گفت‌وگوی ایبنا با معاون علمی دانشنامه دفاع مقدس

«دا» به عنوان یک اثر تاریخی کمتر قابل استناد است

علی میرهاشمی معتقد است: در برخی از آثار دفاع مقدس جنبه ادبی بر جنبه تاریخی و سندی غلبه دارد و کتاب «دا» از این دسته است.
«دا» به عنوان یک اثر تاریخی کمتر قابل استناد است
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - مهسا کلانکی: کتاب «دا» خاطرات سیده زهرا حسینی است که به اهتمام سیده اعظم حسینی در دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری تولید و سال 1387 توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد. این اثر که در آن زمان با استقبال زیادی از سوی مخاطبان مواجه شد، خاطرات دختری است که در آغاز جنگ هفده ساله داشته و با جنگ زندگی‌اش دستخوش تحولات زیادی می‌شود. «دا» از نمونه‌های مطرح تاریخ شفاهی دفاع مقدس است که توانست سه جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، جایزه جلال آل احمد و کتاب سال دفاع مقدس را کسب کند.

کتاب «دا» از معدود آثاری بود که به اعتقاد کارشناسان بسیار جزئی‌نگرانه وقایع جنگ را بیان کرده بود، اما بعد از گذشت 11 سال از انتشار آن، علی میرهاشمی، معاون علمی دانشنامه دفاع مقدس می‌گوید «دا» را به عنوان یک منبع تاریخی نمی‌توان نگاه کرد و این کتاب بیشتر جنبه ادبی و داستانی دارد. در ادامه گفت‌وگو با معاون علمی دانشنامه دفاع مقدس را درباره چالش‌های تاریخ شفاهی دفاع مقدس و آثاری که در این حوزه منتشر می‌شوند می‌خوانید.

در حال حاضر آثار زیادی درباره دفاع مقدس به صورت تاریخ شفاهی و خاطره نگارش می‌شوند. برخی از این آثار با مشکلاتی مانند عدم تدوین درست مواجه هستند. برای اینکه بتوانیم دراین حوزه آثار مستندی داشته باشیم باید چه کنیم؟
وقتی مشکلی وجود دارد باید برایش دنبال راه حل بگردیم. در حوزه تاریخ شفاهی دفاع مقدس تا حدی این مشکلات شناخته شده است. قطعا نخستین اقدامی که باید کرد بحث آموزش کسانی است که درباره تاریخ شفاهی دفاع مقدس فعالیت می‌کنند. همیشه در این موارد تجربه نشان داده که با آموزش می‌توان مشکل را حل کرد. دوم بحث سیاست‌گذاری سازمان‌هایی است که در این حوزه کار می‌کنند. صرفا آمار دادن و کارهای کمی باعث می‌شود که کیفیت کار زیر سوال برود. بنابراین در این زمینه سازمان‌ها بر اساس سیاست‌هایی که در دست دارند باید به سمت کیفی‌سازی بروند.

یکی از آسیب‌های این حوزه این است کسانی که در تاریخ شفاهی مصاحبه‌کننده هستند نمی‌توانند به خوبی گفت‌وگو را به سمت و سویی سوق دهند. چرا مصاحبه‌کننده‌ها آموزش لازم را ندیده‌اند؟
شاید بخشی به گستردگی کار در کل کشور بازمی‌گردد. افرادی که در این کار مشارکت می‌کنند ممکن است این موضوع در اولویت کاری‌اشان نباشد یا منابعی که پیش‌بینی می‌شود برای افزایش انگیزه و تشویق‌های لازم آن‌ها کم باشد. یکی دیگر از دلایل اختصاص امتیاز‌های علمی کم برای این آثار است. همچنین گاهی دیدگاه خاصی که در انتخاب این افراد مصاحبه‌کننده تاثیر دارد موجب می‌شود کارایی لازم را نداشته باشند.

تصور نمی‌کنید کثرت کتاب‌های تاریخ شفاهی دفاع مقدس به دلیل جوایز است؟
ذهن انسانی، مقایسه‌گر است و معمولا کارها با حمایت سازمان‌های خاص در رتبه بالاتری قرار می‌گیرند و این قطعا در انگیزه افراد تاثیرگذار خواهد بود. مهم است که تاریخ شفاهی عین اسناد و مدارک معتبر نوشته شود تا برای همگان قابل قبول باشد. وقتی در آن حوزه سند نداریم این‌ها نمی‌توانند منبع پژوهشگران قرار بگیرد چون بسیاری از کارهای تاریخ شفاهی ما به تک‌منبعی برای دانشنامه‌ها تبدیل می‌شود، باید معتبر باشد.

