در سی‌وهشتمین نشست از درس‌گفتارهایی درباره سنایی مطرح شد:

سنایی تعصبات مذهبی را برای جامعه خود نمی‌خواهد

نگاه سنایی به جامعه خود مانند یک روشنفکر است
 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۲ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۲۳:۰۳
 
 
سپیده موسوی، مدرس دانشگاه گفت: سنایی ماند یک روشنفکر به جامعه خود نگاه می‌کند و در شعر خود بیان می‌کند که چه چیزهایی در جامعه را می‌خواهد و چه چیزهایی را نمی‌خواهد. یکی از چیزهایی که سنایی در جامعه نمی‌خواست، همین تعصبات مذهبی بود که دامن‌گیر جامعه ایران شده بود و به نظر سنایی چیزی که از این تعصبات حاصل شده بود، اصلا شبیه به اسلام نبود.
 
به‌ گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سی‌وهشتمین نشست از سلسله درس‌گفتارهایی درباره سنایی با عنوان «دین طلب گرت غم دین است» و با موضوع نگاه سنایی به مقوله دین و مذهب، عصر چهارشنبه (21شهریورماه)، با سخنرانی دکتر سپیده موسوی، پژوهشگر و استاد دانشگاه در مرکز فرهنگی شهر کتاب شهید بهشتی برگزار شد.

سنایی قرائت عارفانه و عاشقانه‌ای از عاشورا دارد
در ابتدای نشست علی‌اصغر محمدخانی ضمن عرض تسلیت به مناسبت فرارسیدن ماه محرم گفت: سنایی درباره امام حسین (ع) و اهل بیت شعرهای بسیاری دارد. در حدیقه سنایی ده‌ها بیت درباره کربلا و واقعه عاشورا است و شاید به خاطر همین اشعار و اشعار دیگری که درباره اهل بیت(ع) دارد، در طول تاریخ بسیاری سنایی را شاعر شیعی نامیده‌اند. سنایی علاقه بسیاری به اهل بیت(ع)، حضرت زهرا(س)، حضرت علی (ع)، امام حسن (ع) و به‌ویژه امام حسین (ع) وکربلا داشته و به جز حدیقه چند مثنوی بلند درباره کربلا و عاشورا سروده است.
 
معاون بین‌الملل موسسه شهر کتاب ضمن خواندن ابیاتی از سنایی درباره امام حسین (ع) و کربلا، بیان کرد: سنایی ابیات فراوانی دارد که در آن قرائت عارفانه و عاشقانه‌ای از کربلا و عاشورا دارد،آن را یاد و توصیف می‌کند و آن را رقص عاشقانه انسانی با اراده در برابر معبود خودش توصیف می‌کند.
 
ایران یک کشور همواره مذهبی
سپیده موسوی در ابتدای سخنرانی خود ایران را یک کشور مذهبی معرفی کرد که همواره نسبت به دین و مقوله‌های دینی موضع‌گیری‌های مثبتی داشته است و گفت: همیشه و هر جا که بحث دین باشد، موضع‌گیری‌ و جانب‌داری‌ نسبت به آن نیز مطرح می‌شود که در این میان برخی موضع‌گیری‌ها معتدل و برخی دیگر جانب‎‌دارانه و متعصبانه بوده‌اند.
 
موسوی در ادامه به جایگاه تعصب دینی در تاریخ ایران اشاره کرد و افزود: زرتشت خشم و ستیزه‌ و تعصب را نتیجه خوی اهریمنی می‌دانست و سعی می‌کرد پیروان خود را به رهایی از این خوی رهنمون سازد و می‌بینیم که ایرانیان در گذشته، در غالب موارد سعی می‌کردند که این نگاه تعصب‌آمیز را طرد کنند و با نگاهی تسامحی نسبت به مقوله‌های مذهبی بنگرند.
 
او ادامه داد: ورود اسلام به ایران پیام‌های بهین و نکویی برای مردم ایران به همراه ‌آورد. یکی از بهترین پیام‎‌هایی که ایرانیان تشنه آن بودند، پیام برادری و برابری انسانی بود. اسلام به ایرانیان یاد داد که همه در برابر خداوند یکسان و گرامی هستند و هیچ برتری در بین انسان‌ها وجود ندارد، مگر مقیاس «تقوای انسان‌ها». همین مقیاس باعث ‌شد بسیاری از مرزهایی که در جامعه‌ی ایران و دیگر کشورهای اسلامی وجود داشت، از بین برود و مسلمان‌ها به این نتیجه برسند که هیچ چیزی نمی‌تواند بین آن‌ها مرزبندی ایجاد کنشد مگر ایمان واقعی آنها.
 
