مترجم رمان «مصائب جی. اچ» در گفت‌وگو با ایبنا:

زبان رایج گفتار برای رساندن آنچه در ذهن لیسپکتور می‌­گذرد، کافی نیست

نیلوفر خسروی‌بلالمی اظهار کرد: کلاریس گویی مصمم است برداشت جدیدی از تعریف عشق ارائه کند، به همه چیز عشق می‌‌ورزد و این عشق مانند آن تعریف همیشگی پیوندی برپایه دادن و گرفتن نیست. کلاریس تنها عشق می‌دهد بدون این که منتظر یا نگران دریافت چیزی باشد. شاید این عشق حتی از عرفان هم فراتر می‌‌رود.
زبان رایج گفتار برای رساندن آنچه در ذهن لیسپکتور می‌­گذرد، کافی نیست
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کلاریس لیسپکتور رمان‌نویس و داستان‌نویس برزیلی بود که به خاطر رمان‌ها و داستان‌های کوتاه ابتکاری خود در سطح بین‌المللی تحسین شد. در ایران نیز این نویسنده برزیلی مورد توجه قرار گرفته و تاکنون کتاب‌هایی چون «ضربان»، «ساعت ستاره» و «وقت سعید» از او با ترجمه‌های متفاوت منتشر شده است. اخیرا نیز نیلوفر خسروی‌بلالمی رمان «مصائب جی. اچ» لیسپکتور را ترجمه کرده است. درباره این رمان و شیوه نوشتاری لیسپکتور با مترجم اثر گفت‌وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.

اصولا سبک و سیاق و شیوه نوشتاری کلاریس لیسپکتور را نامتعارف و ابتکاری می‌دانند. اگر ممکن است توضیحاتی در این باره ارائه کنید.
به نظر می‌­رسد که کلاریس برداشتی کاملا شخصی و ویژه از روایت و زبان رمان‌­نویسی دارد که شاید زندگی پرفرازو نشیب نویسنده دلیل آن باشد؛ به همه پیشنهاد می‌­کنم پس از خواندن کتاب کمی درباره کلاریس لیسپکتور و زندگی‌­اش مطالعه کنند. گویا زبان رایج گفتار یا حتی نوشتار برای رساندن چیزی که در ذهن او می‌­گذرد کافی نیست و به همین دلیل او به سراغ آفرینش واژه، درهم­‌ریختن روایت و دستور زبان و کاربست عناصر ناانسانی در کنار شخصیت­‌های انسانی می‌­رود تا بتواند دنیای خودش را همان­گونه‌­ای روایت کند که در ذهنش و برای خودش روایت می­‌کند.
 
به همین دلیل است که خواندن کارهای او دشوار به چشم می­‌آید. کلاریس را نمی­‌توان صرفا برای لذت خواند. هنگامی که کارهای او را به دست می‌­گیرید، باید آماده­ درک و رویارویی با یک دنیای کاملا نو باشید، دنیایی که اگرچه وام­ گرفته از دنیای پیرامون ما و نویسنده است اما جنس دیگری دارد، جنسی که ما نمی­‌دانیم چیست و شاید حتی تا پایان کار متوجه چیستی‌­اش نمی­‌شویم. تنها می‌­توانیم خطوطی را از عناصر روایت تا رخ­دادهای دنیای بیرون بکشیم و حدس بزنیم کلاریس دارد از چه سخن می­‌گوید. زبان کلاریس معماهایی را مطرح می‌­کند که خواننده با به­ کارگیری سرنخ‌­های دنیای بیرون از داستان نمی‌­تواند سر از کار آن معماها دربیاورد پس برای رمزگشایی تنها یک راه دارد، دنبال کردن سرنخ‌­هایی که نویسنده برایش گذاشته.


چرا شما سراغ ترجمه «مصائب جی.اِچ» فتید؟
خوش­بختانه یا شوربختانه آشنایی من با کلاریس از راه خواندن نقدگونه‌­هایی بود که هلن سیسوی فرانسوی روی کارهایش نوشته است. بخش­‌هایی از «مصائب جی.اِچ» را در کتاب‌­های سیسو خواندم و بسیار کنجکاو شدم. کنجکاوی‌­ام خیلی علمی یا نقادانه نبود بلکه بیش­تر حسی بود چون هنگامی که کلاریس را می‌­خوانی از دید احساسی باید فشار شدیدی را تاب بیاوری.

