گفت‌وگوی نوجوانان با حمیدرضا شاه‌آبادی در مدرسه دارالفنون

 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۱ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۷:۳۷
 
 
اعضای باشگاه كتاب‌خوانی افق با همراهی حميدرضا شاه‌آبادی، راهی مدرسه‌ دارالفنون شدند تا تجربه‌ای متفاوت از تاريخ با طعم قصه داشته باشند.
 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) اعضای باشگاه كتاب‌خوانی افق با همراهی حميدرضا شاه‌آبادی، صبح امروز (چهارشنبه بيست و يكم شهريورماه 1397) راهی مدرسه‌ دارالفنون شدند تا تجربه‌ای متفاوت از تاريخ با طعم قصه داشته باشند. در اين اردوی تابستانی كه با هماهنگی روابط عمومی نشر افق و با همكاری مديران اجرايی مدرسه‌ دارالفنون تهران برگزار شد، بچه‌های كتاب‌خوانِ باشگاه با حمیدرضا شاه‌آبادی به گفت‌وگو نشستند.

حميدرضا شاه‌آبادی (زاده ۱۳۴۶ در تهران) پژوهشگر تاریخ، داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس معاصر است. او از نویسندگان حوزه‌ ادبیات نوجوان و بزرگسال و یکی از مدیران با‌سابقه در نشر با تجربه ‌مدیریت در انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است. از جمله آثار شاه‌آبادي مي‌شود به لالايي براي دختر مرده، ديلماج، كافه خيابان گوته و سه‌گانه‌ دروازه‌ مردگان اشاره كرد.

جلد نخست  سه‌گانه‌ دروازه‌ مردگان با نام قبرستان عمودی همين تازگی‌ها از سوی نشر افق منتشر شده است. اين داستان كه در زمانی مشابه سال‌های مشروطه مي‌گذرد، تركيبی است از رفت و برگشت‌های تاريخی به فضای آن سال‌ها و دوران معاصر. مثل لالايی برای دختر مرده، در اين داستان هم فضاهای وهم‌آلود و حتی ترسناكی وجود دارد كه پيوندی ناگسستنی با ماجرای موازيِ معاصر در كتاب دارد.

اعضای باشگاه كتاب افق در حياط مدرسه‌ تاريخی دارالفنون در يكی از آخرين روزهای گرم تابستانی كنار حوضِ معروف اين مدرسه نشستند و سوال‌های‌شان را با آقای شاه‌آبادی مطرح كردند.
 

حميدرضا شاه‌آبادی كه از قصه‌گويان ادبيات نوجوان است، به عادت‌های نويسندگی‌اش اشاره کرد و گفت: متن‌هايش را تايپ نمی‌كند و روی كاغذ با خودكار می‌نويسد، دفتری دارد كه در سرما و گرما برای نوشتن به آنجا می‌رود، ايده‌های داستانی‌اش تمامی ندارد و حتی از يك ليوان و يك پوست شكلات می‌تواند رمانی با شخصيت‌های پيچيده خلق كند.

این نویسنده در ادامه از تجربيات تحصيلی و نقش تاريخ در پردازش روايت‌هايش، از اهميتِ شناخت تاريخ در رسيدن به دركی عميق از جوامع انسانی گفت و اين‌كه چطور قصه‌ها در قالب كهن‌الگوها به ناخودآگاه جمعی همه‌ ما راه يافته‌اند؛ كافی است راهی برای رمزگشايی از اين الگوها بيابيم.
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 265292