اندیشانی از جبهه ملی از من به عنوان داور و قاضی بی طرف خواستند که در باب اظهارات طرفین داوری کنم و چیزی بر قلم آورم. بنده به رغم آن که در این فاصله عزادار رحلت مادرم بانوی شاعر و ادیب و اسلام شناس فاطمه عربشاهی بودم، از باب اصلاح ذات البین نکول نکردم و این چند کلمه را به عنوان یک داور حقوقدان و اهل شعر و ادب و نیز عضو هیات رهبری اجرایی جبهه ملی پنجم و رئیس هیات اجرایی جبهه ملی ششم بر قلم اوردم:
۱. در همان آغاز عرض کنم که به نظر قاصر من انجام این گونه مصاحبه ها از سوی این بزرگواران ولو به انگیزه دفاع و صیانت از حیثیت مرحوم ادیب برومند، نه موجب اعتلای نام او بلکه در حقیقت باعث وهن و کسر شخصیت او می شود و مخصوصا که شاکیان و طرف شکایت هر دو به خاندان خوب برومند تعلق دارند، شکست هریک در معرض عام شکست هر دو است.
۲. معمولا در شکایت ها و ایراد اتهامات و نیز در پاسخگویی ها و مدافعات کل حق با یک طرف نیست و تازه در مواردی هم که شاکی مدعی باشد که مشتکی عنه بالکل هیچ حقی ندارد و بر باطل است، قاعده در موارد این چنینی به حکم الباطل یموت بترک ذکره این است که اتهامات ولو در مقام دفاع تکرار نشود تا کسانی که اصلا این اتهامات به ذهن شان خطور نمی کرده، انها را در حساب احتمالات ممکن الوقوع ندانند.
۳. در ایران ، مرده بد ( و زنده خوب!) وجود ندارد. عیب بزرگی است که مردم از کند و کاو نسبت به خوب و بد کسانی که دستشان از دنیا کوتاه است، پرهیز می کنند. اما نقد از اشخاص ( اعم از مرده و زنده) هم باید مستند باشد.
۴. بنا براین در نهایت هم آقای منوچهر برومند شاعر و نویسنده هنر شناس حق دارد که با ارایه مستندات در مورد کتاب نگارستان ادیب و آثار مندرج در آن حتی عموی فقید خود نیز اتتقاد کند و چنانکه فرزندان مرحوم استاد ادیب برومند هم حق پاسخگویی متناسب به قاعده تناظر و تساوی طرفین را دارند. اما حرف هیچ طرف حجت نیست مگر آن که اسناد و مدارک اثباتی آن ارایه شود.
۵‌‌. من شخصا با مرحوم ادیب برومند هم در حوزه ادبی و هم در حوزه سیاسی تعامل زیادی داشتم. وی در تعاملات ادبی شعرهای زیادی برای من گفت که یکی از آنها قصیده ای ست که در فوت پدرم سرود. در حوزه سیاسی هم در پلنوم ۱۳۸۲ به خط خود نام مرا به عنوان عضو سازمان پژوهشگران و نویسندگان جبهه ملی نوشت و عضویتم در سازمان حقوقدانان را تایید کرد.
پس داوری را به وقتی واگذار می کنم که مستندات هر دو طرف آماده باشد.
سید حسن امین
feedback
Iran, Islamic Republic of
ساقه ای خرد در سایه شجری برومند

به نام خدا
با سلام و درود خدمت پاکان و نیک نفسان و شرافتمندانی که شخصیت و اخلاق و وجدان و دیانت و آخرت خود را برای خوشنودی و جلب رضایت زودگذر دیگران قربانی نمی کنند و جز حق و حقیقت دنبال چیزی نمی گردند .
اینجانب تا امروز در باب مباحث و مسائل مطرح شده پیرامون مصاحبه سال گذشته آقای منوچهر برومند، درباره استاد ادیب برومند و تبعات آن که با جوابیه فرزندان آن روانشاد‌،این روزها در سایت خبرگزاری کتاب (ایبنا)دوباره مطرح شده است ،اظهار نظری نکردم.اما اکنون که بیانیه جناب پروفسور سید حسن امین را دیدم، با خود گفتم اگر خاموش بنشینم گناه است. البته در ابتدا لازم است ضایعه درگذشت مادر مکرمه ایشان را به حضورشان تسلیت عرض کنم.
