گفت‌وگو ایبنا با نویسنده «پری‌ماه»؛

«پری ماه» روایتی از قصه تلخ خشکسالی و مهاجرت

 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۱۲
 
 
نویسنده کتاب «پری ماه» با اشاره به موضوع محوری این رمان یعنی خشکسالی و مهاجرت مردم از روستاها به شهرها، نسبت به اینکه با هر مهاجرت، فرهنگ بومی یک منطقه دچار استحاله می‌شود، هشدار داد.
 
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اصفهان، کتاب «پری ماه» که فروردین‌ماه امسال توسط انتشارات نون منتشر شد، با استقبال مخاطبان روبه‌رو شده است؛ «پری ماه» داستانی درباره خشکسالی است و ویژگی اصلی این رمان حضور و وجود عناصر پررنگ اقلیمی از باورها و فرهنگ عامه گرفته تا زندگی روزمره مردمان امروز است.

«پری ماه» نخستین رمان لیلا راهدار در مقام نویسنده است. او کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دارد و سال‌هاست که در عرصه داستان‌نویسی فعال است و در کنار داستان‌نویسی، به تدریس آن نیز مشغول است.

در بخشی از رمان پری ماه می‌خوانیم:
«قمر بغض می‌کند. موهای آشفته سیاهش از گوشه چارقد پیداست. اشک‌هایش می‌ریزد. می‌گوید: با این ماهی که به پیشونیم زدی با این ماه چکار کنم؟ مگه قرار نبود دیوزاد همه آرزوهای منو برآورده کنه؟ من هر روز اومدم، گل سرشو آوردم، همچین و همچون کردم، خونه رو گلستون کردم که به آرزوهام برسم ...
دیوزاد سرش را بالا می‌آورد و با پوزه جلوآمده و چشم‌های گرد به قمر نگاه می‌کند :«بیا تا ببوسمت!؟ قمر داد می‌زند: چه فایده برای من داره! بوسه تو برای من چه فایده‌ای داره؟ من پسرم رو می‌خوام. پسرم... تو گفتی هر چی بخوای... هر آرزویی... همه این مدت کتک خوردم از غلام، فرار کردم از میون زباله‌ها که بیام ته این چاه کارهاتو بکنم و تو فقط منو می‌بوسی تا روی پیشونی من ماه در بیاد. چه به درد من می‌خوره...
دیوزاد اشک‌های گردش می‌چکد روی زمین و تق تق صدا می‌دهد: «تقصیر ما نیست قمر...»
 
لیلا راهدار درباره این اثر خود به خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اصفهان، گفت: «پری ماه» حکایت خانواده‌ای است که از یکی از روستاهای زابل به دلیل خشکسالی مجبور به مهاجرت به تهران می‌شوند. داستان از زبان دختربچه ۱۴ ساله‌ای نقل می‌شود که پدرش به خاطر قاچاق کالا از افغانستان به ایران، کشته شده است.
 
وی در ادامه افزود: در طول سفر، دختربچه متوجه می‌شود که موجودات دیگری هم با او مسافرت می‌کنند. این موجودات همان فولکولورها، ترانه‌ها و قصه‌های عامیانه سیستان هستند که جایی برای ماندن ندارند و به ناچار آنها هم مجبور به مهاجرت شده‌اند.

این داستان‌نویس با یادآوری این موضوع که مهاجرت‌های متعددی در سال‌های گذشته و اخیراً در زابل و زاهدان اتفاق افتاده است، عنوان کرد: با هر مهاجرت، فرهنگ بومی یک منطقه دچار استحاله می‌شود و این استحاله  فرهنگی تا جایی پیش می‌رود که از خودبیگانگی ایجاد کند.

به گفته راهدار، خشکسالی و مهاجرت، هر دو باعث شده بعضی روستاهای ایران تقریباً از سکنه خالی شود؛ البته او این نوع از مهاجرت را مهاجرت نمی‌داند و معتقد است نامش رانده شدن است چرا که هیچکس مایل نیست به این شکل از وطن خودش برود. این رانده‌شدگی آسیب‌های جدی در پی دارد.

وی تصریح کرد: برای نوشتن «پری ماه» تحقیقات زیادی کردم و مدت زیادی را برای مطالعه روی قصه‌های عامیانه ایرانی صرف کردم. قصه‌هایی که در این داستان انتخاب شده‌اند، قصه‌های مشترکی هستند که در کل ایران وجود دارند و تنها مربوط به زابل نیستند. داستان‌ها از کتاب‌های رضا خندان، انجوی شیرازی و افسانه‌های عامیانه انتخاب شدند و بیشتر آن‌ها به صورت مشترک در تمام ایران از جمله سیستان وجود دارند.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 270895