گزارشی از پشت‌پرده آزمایشگاه‌های علمی بر بال ققنوس

اصلاحات ژنتیکی راهی برای تسلط ابرقدرت‌ها

صنعت یا علم؛ مسئله این است
 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۲۳
گزارشگر : مهتاب دمیرچی
 
 
انگدال در «بذرهای نابودی» به جنبه‌های سیاسی اصلاح ژنی پرداخته است؛ اینکه این فرآیند راهی برای تسلط ابرقدرت‌ها بر اکثریت جمعیت مردم جهان شده است.
 
به گزارش‌ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) «بذرهای نابودی» عنوان کتابی است که ویلیام انگدال در سال 2007 در آن به یکی از مناقشه‌برانگیزترین موضوعات جهان امروز پرداخته است. دستکاری ژنتیکی، تراریخته و اصلاح ژنی؛ واژگانی هستند که دست کم در یک ‌دهه اخیر مطالبی درباره آن‌ها خوانده‌ایم و شنیده‌ایم و موضوعی است که در این سال‌ها در کشورمان و در سراسر جهان توجه گسترده‌ای به آن شده است.

قضاوت‌های متفاوتی در این عرصه از سوی صاحبان صنعت و دانشمندان مبنی بر جبران‌ناپذیر بودن زیان‌های اصلاحات ژنتیکی وجود دارد. مهم‌ترین موضوع مورد بحث در این عرصه تقابل سود‌های کلان اقتصادی با یافته‌های علمی است در حقیقت هنوز نمی‌دانیم که حرف صنعت را باور کنیم یا حرف علم را؟ در این راستا با قاسم دلیری، مترجم این اثر  به گفت‌گو پرداختیم.

قاسم دلیری در گفت‌وگو با ایبنا درباره روند شکل‌گیری موجی از  توجه به تولیدات تراریخته در سراسر دنیا و رویکرد اصلی که انگدال در کتابش داشته معتقد است: «تنها سود و صرفه اقتصادی است که اصلاحات ژنتیکی با خود دارند. من قضاوتی در این امر نمی‌کنم اما با کمی دقت در صحبت‌های دانشمندان به خوبی می‌توانید پی به چنین گزاره‌ای ببرید. «بذرهای نابودی» جنبه‌های سیاسی این فرآیند را مطرح کرده است. در واقع روندی را توضیح می‌دهد که حاصل فعالیت برنامه‌ریزی شده شرکت‌های بزرگ چند ملیتی مستقر در آمریکا است. در حقیقت سیاستمداران واشنگتن از زمانی که قدرت آمریکا را بر عهده گرفتند به دنبال کنترل ملت‌های در حال توسعه بودند.»
 
کنترل جهان سوم هدف اصلی بود
در سال‌های ابتدایی توجه شرکت‌های چند ملیتی تجاری به اصلاحات ژنتیکی، جمله معروفی از هنری کسینجر وزیر وقت امور خارجه ایالات متحده منتشر شد «اگر نفت را کنترل کنید کشورها را کنترل خواهید کرد. اگر غذا را کنترل کنید، مردم را کنترل خواهید کرد» همان گونه که مترجم کتاب هم به آن اشاره داشت، این شرکت‌ها که اقلیت نخبگان سیاسی و اقتصادی در آن‌ها فعالیت می‌کردند و در واشنگتن هم منزل دارند، به خوبی می‌دانستند که خودکفایی کشورها در تولید غذا مانع بزرگی در برابر تحقق یافتن آرمان‌های آن‌ها است.
 
دلیری درباره انتخاب محصولاتی که می‌توان در آن‌ها به اصلاح ژنتیکی دست زد می‌گوید: «هر محصولی را نمی‌توان اصلاح ژنتیکی کرد، در حقیقت انتخاب این شرکت‌ها برای دستکاری ژنتیکی محصولات پرمصرف غذایی مانند ذرت، برنج، سیب‌زمینی، گوجه‌فرنگی است. تولید چندین برابری محصولات، رفع حساسیت‌های طبیعی محصولات در برابر آب و هوا و آسیب‌پذیری در برابر آفت‌ها از جمله عواملی است که باعث می‌شود برخی محصولات هدف اصلاحات ژنتیکی باشند. برای مثال ذرت‌های تراریخته در برابر آفت ذرت‌خور مقاوم هستند. علاوه‌ بر ذرت که در این کتاب بیشتر از دیگر محصولات به آن توجه شده است برنج، سویا، گوجه‌فرنگی و سیب‌زمینی هدف تراریخته یا همان اصلاح ژنتیکی هستند.»
 