تشابه حکومت‌های ایرانی قبل و بعد از ورو اسلام به ایران
سخنران نشست ضمن اشاره به تاریخ قرون اولیه اسلامی در ایران و شکل‌گیری حکومت‌های مستقل اسلامی در ایران، گفت: بررسی تاریخ حکومت‌های مستقل و نیمه‌مستقل در ایران پس از ورود اسلام نشان می‌دهد که نگاه آن‌ها نسبت به مقوله مذهب، شبیه نگاه ایرانیان قبل از اسلام به دور از تعصب است. مثلا در دربار سامانیان که اعتقادات اسلامی داشتند مسیحیان و  زرتشتیان نیز حضور داشتند که نشان دهنده‌ی نگاه غیرمتعصبانه‌‌ی حاکمان سامانی نسبت به مقوله دین و مذهب است.
 


تعصبات مذهبی کی و چگونه وارد ایران شدند؟
موسوی در ادامه به ریشه‌های شکل‌گیری تعصبات دینی و مذهبی در ایران اشاره کرد و افزود: تاریخ اینگونه بیان می‌کند که رواج تعصبات مذهبی نتیجه رفتارهای حکومت‌های غیر ایرانی حاکم بر ایران بود که برای اثبات، مشروعیت و حقانیت خود، سعی کردند به دست‌آویزهای دینی متوسل شوند.
 
وی حکومت غزنویان را به عنوان یکی از حکومت‌های غیر ایرانی برشمرد که ریشه آن غلامان ترکی بودند که در دربار سامانیان نفوذ کرده و به تدریج توانسته بودند حکومت را به دست بگیرند. وی اضافه کرد: محمود غزنوی به عنوان موسس و پادشاه بزرگ این حکومت، به تایید از سوی مردم و خلافت عباسی نیاز داشت. از این رو وی برای جلب نظر و تایید مردم از ابزار شاعران استفاده کرد و می‌بینیم که دربار وی مملو از شاعرانی بود که شعر مدحی خود را نثار او کردند و  این قیمتی در لفظ دری را به پای او و اطرافیانش ‌ریختند.
 
شاعران ابزار محمود غزنوی برای کسب مشروعیت و محبوبیت در میان مردم
این پژوهشگر ضمن تاکید بر استفاده محمود غزنوی از شاعران برای کسب مشروعیت و محبوبیت در میان مردم، از شاعرانی چون فرخی و عنصری به عنوان شاعران بنام این عرصه یاد کرد  و ادامه داد: شاعران هم در این زمینه حق را به معنای واقعی ادا کردند و می‌بینیم که بهترین نمونه‎‌های شعر مدحی در طول تاریخ ادبیات فارسی در همین دوره رقم خورد و شاعران دوره‌های بعد همواره آرزوی این را داشتند که در دوره محمود غزنوی زندگی می‌کردند تا می‌توانستند از اعتبارهایی که محمود در اختیار شاعران آن دوره قرار داده بود، استفاده کنند.
 
موسوی شیعه ستیزی را راهکار محمود غزنوی برای جلب نظر و تایید خلافت عباسی خواند و گفت: خلافت عباسی با اینکه به اسم حمایت از آل علی بر سر کار آمده بود، اما همواره شیعیان را در انزوا قرار می‌داد. در این میان اسماعیلیان  بیشترین فشار را برای خلافت ایجاد کرده بودند و در نتیجه جزو بزرگترین دشمنان خلافت عباسی محسوب می‌شدند. از این رو محمود  برای کسب رضایت خلیفه عباسی به حمایت از سمت‌وسوهای سیاسی خلیفه برخاست و با گفتن و عمل کردن به این جمله مشهور که : «من انگشت کرده‌ام در جهان تا هر جا قرمطی بیابم، آن را اسیر کرده و بر دار بیاویزم» خوش‌خدمتی خود را در حق خلیفه عباسی به اثبات رساند. ‌
 
او ضمن برشمردن اقدامات مختلف محمود غزنوی برای جلب نظر خلفای عباسی و ادامه این رویه در حکومت جانشینان و فرزندان محمود چون مسعود غزنوی اضافه کرد: طبق استناد کتب و منابع تاریخی، تعصبات مذهبی در ایران، نتیجه حکومت قبایلی است که از آسیای مرکزی وارد ایران شده و ایرانیان مجبور شدند آن روحیه تسامحی که در دوره‌های گذشته داشتند را کنار بگذارند و طرح درانداخته شده حاکمیت ‌های جدید را بپذیرند. 
 