لیسپکتور احساساتی را به تو (دست‌­کم به من) منتقل می‌­کند که جایی در درون خودت حس­شان می‌­کنی اما نمی‌­توانی یک معادل بیرونی برای­شان پیدا کنی. همین تکه­‌تکه‌­های روایت باعث شدند که بخواهم تمام رمان را بخوانم تا بفهمم جریان چیست که خیال باطلی بود چون تمام رمان با همین تکه­‌تکه‌­ها نوشته شده و درک آن دشوار است اما ناممکن نیست؛ کافی است به ­عنوان خواننده از جای­گاه «من همه ­چیز را درک می‌­کنم» پایین بیایید و ندانستن را تمرین کنید و دنیای داستان را از خود داستان بیاموزید، درست مانند کودکی که دارد همه­ چیز را از پیرامونش یاد می­‌گیرد. پس از خواندن ترجمه­ انگلیسی رمان برای مدتی طولانی تلاش کردم تمام کار را به زبان فارسی در ذهنم تجسم کنم. به یک بیماری مانند شده بود و از همین­‌رو هم بود که ترجمه را آغاز کردم.

برخی این اثر را جزو رمان‌های عرفانی لیسپکتور می‌دانند به نظر شما هم «مصائب جی. اچ» در زمره رمان‌های عرفانی قرار می‌گیرد؟
پاسخ این پرسش را صرفا از دید شخصی خودم و با سواد اندکم از عرفان باید بدهم. من چیزی از عرفان شرقی در این اثر ندیدم، اما عرفان مسیحی (آیا اصلا چنین­ چیزی وجود دارد؟) شاید در لایه ­هایی از کار دیده می‌­شود چون نام رمان و برخی ارجاعات میان ­متنی آشکارا به مسیحیت برمی‌­گردد. هرچند، برداشت من از کتاب چیزی فراعرفانی است. هنگام خواندن این کار به نظرم رسید (البته به این نکته هم توجه داشته باشید که من نقدهای سیسو روی کلاریس را بسیار خوانده‌ام و بی‌­شک نوشته­‌های او تاثیر بسیاری در برداشت من داشته) کلاریس در پس آفرینش مفهومی کاملا شخصی و درونی از عشق است، گویی مصمم است برداشت جدیدی از تعریف عشق ارائه کند. کلاریس به همه ­چیز عشق می‌­ورزد و این عشق مانند آن تعریف همیشگی پیوندی برپایه­ دادن و گرفتن نیست. کلاریس تنها عشق می­‌دهد بدون این ­که منتظر یا نگران دریافت چیزی باشد، به باور سیسو، عشقی مادرانه با پذیرش «دیگری» همان­گونه که هست. آیا این نگاه به عشق نگاهی عرفانی است؟ شاید هست! شاید این عشق حتی از عرفان هم فراتر می‌­رود!

این رمان به گونه‌ای نوشته شده است که جمله آخر هر فصل آغازیست برای فصل بعدی، گویی هر فصل بخشی جداگانه است و در عین حال به فصل بعدی مرتبط می‌شود. نظر شما در این رابطه چیست؟
یکی از گیج ­کننده‌ترین عناصر «مصائب جی. ­اِچ» ریخت کار است. هنوز هم نمی‌­دانم می‌­توان به این کار گفت رمان یا فلسفه‌­ای شاعرانه! مرز بین این دو دست­ کم برای کلاریس روشن نیست.

انتخاب آغاز و پایان هر فصل مانند انتخاب عناصر حاضر در رمان است: مرتبط اما در عین حال دور از ذهن. زن، سوسک، تاریخ، عشق و خدا در این کار حضور دارند و برای پیوند تمام این­ها باید به تمام جوانب‌­شان اندیشید. فصل­‌های رمان هم همین­طور به هم پیوند خورده‌­اند، با خطوطی ناپیدا اما محسوس و یکی از سرنخ‌­ها برای یافتن رد این خطوط همین جمله‌­های آغاز و پایان هر فصل هستند که گاهی از دید من تمام آن فصل را خلاصه می‌­کنند.

