عطار؛ نظریه‌پرداز و انسان‌شناس

 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۵ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۲۵
 
 
محمد‌یوسف نیری، پژوهشگر و مصحح ادبی – استاد دانشگاه شیراز: عطار در دورانی می‌زیست که مقارن با حمله مغول‌ها به ایران بود. حمله قوم مغول حیثیت ملی، فرهنگی، فردی و اجتماعی مردم ایران زمین را نابود کرد. در چنین شرایطی مفهوم انسان و کرامت انسانی سیری نزولی طی می‌کرد و به سوی نابودی پیش می‌رفت.../
محمدیوسف نیری
 
محمدیوسف نیری

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، محمد‌یوسف نیری، پژوهشگر و استاد دانشگاه شیراز * : عطار در دورانی می‌زیست که مقارن با حمله مغول‌ها به ایران بود. حمله قوم مغول حیثیت ملی، فرهنگی، فردی و اجتماعی مردم ایران زمین را نابود کرد. در چنین شرایطی مفهوم انسان و کرامت انسانی سیری نزولی طی می‌کرد و به سوی نابودی پیش می‌رفت.

گام عظیمی که عطار و دیگر بزرگان شعر و ادب چون مولانا، سعدی، خاقانی، نظامی و حتی حافظ در سده‌های بعدی در این زمینه برداشتند، بازگرداندن کرامت انسانی و مفهوم حقیقی انسان به مردم این مرز و بوم بود.

هریک از این بزرگان در نگاه عرفان‌شناسانه خود یک هرم انسانی دارند و به تمام عوامل این مجموعه یعنی عالم معرفت، حق و کمال از زاویه انسان نگاه می‌کنند و در ارتباط با انسان صاحب نظریه اند.

در این میان، عطار به ویژه در ارتباط با انسان، باطن و ظاهر آدمی، هندسه ظاهری و باطنی و هستی انسان نظریه‌های متعددی را مطرح کرده است و از این منظر نظریه‌پرداز بزرگی در این حوزه به‌حساب می‌آید. او معتقد است در وجود انسان طلسم مرموزی جای گرفته و این طلسم عوامل بسیار مجردی چون روح، قلب و نفس و همچنین تن یا قالب آدمی را با تمام صفات آن در خود جای داده است.

کار بزرگ عطار برقراری ارتباط میان مجردترین بخش وجود انسان با ظاهری‌ترین بخش او (قالب تن) است. از دیگر سوی، او تمامی اجزاء آدمی یعنی قلب، نفس و وجود را با حفظ هویت مستقل آن‌ها در نظر می‌گیرد.

به باور عطار، ظاهر تن آدمی که قابل لمس است با باطن مجرد او ارتباط دارد و مسیر تردد میان آن دو باز است و البته این رابطه، رابطه‌ای است دوسویه.

این باور و اعتقاد مهم‌ترین نظریه عطار در رابطه با انسان است که آن‌را به‌طور کامل در «منطق‌الطیر» تشریح کرده است. حتی در همان داستان سیمرغ و سفر پرندگان، این سفر، سفری در جغرافیای درون است. سفری عرفانی و باطنی از نفس اماره تا مقام والای روح.

عطار در آثارش نگاهی کمال‌گرایانه به انسان دارد. البته این دیدگاه مبتنی بر نظریات انسان‌شناسانه است. او شاعر و عارفی است که آرای انسان‌شناسانه‌اش را بسیار شفاف و روشن بیان کرده است و از این حیث بر دیگر بزرگان ادب فارسی امتیازهای بسیار ویژه‌ای دارد.

آثار بزرگان ما و از جمله عطار برای جامعه و انسان امروز نباید تنها یک موضوع بیان شده (در گذشته) و به دست فراموشی سپرده‌شده (در زمان حاضر) باشند، بلکه این آثار جنبه‌های کاربردی گسترده‌ای دارند که باید به آن‌ها نیز توجه ویژه مبذول شود. 

شایسته است در نگاهی نو به عالم هستی و در ارتباط با مهندسی فرهنگی و روابط اجتماعی خود رهاوردهای آثار عطار و دیگران را در نظر داشته باشیم و جنبه‌های عملی آن‌ها را به‌کار بندیم. 

 


 



* استاد محمدیوسف نیری، این یادداشت را به صورت شفاهی در اختیار ایبنا قرار دادند. از ایشان سپاسگزاریم. استاد نیری صاحب آثاری چون تصحیح «ق‍ص‍ی‍ده‌ ش‍م‍س‍ی‍ه‌ در م‍دح‌ ح‍ض‍رت‌ م‍ول‍ی‌ ال‍م‍وح‍دی‍ن‌ ع‍ل‍ی‌ ع‍ل‍ی‍ه‌ال‍س‍لام‌/ س‍روده‌ی‌ م‍ح‍م‍ده‍اش‍م‌ ذه‍بی‌ شیرزای‌»، ترجمه و شرح «رس‍ال‍ه‌ ال‍س‍ب‍ع‍ی‍ن‌ ف‍ی‌ ف‍ض‍ائ‍ل‌ ام‍ی‍رال‍م‍وم‍ن‍ی‍ن‌(ع‌)/ اثر ام‍ی‍ر س‍ی‍د ع‍ل‍ی‌ ه‍م‍دان‍ی‌ م‍ل‍ق‍ب‌ ب‍ه‌ ع‍ل‍ی‌ ث‍ان‍ی‌»، شرح «م‍ف‍ت‍اح‌ الفتوح‌ و رم‍وز ال‍ک‍ن‍وز، ت‍رج‍م‍ه‌ م‍ن‍ظوم‌: دع‍ای‌ ص‍ب‍اح‌ (ام‍ی‍رال‍م‍وم‍ن‍ی‍ن‌ ع‍ل‍ی‍ه‌ال‍س‍لام‌)/ اث‍ر ق‍طب‌ال‍دی‍ن‌ م‍ح‍م‍د ذهبی نیریزی» و تصحیح «م‍ن‍اه‍ل‌ ال‍ت‍ح‍ق‍ی‍ق‌ در ح‍ق‍ای‍ق‌ ولای‍ت‌ و خ‍لاف‍ت‌ ال‍ه‍ی‌/ ت‍ص‍ن‍ی‍ف‌ م‍ح‍م‍ده‍اش‍م‌ ذه‍ب‍ی ش‍ی‍رازی‌» است.

Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 66354