​علی اشرف صادقی در گفت‌وگو با ایبنا مطرح کرد:

با یدالله ثمره شاگرد اول دانشکده ادبیات بودیم

 
تاریخ انتشار : شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۰۳
 
 
علی اشرف صادقی،‌ زبانشناس در توضیح ویژگی‌های شخصیتی زنده‌یاد یدالله ثمره به رابطه خوب وی با دانشجویان اشاره کرد.
 
علی اشرف صادقی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: زنده‌یاد یدالله ثمره در دانشگاه ادبیات یک‌سال جلوتر از من بود و یادم هست که هر دو با هم شاگرد اول شدیم. بعد از آن وی برای تحصیل در مقطع دکتری به انگلستان رفت و من به فرانسه رفتم. وی بعد از فارغ‌التحصیلی به ایران بازگشت و ابتدا در وزارت علوم استخدام شد و اگر اشتباه نکنم در سال 1352 به دانشگاه تهران آمد.
 
وی ادامه داد: رشته‌ اصلی او آواشناسی بود که پایان‌نامه دکتری خود را نیز در همین راستا نوشت و بعدها آن را در قالب دو جلد کتاب (یک جلد فارسی، یک جلد انگلیسی) منتشر کرد.
 
این عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی در توضیح فعالیت‌های زنده‌یاد ثمره گفت:‌ یدالله ثمره سال‌های سال در دانشگاه تهران تدریس کرد و تا همین 10-15 سال پیش و قبل از بازنشستگی هم در دانشگاه تدریس می‌کرد.
 
وی افزود: او دو کتاب آموزش زبان فارسی برای خارجی‌ها نیز نوشت که «آزفا»‌ نام دارد. این کتاب‌ها تا سال‌ها به علاقه‌مندان زبان فارسی درس داده می‌شد و کتاب خوبی برای آموزش زبان بود.
 
علی‌اشرف صادقی در پایان گفت: وی سال‌ها عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و نخستین رئیس انجمن زبان‌شناسی ایران بود. زنده‌یاد ثمره بعد از بازنشستگی از دانشگاه تهران مشکل ستون فقرات پیدا کرد و در این دو، سه سال اخیر مشکلات حرکتی باعث شده بود تا با ویلچیر حرکت کند.
 
یکی از امتیازات مهم یک استاد دانشگاه این است که دانشجوها دوستش داشته باشند و این امتیازی است که زنده‌یاد ثمره داشت و همه او را دوست داشتند و از بودن در کلاس او لذت می‌بردند و رابطه بسیار خوبی با وی داشتند.
 
همان‌طور که گفتم آشنایی من با ثمره به 50 سال پیش یعنی سال 1338 تا 1342 برمی‌گردد. او یک سال از ما جلوتر بود و با هم‌دوره‌ای‌های خودش می‌گشت و ما فقط سلام و علیک با هم داشتیم. بعدها به دلیل اینکه در کارگروه دانشگاه تهران و فرهنگستان با هم همکار بودیم و با هم در ارتباط بودیم. در دوره‌ای که من در فرانسه و او در انگلستان بود، من در دوره تعطیلات برای تقویت زبان انگلیسی سه ماهی به انگلستان رفتم و چند باری او را دیدم.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 272310