صدای دیگری از نویسنده «موسیقی آب گرم» در نمایشگاه

اولین رمان از چارلز بوکوفسکی ترجمه شد

 
تاریخ انتشار : جمعه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۰۰
 
 
رمان «عامه‌پسند» اثر چارلز بوکوفسکی، نویسنده امریکایی، به فارسی ترجمه و در ایران منتشر شد. پس از کتاب «موسیقی آب گرم» این دومین کتاب داستانی و اولین رمان از این نویسنده است که رخت واژگان فارسی می‌پوشد._
چارلز بوکوفسکی
 
چارلز بوکوفسکی

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این مجموعه داستان را پیمان خاکسار به فارسی ترجمه کرده و موسسه انتشاراتی «نشر چشمه» آن را منتشر کرده است. این کتاب از تازه‌های این انتشارات در بیست و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران (۱۶ تا ۲۶ اردیبهشت) است.

این ششمین و آخرین رمانی است که بوکوفسکی در زندگی خود نوشته و منتشر کرده است. وی این کتاب را در سال ۱۹۹۴ و با نام اصلی «Pulp» به چاپ رسانده.

خاکسار (مترجم این کتاب)، درباره رمان «عامه پسند» به «ایبنا» توضیح داد: این کتاب ماجرایی پلیسی دارد و می‌توان آن را در رده ادبیات پلیسی قرار داد. با این وجود با سایر رمان‌های پلیسی تفاوت دارد. در آن هیچ جنایتی اتفاق نمی‌افتد و برخلاف سایر رمان‌های پلیسی، شخصیت کار‌آگاه در این رمان انسانی زیرک و توانا نیست. بلکه پیرمردی کم‌توان است و فقط به کمک شانس و دیگران موفق می‌شود وظیفه خود را انجام دهد.

این مترجم که پیش‌تر مجموعه شعر «سوختن در آب، غرق شدن در آتش» از این نویسنده را به فارسی ترجمه کرده است، درباره این رمان و نویسنده‌اش اضافه کرد: شخصیت داستانی «هنری چیناسکی» که در سایر رمان‌های بوکوفسکی وجود دارد، در این رمان تنها در یک صحنه کوتاه به داستان می‌آید و شخصیت اصلی داستان فرد دیگری‌ست. بوکوفسکی به سبک معمول خود در این رمان هم نویسنده‌های بزرگی چون فاکنر، همینگوی و توماس مان را به سخره می‌گیرد. خود او نیز هرگز درگیر سبک‌های ادبی نبوده است و همان‌طور که از نام این کتاب پیداست، «عامه پسند» رمانی ساده‌، با نثری کاملا عامه فهم و قابل درک است. بوکوفسکی همچنین در این رمان از اصطلاحات عامیانه فراوانی استفاده کرده که این مسئله ترجمه رمان او را وقت‌گیر و مشکل کرد.

خاکسار در پاسخ به این سوال که به عنوان اولین مترجم رمان‌های بوکوفسکی، رمان «عامه‌پسند» و رمان‌نویسی بوکوفسکی را چگونه توصیف می‌کند، تصریح کرد: رمان «عامه‌پسند» را می‌توان در عبارت «هجو نویسی» خلاصه کرد. تم اصلی این رمان، همانند بسیاری دیگر از آثار و داستان‌های این نویسنده، «هجویات» است و رگه‌هایی از طنز در آن دیده می‌شود. بوکوفسکی در این رمان هم شخصیتی شبیه به خودش را به تصویر می‌کشد و این خود اوست که در موقعیت‌های مختلف داستانی حاضر می‌شود و ماجرا می‌آفریند.

اخیرا ترجمه و انتشار شعر‌های این نویسنده و شاعر امریکایی در ایران رونق گرفته و در ماه‌های گذشته چندین مجموعه شعر از این نویسنده به فارسی ترجمه و روانه بازار کتاب ایران شده است. اما پس از مجموعه داستان «موسیقی آب گرم» که چند سال پیش توسط بهمن کیارستمی به فارسی ترجمه و از سوی نشر «ماه‌ریز» منتشر شد، این دومین کتاب داستانی و اولین رمان از میان آثار بوکوفسکی است که رخت واژگان فارسی می‌پوشد.

بوکوفسکی در ۱۶ آگوست ۱۹۲۰، در شهر آندرناخ آلمان به دنیا آمد و وقتی سه ساله بود به همراه خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت کرد. او اولین قصه‌اش را در سال ۱۹۴۴ منتشر کرد. بعد تقریبا بیست سال هیچ چیز ننوشت. تنها، کار یدی کرد و در اتاق‌های کوچک اجاره‌ای زندگی کرد. او سال‌ها به عنوان نامه‌رسان در اداره پست لس آنجلس کار کرد و به روایت خودش روزی که دوباره نوشتن را آغاز کرد از اداره پست اخراج شد.

با اینکه بوکوفسکی سرودن شعر و نویسندگی را به طور جدی از ۴۰ سالگی پی‌گیری کرد، اما در عمر ۷۳ ساله خود، بیش از هزار قطعه شعر، بیش از ۱۰۰ داستان کوتاه و شش رمان خلق کرد که آن‌ها در ۵۰ جلد کتاب منتشر شده‌اند.

بوکوفسکی در جایی گفته است: «روزی کسی از من پرسید: چطور می‌نویسی؟ چطور خلق می‌کنی؟ گفتم: من خلق نمی‌کنم. من حتی سعی هم نمی‌کنم و مهم این است که سعی نکنید، چه برای خلق کردن، چه برای جاودانه شدن. شما انتظار می‌کشید و اگر اتفاقی نیفتد، باز هم انتظار می‌کشید. مثل سوسکی که کسی او را از بالای دیوار تماشا می‌کند. وقتی سوسک به اندازه کافی به شما نزدیک شد، دست‌تان را دراز می‌کنید و له‌اش می‌کنید و یا اگر از آن خوش تان آمد، نگه‌اش می‌دارید.»

بوکوفسکی در سن ۷۳ سالگی در شهر سن پدرو اندکی پس از انتشار آخرین رمانش دیده از جهان فروبست. بر روی سنگ قبر این شاعر تنها یک جمله نقش بسته است: تلاش نکن! (Don’t try) 

منتقدانی چون «ژان‌پل سارتر» بوکوفسکی را «بزرگ‌ترین شاعر آمریکا» لقب داده‌اند.

Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 38980