در جلسه نقد و بررسی کتاب «هویت‌های متغیر در آموزش عالی» مطرح شد:

آیا دانشگاه می‌تواند زبان هویت‌های مختلف اجتماعی را برای همدیگر ترجمه کند؟

مطالعه این کتاب برای جامعه دانشگاهی ایران بسیار مهم است
 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۰۰
 
 
خورسندی گفت: بارنت پرسش‌هایی را مطرح می‌کند که آیا دانشگاه می‌تواند میان هویت‌های مختلف اجتماعی تعامل ایجاد کند؟ آیا دانشگاه می‌تواند وقتی این هویت‌های مختلف اجتماعی زبان همدیگر را متوجه نمی‌شوند حرف‌هایشان را برای همدیگر ترجمه کند؟
 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، دهمین جلسه از سلسله نشست‌های «فرهنگ و دانشگاه» که به معرفی و بررسی کتاب «هویت‌های متغیر در آموزش عالی» نوشته رونالد بارنت اختصاص داشت، با حضور سجاد یاهک مترجم کتاب و علیرضا خورسندی‌طاسکوه عصر دیروز دوشنبه بیستم آبان‌ماه در سرای کتاب برگزار شد.

سجاد یاهک در ابتدای این نشست در توضیحی کوتاه درباره کتاب گفت: بارنت در حوزه آموزش عالی چهره شناخته‌شده‌ای است و در این کتاب مقوله هویت گروه‌های حرفه‌ای را که در دانشگاه امروز وجود دارند، بررسی می‌کند. بخش اول اثر به بیان مفاهیم و تعاریف نظری هویت در آموزش عالی پرداخته و مقایسه‌ای از دانشگاه‌ه‌های امروزی و دانشگاه‌های نسل قدیم از ۱۹۶۰ ارائه  می‌کند. او در این کتاب از مقالات اندیشمندان مختلف، اساتید و هیئت علمی دانشگاه‌ها و مدیران آموزش عالی و حتی دانشجویان بهره برده است. بارنت هویت‌های ظهور پیدا کرده در دانشگاه‌های معاصر و امروز را واکاوی می‌کند و از اجتماعاتی حرف می‌زند که صدای‌شان بیرون از دانشگاه شینده نمی‌شود و تاکید دارد که این هویت‌ها باید به جامعه بیرون از دانشگاه هم شناسانده شوند. 

او ادامه داد: نویسنده تا حدود زیادی موفق شده تا فضای دانشگاه‌های معاصر را به چالش بکشد و به عنوان یک فضای کاری نقدهای خوبی هم به دانشگاه وارد کرده است. از جمله نقد این مسئله که دانشگاه نیز همچون سایر محیط‌های کاری با نیازهای بازار و صنعت عجین شده و فرهنگ علم به فرهنگ پژوهش تغییر پیدا کرده است و توسعه‌دهندگان دانشگاه نیز کمتر به این بحث و علل و چرایی آن توجه نشان می‌دهند. بازیابی و برساخت هویت‌های گروه‌های دانشگاهی جدید تمرکز اصلی کتاب است. هرچند ما در ایران بسیاری از این گروه‌های هویتی را که در دانشگاه‌های اروپا و آمریکای شمالی فعال هستند، نداریم. 


این مترجم تاکید کرد: کتاب یک پرسش اصلی را مطرح می‌کند و اینکه آیا واقعا عصر طلایی علم و دانشگاه به پایان رسیده و آیا ممکن نیست آن دوره طلایی هم صرفا یک افسانه باشد؟ روند فعلی که علم و دانشگاه طی می‌کند از دید خیلی‌ها جدا شدن از این عصر طلایی مذکور است که در آن علم به مثابه علم مورد توجه بود و دانشگاه به دنبال فراهم کردن نیاز و عرضه و تقاضا برای بازار و صنعت نبود. بارنت از این می‌گوید که شاید این بازاری و صنعتی شدن دانشگاه چندان هم به ضرر دانشگاه تمام نشده باشد و برساخته‌شدن گروه‌های هویتی تازه در دانشگاه را بتوان نمود مثبت این اتفاق دانست. هرچند تاکید دارد که این گروه‌های هویتی تازه برای اثرگذاری مثبت مورد نظر حتما باید به جامعه شناسانده شوند.

یاهک در همین رابطه متذکر شد: هویت‌های دانشگاهی و تغییر نهادی که بارنت از آن حرف می‌زند اعضای هیات‌علمی و استادان دانشگاه و مدیران اموزش عالی را نیز ناخودآگاه متاثر می‌کند هرچقدر هم که آن‌ها تحت نیرویی بیرونی مثل دولت یا بازار قرار داده باشند اما این عادت‌واره‌های دانشگاهی برای آن‌ها اجتناب‌ناپذیر است. در واقع این فشارهای بیرونی باعث شکل‌گیری هویت‌های متکثر و تازه‌ای در تاریخ آموزش عالی شده که خود نشان‌دهنده دموکراتیک‌تر شدن آموزش عالی در مسیر حرکت تاریخی خودش است.

علیرضا خورسندی نیز با اشاره به اینکه کتاب «هویت‌های متغیر در آموزش عالی» اثر قابل تاملی است که از نظر ترجمه و طراحی و ساختار فیزیکی هم قابل قبول عمل کرده گفت: اما اگر قرار باشد از زاویه نقد نکته‌ای را بگویم به نظرم بهتر می‌بود که آقای یاهک از پانوشت‌ برای توضیح تعاریف و مفاهیم کتاب استفاده می‌کرد. مثلا همین تعریف دولوپر که به توسعه‌دهنده ترجمه شده اگر با پانوشت و توضیحی همراه می‌شد فهم و درک اینکه اساسا دولوپرها چه کسانی هستند، برای خواننده راحت‌تر می‌شد. در کل ساختار کتاب حول هویت‌های متعددی می‌چرخد در دانشگاه‌های امروز اعلام موجودیت کرده‌اند و از صدا یا (voice) این هویت‌ها حرف می‌زند. هرچند کتاب به‌نوعی هستی در معنای هایدگری را هم مدنظر داشته است که بارنت در این حوزه ورود خوبی نداشته است.