چهره ای که منوچهر برومند در ویترینی از خود آراسته و پرداخته است و در سیمای شاعری توانا و ادیب و هنرشناس برجسته از خود به جنابعالی ارائه کرده است و شما هم آنرا به همین شکل پذیرفته اید متاسفانه چنین نیست.منوچهر برومند سالهاست تحت عنوان «تاریخ شفاهی خاندان برومند» مشغول تخریب شخصیت ها و بزرگان خاندانی است که خود عضوی از آنهاست.و جالب اینکه این تاریخ پژوه پس از چهل سال اقامت در پاریس تنها مسیر تحقیقات تاریخی اش در کوچه پس کوچه های روستای گز سابق می گذرد و دائما سر در گورستان فامیل دارد و با نبش قبر درگذشتگان محترمی که هر کدام سالهای زیادی از عمرشان را در مناصب و مشاغل گوناگون قضایی،سیاسی،اداری،نظامی و دانشگاهی سپری کرده اند می خواهد برای خود آبرو و اعتباری دست و پا کند. و جالب اینکه درباره هر کدام از ایشان، که جدول وار نسبت های چند جانبه با او دارند داستان های مجعول و بی اساس به طنز یا غیر طنز در وبلاگ شخصی یا هر کجا که مجالی دست دهد می نویسد و سعی دارد با توهمات ذهن آشفته خود ، به خیال خود، آنها را بی اعتبار کند. و به جز عموی خود ،در مورد دایی ها و خانواده همسر و عموزادگان و غیره همین رویه را داشته است .و حال که دکتر امین برای داوری این مناقشه دعوت شده اند و از طرفین مطالبه سند می کنند، باید عرض کنم مداخله ایشان در اختلافات فامیلی جایز نیست ، چرا که از سوابق اشخاص و گذشته پرماجرای دوران کودکی و خانه پدری آقای منوچهر برومند ،کوچک ترین اطلاعی ندارند. و اگر نیازی به سند دارند میتوانم اسناد متعددی از رفتار ناشایست او با فامیل خودش و خانواده همسرش در اختیار قرار دهم.ضمن آنکه از بیانیه جناب پروفسور امین چنین استنباط کردم که ایشان علاوه بر اینکه از روابط منوچهر برومند با اقوامش بی خبرند و به ظاهر فریب زلف و سبلت آراسته و موجه او را خورده اند، در شناخت از شخصیت استاد ادیب برومند هم دچار تشکیک اند و نیاز به مطالبه سند دارند.من به ایشان اطمینان می دهم اگر آقای منوچهر برومند سند محکمه پسندی علیه ادیب برومند داشت ،تاکنون صد بار در محاکم عدلیه طرح دعوی کرده بود و تا پای دستبند زدن به او هم ایستاده بود.پس قطعا بدانند که جز توهمات ذهنی سندی در دست ندارد.
جناب دکتر، شما را به خدا قسم به من بگویید کدام آدم عاقل سالم شیر پاک خورده ای را سراغ دارید که فامیلی را که خود عضوی از آن است را در اذهان عامه مرتبا تخریب کند؟آخر تو خود مگر شاخه ای از این شجر نیستی؟ اگر چنین که تو می گویی هستند، خود هم برآمده از آنهایی.آدم باید خود را درست ارزیابی کند. کسی که خود را دکتر و ادیب و شاعر و هنرشناس و مهندس و در یک کلام بحرالعلوم می داند آیا تا کنون که ۶۶ سال از عمرش گذشته است هیچ اثر ارزشمندی به جامعه علم و ادب عرضه کرده است؟
جز اینکه از این استعداد خداداد ،با قلم هرزه گرد خود برای تخریب و توهین اقوامش سود جسته است.پروفسور امین! لطفا یک بار دیگر به خاطرات مرحوم دکتر قاسم غنی در جلد اول با عنوان «زندگی من » مراجعه کنید و در صفحات ۳۱ و ۳۲ ملاحظه فرمایید از سلسله جلیله سادات عربشاهی سبزوار که شما و خود آن مرحوم هم از اعضای آن هستید چه نوشته و چه گفته است از همداری و غیرت خویشاوندی و حرمت بزرگتری و سلسله مراتب سیادت و حفظ عزت خانوادگی در مقابل دوست و دشمن . حالا اظهارات شفاهی و نوشته های آقای منوچهر برومند را در مورد خاندان خود و رمان بی ارزش «لقانطه اقبال » او را مطالعه بفرمایید ،حال آنکه احتمالا به شعرهای سخیف و رکیکی که خطاب به خویشاوندانش سروده است دسترسی نخواهید داشت . آنوقت است که به پریشان احوالی و تزلزل شخصیت او پی خواهید برد،امید که او را آنگونه که هست بشناسید.
زیاده چه تصدیع دهم، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
۱۵ مرداد ۹۹
عبدالحسین برومند
feedback
Iran, Islamic Republic of
نوشته زیبا و پر معنای خویشاوند گرانقدر و خوشنام ، “جناب آقای عبدالحسین برومند” تحت عنوان “ساقه ای خرد در سایه شجری برومند” در باب موضوع روشنگری شخصیت آقای منوچهر برومند و آثار و نوشته های ایشان موجب تشکر و قدردانی فراوان است.
شهریار برومند
۱۳۹۹/۰۵/۱۶