مشکلات عمده‌ای که هم‌اکنون بر سر راه تاریخ شفاهی قرار دارد چرا در برخی از این آثار اغراق به گونه‌ای است که برای مخاطب اثر غیر قابل باور می‌شود؟
بخشی از مشکلات در واقع ناتوانی یا عدم اشراف مصاحبه‌کننده به موضوع است. برخی از این افراد نه تجربه جنگ را دارند و نه اهل پژوهش در حوزه جنگ هستند. بسیاری بعد از کار اول به دلیل نداشتن انگیزه لازم زمانی که مهارتی به دست می‌آورند این حوزه را ترک می‌کنند و به دنبال کار دیگری می‌روند و ما دوباره با افرادی جدید مواجه می‌شویم که بی‌تجربه هستند. در برخی از موارد آثار تاریخ شفاهی با آماری که من دیدم احساس کردم که کسانی که مصاحبه می‌کنند خود اشراف کمی با موضوع طرف گفت‌وگو دارند اگر طرف مصاحبه‌کننده اشراف نداشته باشد به غیر از ضبط صوت کار دیگری نمی‌تواند انجام دهد و گاهی این مصاحبه‌ها به تعارف و تمجید تبدیل می‌شود.

یعنی سازمان‌هایی که درگیر موضوع دفاع مقدس امتیازاتی را به اشخاص می‌دهند که به این سمت روی بیاورند؟
حوزه، حوزه گسترده‌ای است بنابراین نیاز به افراد زیادی است که به این موضوع روی بیاورند. کارهای تحقیقاتی در کشور ما مهجور است و تاریخ شفاهی بخشی از حوزه پژوهش است که تابع شرایطی کلی حاکم بر حوزه‌های تحقیقی و پژوهشی است.

آثاری مانند «دا»، «بابانظر»، «پایی که جا ماند» و به تازگی هم کتاب «آب هرگز نمی‌میرد» در جوایز مختلف رتبه آوردند ولی بعد از آن کتاب‌های تاریخ شفاهی چندان خود را نشان نداد. فکر می‌کنید چه عاملی سبب شد این کتاب‌ها به موفقیت و اقبال عمومی مردم دست پیدا کنند؟
البته این آثار از لحاظ  قرار گرفتن در گونه تاریخ شفاهی قابل بحث هستند. معمولا در برخی از این آثار جنبه ادبی بر جنبه تاریخی و سندی برتری دارد و مورخان کمتر به این کارها به عنوان منابع تاریخی  مراجعه می‌کنند. حداقل به کتاب «دا» کمتر می‌توان استناد کرد. هرکتابی مخاطب خودش را دارد این کتاب‌ها توانستند مخاطب عام داشته باشند و قاعدتا تبلیغ بسیار در انگیزه‌ها تاثیر داشته است.
 
شما به عنوان کسی که در ممیزی این کتاب‌ها مشارکت می‌کنید چه راه حلی دارید تا این آثار از تحریف یا اغراق دور باشند؟
ما برای این‌ کار شیوه‌نامه‌ای داریم و بر اساس آن شاخص کتاب‌ها ارزیابی می‌شود. ارزیابان ما توجه دارند تاریخ دفاع مقدس تحریف نشود. در واقع کارهای ممیزی کتاب‌ها را به نمایندگی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام می‌دهیم. نویسندگان تاریخ شفاهی باید به ممیزی‌های لازم آگاهی داشته باشند و مصوبه 660 وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را در این زمینه مطالعه کنند که در آن سیاست‌های ما درباره نشر آثار مشخص شده است.
 
کد مطلب : ۲۸۴۹۷۱
http://www.ibna.ir/vdciy5arzt1av32.cbct.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

feedback
Iran, Islamic Republic of
استناد تاریخی رو بیخیال... چهار خط از این کتاب در طرح "کتاب بخوان" مترو روی دیواره متروها دیده میشه، ناتوانی نویسنده در مراعات زبان عامیانه و رسمی به شدت توی ذوق می زنه.
این همه این کتاب رو میبرید بالا، یک بار بدید دست یه ویراستار، تا به دست اهلش میرسه پرتش نکنه اونور که انگار به شعورش توهین شده.