این استاد دانشگاه افزود: رابطه دیالکتیک بین دو مفهوم و تعریف هویت و صدا و تعامل و ارتباط و کنش و برهم‌کنشی که در اثر این دیالکتیک شکل می‌گیرد شالوده اصلی اثر است. نویسنده می‌گوید اگر صدا کنترل شود یا به پستو رانده شود هویت آسیب می‌بیند یا دست‌کم چالش هویتی به وجود می‌آید. هویت دو بعد کلان جامعه‌شناختی و روان‌شناختی دارد و اینجا بیشتر هویت اجتماعی و انگاره‌های اجتماعی آن مورد توجه بوده است. ما در اقیانوسی از هویت‌های اجتماعی زندگی می‌کنیم که برخی کلان و ماندگار و برخی سیال و زودگذر هستند و هویت‌های دانشگاهی خود بخشی از این هویت‌های جمعی به حساب می‌آیند. متاسفانه بارنت یکسری پاسخ‌ها درباره مسئله هویت را مسکوت گذاشته است؛ حالا یا از محافظه‌کاری و یا از کمبود وقت. 

خورسندی ادامه داد: پاسخ به پرسش‌های مثل اینکه؛ آیا همه هویت‌ها مفید هستند که ما نسبت به آن احساس تعلق کنیم؟ اساسا اگر موضوع به مفید یا نبودن کشیده شود؛ مفید از دید چه کسی باید تعبیر شود؟ واقعیت این است که هویت‌های جمعی باعث انسجام حیات اجتماعی هستند اما اگر روی یک‌سری از هویت‌ها بیش از حد تاکید کنیم چه؟ در این میان موضع نسبت به هویت‌های ساختگی چه باید باشد.

وی افزود: دانشجو بودن خود یک هویت است که به تعبیر بارنت خودش شبکه‌ای از هویت‌های متعدد دیگری است. برخی از هویت‌ها اساسا عامل امتناع برای توسعه محسوب می‌شوند. نویسنده در بحث تبعیض‌ها می‌گوید که برخی هویت‌ها خودشان به‌نوعی تبعیض را در یک جامعه نهادی گسترش می‌دهند. هر هویتی یک سیری ارزش‌ها و هنجارها برای خود دارد. مثلا در هویت‌ دانشگاهی هر انجمن و گروه نهادی و... ارزش‌های خودشان را دارند و اساسا همین تنوع و تکثر است که باعث شده هویت دانشگاهی و آموزش عالی هویتی مهم باشد.

 

او یادآور شد: البته بسیاری همین آزادی دانشگاهی را نوعی ایدئولوژی می‌دانند و می‌پرسند دانشگاه چه اختیاری برای نقد و به سوال کشیدن دارد؟ با این حال یک دلیل دیگر هویت‌های متنوع در دانشگاه همین آزادی آکادمیک است که فرصت مناسبی است برای رشد هویت‌های متعدد. اساسا هویت‌های دانشگاهی هویت‌های نه ۴۰ تکه که ۴۰۰ تکه‌اند و مجموعه‌ای از آراء و اندیشه‌ و کنش مختلف و متفاوت. این‌ها به معنای عام ایدئولوژیک نیستند و بیشتر تعصبات آکادمیک نسبت به رشته و تخصص خود است. در مورد بحث صدا نیز نویسنده با گریز زدن به نظرات فریره تاکید می‌کند که شینده شدن برای کسی که فرصت شنیده‌شدن دارد بسیار مهم و حیاتی است. 

این استاد دانشگاه سپس با اشاره به اینکه مقوله صدا در ۵۰ سال گذشته مقوله مهمی شده؛ تصریح کرد: صدا اساسا در این چند دهه اخیر یک تکنیم روش‌شناختی برای تبیین موضوعات اجتماعی شده و خیلی‌ها کارشناس واکاوی این مسئله هستند که چرا برخی صداها در برهه‌ای خاص بلند می‌شود و با بالا آمدن صدایی خاص در زمانی مشخص کدام صداهای دیگر قربانی شدند و به حاشیه رانده شدند؟ تلاش کتاب هم این است که چندپارگی و چند هوتی دانشگاه را بررسی کند و حتی آن صداها و هویت‌های که الزاما دائمی‌ نیستند را هم مد نظر دارد. از این مقولات هم برای بررسی ظرفیت دانشگاه در مدیریت و کنترل صداها و هویت‌های متکثر اجتماعی استفاده کرده است و اینکه آیا این تکثر هویتی به تولید صداهای بیشتر کمک کرده یا عامل امتناعی ده که باید جلوی آن‌ها را بگیریم.

خورسندی در پایان سخنانش گفت: بارنت این مساله را هم مدنظر داشته که آیا دانشگاه می‌تواند میان هویت‌های مختلف اجتماعی تعامل ایجاد کند؟ اصلا چنین کاری برای دانشگاه ضرورت و اولویت دارد؟ آیا دانشگاه می‌تواند وقتی این هویت‌های مختلف اجتماعی زبان همدیگر را متوجه نمی‌شوند حرف‌هایشان را برای همدیگر ترجمه کند؟ البته او به این پرسش‌ها پاسخ قاطعی نمی‌دهد و تصمیم نهایی را با خواننده گذاشته است. مطالعه این کتاب برای جامعه دانشگاهی ایران هم بسیار مهم است. 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 283175