​مصطفی رحماندوست درنخستین نشست رمان خاتم مطرح کرد:

می‌خواهیم عزت پیامبر (ص) را به دیگران هم منتقل کنیم

 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۵۳
 
 
مصطفی رحماندوست، شاعر نام‌‌آشنای ایران در نشست رمان خاتم گفت: به هر حزب و دسته‌ فکری و سیاسی که معتقد باشیم، پیامبر (ص) عزیز و مهربان است و در مرکز قرار دارد و می‌خواهیم آن مهربانی و عزت و ارزش‌های پیامبر (ص) را به دیگران هم منتقل کنیم.
 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مصطفی رحماندوست،‌ شاعر نام‌آشنای ایران، سخنران نخستین نشست رمان خاتم، با اشاره به این موضوع که دغدغه‌ای که ما را دور هم جمع کرده، ساده و بیخود نیست، بیان کرد: به هر حزب و دسته‌ فکری و سیاسی که معتقد باشیم، پیامبر (ص) عزیز و مهربان است و در مرکز قرار دارد و می‌خواهیم آن مهربانی و عزت و ارزش‌های پیامبر (ص) را به دیگران هم منتقل کنیم. گروهی درباره ایشان تاریخ می‌نویسند، اما آن چیزی که تعلق ایجاد کند و دل را ببرد، وجود ندارد و رمان قرار است که دل را ببرد و تاثیرگذار باشد. بحث ما در این نشست‌ها این بوده که چه کنیم تا این تاثیرگذاری را ایجاد کنیم. با تاریخ نمی‌توان چنین کاری کرد، چراکه تاریخ آگاهی می‌دهد، ولی حس و خاطره‌ای را ایجاد نمی‌کند.
 
نویسنده مجموعه «ترانه‌های نوازش» افزود: در ماه‌ها و سال‌های گذشته بنا
هیچ نویسنده‌ای نمی‌نویسد که بگوید من می‌نویسم، حال اگر کسی خواند که خواند و کسی هم نخواند مهم نیست. همه کسانی که شاید در طول تاریخ نوشته‌اند، همیشه یک تیپ مخاطب را پیش‌روی خود نشانده بودند، حتی کسی که نامه عاشقانه‌ای را نوشته هم یک مخاطب را درنظر داشته است
بر این بوده که داستان بنویسیم، چون داستان تاثیرگذارتر است. ابتدا مجبور شدیم قصه بنویسیم، چون قدرت و جرات پرداخت شخصیت را نداشتیم و بعد کم کم قصه کوتاه نوشتیم، به رمان که رسیدیم، دستمان بسته شده چون می‌خواستیم درباره شخصیتی بنویسیم که باید پیرامون آن اتفاقتی رخ می‌داد تا نوشته جاذبه داشته باشد و طرحی در آن اتفاق می‌افتاد تا بتوانیم مخاطب را جذب کنیم. هیچ نویسنده‌ای نمی‌نویسد که بگوید من می‌نویسم، حال اگر کسی خواند که خواند و کسی هم نخواند مهم نیست. همه کسانی که شاید در طول تاریخ نوشته‌اند، همیشه یک تیپ مخاطب را پیش‌روی خود نشانده بودند، حتی کسی که نامه عاشقانه‌ای را نوشته هم یک مخاطب را درنظر داشته است. البته وقتی می‌نویسیم به دنبال تعداد مخاطب بیشتری هستیم.
 
رحماندوست گفت: قصه اینگونه بود که مثلا داستانی یا بخشی از سیره حضرت (ص) را بازنویسی می‌کردیم. اینگونه نوشته‌ها اطلاعات می‌داد، ولی حس و خاطره ایجاد نمی‌کرد. ولی وقتی داستان می‌نویسیم حتما باید خیال‌انگیز باشد. سوالی اینجا مطرح است که در زمینه رمان با موضوع پیامبر (ص) تا چه حد حق داریم خیال را وارد نوشته کنیم. با بررسی‌های زیاد به این نتیجه رسیدیم که پیرامون زندگی پیامبر (ص) و بزرگان معصوم، هرچه می‌خواهید بنویسید، ولی به خودشان که رسیدید، فقط به آن چیزی اکتفا کنید که در تاریخ گفته شده است. نمونه خوب این مساله که به فیلم تبدیل شد، «محمد رسول‌الله» اثر مصطفی العقاد بود که تحت‌تاثیر قرار می‌داد، ولی درباره شخصیت پیامبر (ص) و کلمات و بیان ایشان، ذره‌ای فراتر نرفت. حتی برخلاف فیلم‌هایی که درباره حضرت مسیح (ع) ساخته می‌شود، چهره پیامبر (ص) را نشان نداد.
 