موسوی همچنین به رویه پادشاهان سلجوقی درباره تعصبات دینی و مذهبی اشاره کرد و ضمن برشمردن شاخه‌های مختلف مذاهب سنی و شیعه گفت: در مجموع از دوره غزنویان پادشاهان برای کسب مشروعیت سیاسی، خودشان را به خلیفه بغداد متصل کردند و با سمت‌وسوها و جانبداری‌های مذهبی خود، موجی از تعصبات مذهبی در ایران پدید آمد. این موج از سوی پادشاهان سلجوقیان نیز ادامه یافت و آنها نیز تا زمان سلطان سنجر این رویه را ادامه دادند.
 
شاعران ابزار محمود غزنوی برای کسب مشروعیت و محبوبیت در میان مردم
این پژوهشگر ضمن تاکید بر استفاده محمود غزنوی از شاعران برای کسب مشروعیت و محبوبیت در میان مردم، از شاعرانی چون فرخی و عنصری به عنوان شاعران بنام این عرصه یاد کرد  و ادامه داد: شاعران هم در این زمینه حق را به معنای واقعی ادا کردند و می‌بینیم که بهترین نمونه‎‌های شعر مدحی در طول تاریخ ادبیات فارسی در همین دوره رقم خورد و شاعران دوره‌های بعد همواره آرزوی این را داشتند که در دوره محمود غزنوی زندگی می‌کردند تا می‌توانستند از اعتبارهایی که محمود در اختیار شاعران آن دوره قرار داده بود، استفاده کنند.
 
موسوی شیعه ستیزی را راهکار محمود غزنوی برای جلب نظر و تایید خلافت عباسی خواند و گفت: خلافت عباسی با اینکه به اسم حمایت از آل علی بر سر کار آمده بود، اما همواره شیعیان را در انزوا قرار می‌داد. در این میان اسماعیلیان  بیشترین فشار را برای خلافت ایجاد کرده بودند و در نتیجه جزو بزرگترین دشمنان خلافت عباسی محسوب می‌شدند. از این رو محمود  برای کسب رضایت خلیفه عباسی به حمایت از سمت‌وسوهای سیاسی خلیفه برخاست و با گفتن و عمل کردن به این جمله مشهور که : «من انگشت کرده‌ام در جهان تا هر جا قرمطی بیابم، آن را اسیر کرده و بر دار بیاویزم» خوش‌خدمتی خود را در حق خلیفه عباسی به اثبات رساند. ‌
 
او ضمن برشمردن اقدامات مختلف محمود غزنوی برای جلب نظر خلفای عباسی و ادامه این رویه در حکومت جانشینان و فرزندان محمود چون مسعود غزنوی اضافه کرد: طبق استناد کتب و منابع تاریخی، تعصبات مذهبی در ایران، نتیجه حکومت قبایلی است که از آسیای مرکزی وارد ایران شده و ایرانیان مجبور شدند آن روحیه تسامحی که در دوره‌های گذشته داشتند را کنار بگذارند و طرح درانداخته شده حاکمیت ‌های جدید را بپذیرند. 
 
موسوی همچنین به رویه پادشاهان سلجوقی درباره تعصبات دینی و مذهبی اشاره کرد و ضمن برشمردن شاخه‌های مختلف مذاهب سنی و شیعه گفت: در مجموع از دوره غزنویان پادشاهان برای کسب مشروعیت سیاسی، خودشان را به خلیفه بغداد متصل کردند و با سمت‌وسوها و جانبداری‌های مذهبی خود، موجی از تعصبات مذهبی در ایران پدید آمد. این موج از سوی پادشاهان سلجوقیان نیز ادامه یافت و آنها نیز تا زمان سلطان سنجر این رویه را ادامه دادند.
 