در این اثر نویسنده نتایج مطالعات دانشمندانی را‌ آورده است که در این زمینه به پژوهش‌های مستقل پرداختند و مطالعات علمی مضاعفی درباره محصولات تراریخته انجام دادند. در یکی از آزمایش‌های مستقل ژیل اریک سرالینی، سم‌شناس و بیولوژیست مولکولی و استاد دانشگاه کان فرانسه در سال 2012 نتایج مطالعه خود و همکارانش را درباره موش‌های آزمایشگاهی را که با ذرت تراریخته تغذیه شده بودند در نشریه سم‌شناسی غذایی و شیمیایی منتشر کرد. پس از چهار ماه اولین تومورهای سرطانی در موش‌هایی مشاهده شد که ذرت ان‌کی 603 مقاوم به علف‌کش راندآپ مونسانتو را خورده بودند. موش ها در کبد، کلیه و غده هیپوفیز خود دچار آسیب‌هایی شدند.

 
قطعا صاحبان این شرکت‌ها هم آزمایشاتی را برای اثبات ادعای خود مبنی بر این که اصلاح ‌ژنتیکی تنها راه برای تغذیه جهان است به سازمان‌های رسمی بین‌المللی ارائه کرده‌اند. دلیری در این باره معتقد است: «روند فعالیت سازمان‌های بین‌المللی در حوزه غذا و شرکت‌های تجاری چند ملیتی این‌گونه است که سازمان‌ها یک‌سری خط‌مشی تعریف می‌کنند و شرکت‌های چند ملیتی در کشورهای درحال توسعه پیاده می‌کنند و این شرکت‌ها نتایج آزمایش‌های علمی خود را به سازمان‌ها رائه می‌دهند و حتی برای پیشبرد فعالیت خود جوایزی هم دریافت می‌کنند.»
 
حال اینکه آیا به دلیل سیر کردن تمام مردم دنیا این شرکت‌ها به تولید محصولات تراریخته روی آورده‌اند یا خیر؟ موضوعی قابل بحث است دلیری این‌گونه بیان می‌کند: «قضاوت‌ها درباره تراریخته متفاوت است، بسیاری از دانشمندان بر اساس آمارهای موجود معتقدند بدون تراریخته‌ هم می‌توان جهان را تغذیه کرد و از گرسنگی رهایی یافت چراکه نزدیک به 75 درصد غذای جهان از سوی کشاورزانی تولید می‌شود که بدون اصلاح ژنتیکی به تولید محصول می‌پردازند و فقط 25درصد محصولات غذایی حاصل اصلاح ژنتیکی هستند
 
در این میان کشور ما هم بی‌بهره نبوده و برخی محصولات تراریخته شده وارد بازار مواد غذایی کشور شده است این مترجم با اشاره به یکی از این محصولات می‌گوید: «برنج در ایران جزو محصولاتی بود که اصللاح ژنتیکی شده و از سوی برخی شرکت‌های دخیل در این امر در کشور وارد شده است.»
 
هیچ توافق علمی وجود ندارد
با توجه به اطلاعات ارائه شده از سوی سازمان جهانی غذا و دارو کاشت محصولات تراریخته در 38 کشور دنیا ممنوع است و در کشورهایی مانند روسیه، پرو، الجزایر و ونزوئلا واردات این محصولات نیز ممنوع است. اعمال چنین محدودیت‌هایی بی دلیل نیست. پس از کشمکش‌های زیاد میان دانشمندان و شرکت‌های حامی محصولات تراریخته‌ای، در سال 2015 در نشریه علوم زیست‌محیطی اروپا بیانیه‌ای چاپ شد که 300 محقق، پزشک و متخصص آن را امضا کرده بودند. در اولین بند این تفاهم‌نامه آمده بود «هیچ توافق علمی‌ای درباره سلامت تراریخته‌ها وجود ندارد»
 
«بذرهای نابودی» داستان ناگفته شیوه‌ای است که نخبگان اجتماعی- سیاسی مستقر در واشنگتن به صورت خودخوانده به اجرا گذاشتند تا به قول جورج کنان، مقام برنامه‌ریز ارشد وزارت امورخارجه ایالات متحده در سال 1948 «این عدم توازن را حفظ کنند» به نوعی این کتاب به یک موضوع اصلی اشاره می‌کند و آن اینکه چگونه گروهی کوچک بر گروهی بزرگ تسلط یافتند.

«بذرهای نابودی» در 384صفحه، با تیراژ یک‌هزاروصد نسخه و به قیمت 42هزارتومان از سوی انتشارات ققنوس روانه بازار کتاب‌های علمی شد.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 275936