شاعر «خوشا به حالت، ای روستایی» در ادامه اظهار کرد: ما نویسنده‌ها در این بخش تا حدی موفق بودیم و توانستیم حس و خاطره ایجاد کنیم. حس چون ادامه پیدا می‌کند و خاطره یادآوری می‌شود، تاثیرگذار است. اما دیدیم باز کم است و در جلساتی همفکری می‌کنیم که چگونه رمان بنویسیم که تکرار تاریخ نباشد و تاثیرگذار باشد. آیا باید نمایش
نقطه مرزی گرفتاری ما این است که امروز می‌دانیم باید پیام پیامبر (ص) را در رمان ارائه کنیم و می‌دانیم نباید شخصیت قهرمان داستان، خودِ شخص پیامبر باشد و می‌دانیم که اگر بخواهیم رمان بنویسیم باید یک شخصیت متضاد هم مقابل پیامبر (ص) ایجاد کنیم و می‌ترسیم شخصیت منفی مقابل ایشان آنقدر جاذبه‌اش بیشتر باشد که از خود شخصیت اصلی رمان، حس‌برانگیزتر و خاطره‌ برانگیزتر باشد
و تعزیه پیامبر (ص) را بنویسیم و یا شخصیتی را با پیام‌های پیامبر تعریف کنیم. واقعیت این است که هرکدام را بنویسیم گیر می‌کنیم، نه گیر حکومت، بلکه گیر خود مردم. مردم می‌گویند این چیست که نوشته‌اید، آیا این پیامبر ماست؟ لذا ما نویسنده‌ها باید چیزی بنویسیم که هم نوشته باشیم و هم بتوانیم در موقع لزوم از زیر آن شانه خالی کنیم؛ این درست نیست و نمی‌تواند حس و خاطره را ایجاد کند.
 
وی افزود: بیشترین حرفی که در این نشست‌ها زده شد و می‌خوام روی آن تاکید کنم این است که ما پیام پیامبر (ص) را در دل داستان بنویسیم که این خیلی خوب است. البته در هر کدام از این شکل‌ها که بنویسیم، مخاطب و خریدار دارد، ولی حس و خاطره ایجاد نمی‌کند. این‌که پیام پیامبر (ص) را در قالب رمان بنویسیم فارغ از هر شخصیتی که داستان می‌خواهد داشته باشد و بتوانیم با دست باز در آن طرح و توطئه ایجاد کنیم و پیش برویم، کمتر انجام شده، ولی امروز دغدغه ذهنی ما است و به این نتیجه رسیدیم که این فرم نوشتن بهتر است. البته این با خطر دیگری روبه‌رو است، اینکه نوع پیامی که پیامبر ما و دیگر پیامبران الهی داده‌اند،‌ پیام‌های انسانی بزرگ است و این در هر مکتب بشردوستِ انسان‌طلب وجود دارد.
 
نویسنده «فرهنگ ضرب‌المثل‌ها» گفت: نقطه مرزی گرفتاری ما این است که امروز می‌دانیم باید پیام پیامبر (ص) را در رمان ارائه کنیم و می‌دانیم نباید شخصیت قهرمان داستان، خودِ شخص پیامبر باشد و می‌دانیم که اگر بخواهیم رمان بنویسیم باید یک شخصیت متضاد هم مقابل پیامبر (ص) ایجاد کنیم و می‌ترسیم شخصیت منفی مقابل ایشان آنقدر جاذبه‌اش بیشتر باشد که از خود شخصیت اصلی رمان، حس‌برانگیزتر و خاطره‌ برانگیزتر باشد. اما به یک نقطه‌ای رسیده‌ایم که این نقطه خیلی خوب است، اینکه چطور هم پیام بدهیم و هم پیام، پیامِ پیامبر و حس‌برانگیز باشد و هم درگیر مردمی که عوامانه به این قضیه نگاه می‌کنند نشویم و بتوانیم همین مردم را تحت تاثیر قرار دهیم و برایشان حس و خاطره ایجاد کنیم.
 
رحماندوست تاکید کرد: به‌روز کردن شخصیت تاریخی پیامبر (ص) خیلی دشوار است. ایشان موجودی بوده که در زمان ویژه‌ای به‌وجود آمده و در زمان ویژه‌ای رفته و پیامش باقی مانده است. به‌روز کردن پیام پیامبر (ص)، خیلی راحت است به این شرط که درونی شود. اگر درونمان از آن پیام بجوشد، می‌توانیم آن را بنویسیم. آن پیام‌هایی را که به‌روز کرده‌ایم، می‌توانیم در قالب انسان‌های به‌روز بنویسیم، اما باید در نوشته‌مان این مساله موج بزند که برگرفته از پیام پیامبر (ص) است و نه یک پیام انسانی.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 258243