علي‌اصغر شيرزادي در نشست نقد «باغ اناري» گفت:

اندوه «باغ اناری»، تفكرانگيز است

 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۲۴
 
 
علي‌اصغر شيرزادي اندوه جريان يافته در داستان‌هاي كتاب «باغ اناري» را تفكر‌انگير و نوعي فرااندوه دانست كه به افسردگي منجر نمی‌شود. وي همچنين شاعرانگي زبان در اين داستان‌ها را مستتر در پشت واژگان بيان كرد كه تشعشعي از محتوايي شاعرانه را موجب شده‌اند.
نمايي از  برپايي نشست
 
نمايي از برپايي نشست

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، علي‌اصغر شيرزادي در نشست نقد مجموعه داستان «باغ اناري» كه عصر ديروز(دوشنبه، 26 مهر) ، با حضور احسان عباسلو  و منير‌السادات موسوي برپا شد، گفت: اندوه جاري در مجموعه داستان «باغ اناري» براي اندوهگين كردن و يا تسخير خواننده نيست. اين اندوه ذهن را به تفكر وا مي‌دارد و به ژرفاي ذهن انسان راه مي‌يابد. 

اين داستان‌نويس با بيان اينكه "ويژگي يك داستان خوب مراجعه دوباره به آن است"، افزود: براي داستان خوب همواره معياري براي سنجش وجود دارد. اين معيار سبب مي‌شود كه خواننده بار ديگر به خواندن داستان ترغيب شود. گنجاندن نظرگاه‌هاي درست و سنجيده و داشتن انگيزه روايت از مشخصاتي است كه هر داستان خوبي مسلما داراست. 

وي افزود: من نويسنده «باغ اناري» را به جهت قريحه نيرومند او در رفتار با زبان و عناصر داستاني و به كار بردن مهارت‌هاي دروني شاخص در اثر، نويسنده‌اي يگانه مي‌دانم و دليل ديگرم بر يگانگي نويسنده، آزادگي و فارغ از هر جريان بودن او در نوشتن است. در هر حال خوشحالم كه «باغ اناري» بعد از سال‌ها در يك جلسه نقد مطرح مي‌شود.

نويسنده «طبل آتش» با توضيح در اين‌باره كه پرداختن به وجوهي از غم پردامنه در اين داستان‌ها به معناي ضعف در ديدگاه‌هاي نويسنده نيست، گفت: در يك نگاه كلي مي‌توان گفت كه عشق در اين داستان حضوري كورسو‌وار دارد؛ همچنانكه مرگ حضور چشمگيري يافته است و اين ابدا به معناي زنجموره كردن نويسنده نيست. 

شيرزادي همچنين افزود: داستان‌هاي اين كتاب داراي پرسپكتیواند و در ذهن خواننده يك جغرافيا را ترسيم، و فكر را احيا مي‌كنند. ضمن آنكه نويسنده سعي داشته تا مترادفات كم بكار برد و روايت را از طريق ايجاز زبان در حدي كه مخل نباشد، هدايت كند.

وي تصريح كرد: شريفي بدون آنكه قصد كاذبي را در نوشتن داستان داشته باشد، خواننده را به معناي عميق دلبسته مي‌كند و اين دلبستگي او به هوش لايتناهي را نشان مي‌دهد كه درخشش آن در داستان‌ها ديده مي‌شود و مي‌توان با جزئي‌نگري درباره آن‌ها صحبت كرد.

ادامه اين نشست به صحبت‌هاي موسوي درباره اين كتاب اختصاص داشت و او درباره برخي ويژگي‌هاي «باغ اناري» توضيح داد: اين كتاب تنها اثر يك نويسنده مستعد است كه زاده كوير است، ولي روحي لطيف و نمناك دارد كه از سطر به سطر داستان‌هايش هويداست. اين نويسنده همه چيز را باراني مي‌بيند، ضمن آنكه لهجه لطيف و همه فهمي را نيز در زبان داستاني‌اش به كار برده است.

وي افزود: از ويژگي‌هاي اين كتاب فضاهاي گوتيگ و وهم‌آلود آن است، در حالي كه داستان از ابتدا زيبا و آرام آغاز مي‌شود و در ميانه، نوعي ترس و سرماي دروني را تداعي مي‌كند و گاهي به پست‌مدرن و اسطوره نزديك مي‌شود. 

اين منتقد همچنين با اشاره به نگاه خاص نويسنده به مساله «مرگ» اضافه كرد: در اين داستان‌ها مرگ‌ها، آسان و راحت رخ مي‌دهند و در هيچكدام از آن‌ها شيون و زاري نداريم و در نهايت بغض‌هايي است كه آرام آرام تمام مي‌شوند. 

موسوي همچنين گفت: داستان‌هاي اين كتاب بي‌زمان و مكانند. به گونه‌اي كه حتي مي‌توانند جهاني باشند و با آثار نويسندگاني مانند ماركز يا برخي ديگر از نويسندگان رئاليسم جادويي پهلو بزنند.

عباسلو نيز در ادامه اين نشست نقد از اشراف نويسنده به عناصر داستاني‌نويسي در هنگام نوشتن اين كتاب سخن گفت و توضيح داد: داستان‌هاي شريفي اغلب به فضاهاي گوتيك تعلق دارند و در سطور متعددي از آن‌ها ردپايي آشكار از غم و شادي و زندگي و مرگ را مي‌بينيم. مي‌توان داستان‌هاي اين نويسنده را در ژانرهاي مختلف بررسي كرد.

وي افزود: در داستان‌هاي شريفي، ما حضور زندگي با وجود آنكه اغلب داستان‌ها با روح و مرده سر و كار دارند، را احساس مي‌كنيم. 

اين منتقد در ادامه درباره نحوه و دلايل استفاده از ديالوگ‌ها توضيح داد: ديالوگ‌هاي به كار رفته در داستان‌هاي باغ اناري به قول آقاي شيرزادي، براي ايجاد فضاي ناهمگون و عبور از فضاي واقع‌گرايانه داستان لازم بوده است. 

عباسلو در بخش ديگري از صحبت‌هايش به پاره‌اي ايرادات توصيفي در برخي داستان‌ها و نيز شاعرانگي در لحن و زبان نويسنده با رجوع به متن كتاب اشاره كرد. 

سپس موسوي با توضيح درباره ويژگي غالب در بيشتر داستان‌ها گفت: بيشتر داستان‌هاي اين كتاب با وجود آنكه شخصيت‌هاي متعدد دارند، ماجرامحورند و در واقع خود اتفاق در آن‌ها نقش پررنگ‌تري دارد. 

وي با اشاره به قطعه ادبي پايان كتاب گفت: «كوكبه»، ‌بلندترين داستان كتاب است كه بيشتر به مقاله‌اي ادبي و زيبا شباهت دارد و قابل مقايسه با داستان‌هاي پيشين نيست و تنها مولفه آن نيستي و مرگ است. به نظر مي‌رسد نويسنده تمام هستي ده داستان ديگر را در همين متن خلاصه كرده است. 

عباسلو نيز در پايان اين نشست گفت: دامنه زماني نگارش اين داستان‌ها از سال‌هاي 59 تا 70 است. براساس اين تاريخ اولين داستان‌هاي اين كتاب به لحاظ ساختار داستاني و احاطه نويسنده بر اختصاصات تكنيكي داستان‌نويسي قابل توجه است. 

«باغ اناري» براي نخستين بار در سال 71 منتشر شد و جايزه قلم زرين را در همين سال از آن خود كرد.
 
اين كتاب امسال (89) از سوي نشر «آموت» به چاپ دوم رسيد.

Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 84886