ارتباط سنایی با تعصبات مذهبی
او در ادامه به ارتباط سنایی با این تعصبات مذهبی اشاره کرد و افزود: سنایی از شاعران قرن ششم، در دوره غزنویان و متصل به دربار غزنوی بوده و مدح پادشاهان غزنوی در شعر او دیده می‌شود، اما در برهه‌ای از زندگی خود دچار تحول و انقلاب روحی می‌شود و از این رویه کناره می‌گیرد و روش و رویه‌ای جدیدی را برمی‌گزیند که زهدگونه است. این تحول روحی سنایی باعث ایجاد انقلابی بزرگ در فکر و شعر او و نهایتا در عرصه شعر فارسی می‌شود. اگر تا قبل از این شعر فارسی به مضامینی از قبیل وصف، مدح، مرثیه و چیزهایی از این قبیل محدود بود، شعر سنایی با مقوله‌هایی چون انتقادات اجتماعی و سیاسی -که شاعران تا قبل از سنایی به آن توجهی نداشتند- آمیخته می‌شود و به نقد جامعه می‌پردازد.
 
این استاد دانشگاه ادامه داد: سنایی مانند یک روشنفکر به جامعه خود نگاه می‌کند و در شعر خود بیان می‌دارد که چه چیزهایی در جامعه را می‌خواهد و چه چیزهایی را نمی‌خواهد. یکی از چیزهایی که سنایی در جامعه نمی‌خواست، همین تعصبات مذهبی بود که دامن‌گیر جامعه ایران شده بود و به نظر سنایی چیزی که از این تعصبات حاصل شده بود، اصلا شبیه به اسلام نبود.
 
وی ضمن خواندن قصیده «مسلمانان! مسلمانان! مسلمانی، مسلمانی» از سنایی  و توضیح ابیات آن، گفت: سنایی در این قصیده، مخالفت خود را با تعصبات مذهبی رایج در جامعه را اعلام می‌کند و معتقد است که این دین رایج در جامعه اسلام واقعی نیست و فقط اسمی از اسلام را با خود دارد. در نهایت هم نجات از این اوضاع را پناه بردن به اسلام واقعی معرفی می‌کند.



موضع‌گیری عرفان و عرفا در برابر تعصبات مذهبی
موسوی در ادامه ویژگی‌های انسان متعصب را برشمرد و در چرایی موضع‌گیری عرفان و عرفا در برابر این تعصب گفت: نگاه عارفان به دین و دنیا با سایرآدم‌ها متفاوت است.آن‌ها معتقدند که جهان جلوه جمالی خداوند است  خاوند در همه‌ جای آن حضور دارد، بنابراین مرزبندی بین این جهان معنا ندارد از این رو آنها به دنبال صلخ و آشتی با جهان و جهانیان هستند. در واقع عرفا بر این باور بودند که وقتی در برابر انسانی موضع می‌گیرند و بین‌خود و دیگری مرز بندی فایل می شوند در واقع در برابر خدا موضع گرفته‌اند.
 
وی داستان فیل در تاریکی را که هم در مثنوی مولانا و هم در حدیقه سنایی آمده یکی از بهترین نمونه‌های طرح این مسئله خواند و گفت: عارفی که به این نتیجه می‌رسد که در جهان هیچ چیزی وجود ندارد مگر خداوند واحدی که کثیر شده و در جلوه‌های مختلف خود را نشان داده، به هیچ وجه نمی‌تواند درگیر تعصبات مذهبی بشود. همین نگاه را در سنایی و شعر او هم می‌بینیم که به اعتقادات مذاهب مختلف نگاه مثبتی دارد و همه را محترم می‌شمارد. سنایی همان‌طور که مدح حضرت علی(ع) می‌گوید، از حضرت زهرا (س)، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) سخن می‌گوید و بر قاتلین امام حسین (ع)، یزید و معاویه لعنت می‌فرستد،در عین حال از خلفای راشدی نظیر ابوبکر، عمر و عثمان هم به نیکی یاد می‌کند و آن‌ها را هم مورد تایید قرار می‌دهد و نگاهی نسبت به مسائل دینی دارد که کمتر کسی  آن را داراست.
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 265303