از دید شما چرا این رمان در بین رمان‌های مطرح برزیلی قرار گرفته است؟
به باور من برای این­که یک رمان در فهرست کارهای مطرح در یک کشور یا در یک زبان قرار بگیرد باید هم در ریخت و هم در معنا دگرگونی ایجاد کند و این دگرگونی باید هدف ویژه­‌ای را دنبال کند. این رمان برای ادبیات جهان مهم است چراکه کلاریس تلاش می‌­کند به خواننده ثابت کند که همیشه حق با او نیست، که همیشه دنیا پیش­‌بینی‌­پذیر نیست، که همیشه قدرت در دست تو نیست. کلاریس در زبانش جریان سیالی را می­‌آفریند که می‌­تواند تا بی­نهایت جریان داشته باشد و جنگ قدرت همیشگی میان خود و دیگری را از میان می‌­برد چرا که در بخش­‌هایی از روایت زن قدرت را نمی­‌خواهد، دیگر هیچ‌­چیز نمی‌­خواهد چون می‌­خواهد تعاریف پیشین را بشکند پس دگرگونی را از خودش آغاز می‌­کند، مانند نویسنده که دگرگونی را از زبان و ریخت اثرش آغاز کرده است. نکته‌­ دیگری که درباره­ این کار و دیگر کارهای کلاریس اهمیت دارد این است که می­‌توان آن­ها را از دیدگاه‌­های گوناگونی بررسی کرد: هویت جنسی، ساختاراگرایانه، پساساختارگرایانه، فمینیستی و بسیاری دیگر.
 
- «مصائب جی. اچ» را یکی از تکان دهنده‌ترین رمان‌ها می‌دانند. شما فکر می‌کنید دلیل این امر چیست؟
به دلیل تمام چیزهایی که در پرسش‌­های پیشین مطرح کردم «مصائب جی.اِچ» می‌­تواند شما را حسابی بترساند چراکه پس از خواندن کار نمی‌دانید حالا باید کدام تعریف از دنیا را بپذیرید، دنیایی که دارید در آن زندگی می‌­کنید یا دنیایی که با کلاریس در آن سفر کرده­‌اید و این تکان‌­دهنده است، شک به هرآن­چه که تا به حال گمان می‌­کردید واقعیت است تکان دهنده است.
 

برای ترجمه این رمان با چه مشکلات و موانعی روبه‌رو شدید؟
ترجمه­ این کار بسیار دشوار بود، زبان کتاب و واژه‌­گزینیِ آن فاصله­ زیادی از زبان گفتار و حتی نوشتار معمولی داشتند و شمار واژگان جدیدی که کلاریس خودش ساخته بود بسیار بودند. حتی دستور زبان و جای­گاه واژه ­ها در کار کلاریس درهم­‌ریخته است. به همین دلیل، در بسیاری از موقعیت‌­ها مجبور شدم واژهگان را توضیح دهم و جمله­‌هایی با دستور زبان درهم‌­ریخته بنویسم تا شاید بتوانم حس روایت کلاریس را منتقل کنم. اگر تصمیم می‌­گرفتم زبان ترجمه را به فارسی کاملا روان برگردانم به کلاریس خیانت می‌­کردم و اگر زبان ترجمه روان نبود، به ­عنوان کسی که تصمیم دارد به ترجمه­ کتاب در ایران ادامه دهد به خودم خیانت می‌­کردم و اگر میانه‌­روی می‌­کردم نیز به هردومان. من برای وفاداری بین خودم، کلاریس و زبان، کلاریس را انتخاب کردم.
 
نشر حکمت کلمه کتاب «مصائب جی. اِچ» اثر کلاریس لیسپکتور را با ترجمه نیلوفر خسروی‌بلالمی در 500نسخه، 242 صفحه و با قیمت 43000 تومان منتشر کرده است.
 
کد مطلب : ۲۸۸۳۳۹
http://www.ibna.ir/vdcaeanuo49nae1.k5k4.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما