گزارشی از آخرین وداع شاگردان با پدر علم حقوق ایران

چراغ «کاتوزیان» با تالیفاتش همچنان روشنگر راه آیندگان است

 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۳ شهريور ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۰۰
 
 
خیابان منتهی به دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران شلوغ است. دوستدارانش لحظه به لحظه به وداع با استادی نزدیک می‌شوند که تا همین یکی دو ماه پیش قامت برافراشته‌اش را نظاره‌گر بود. پرده‌ای از اندوه و حزن پیکر دانشکده حقوق را پوشانده است؛ پیکری که دکترناصر کاتوزیان، روحی زلال در آن دمیده بود. مردی که به گفته شاگردانش، تالیفاتش تا سال‌های سال چراغ راه آیندگان است.
چراغ «کاتوزیان» با تالیفاتش همچنان روشنگر راه آیندگان است
 
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - عقربه‌های ساعت، 8صبح را نشانه رفته‌اند و ثانیه‌ها همچنان گران‌بارتر بر حاضران در محوطه دانشکده حقوق می‌گذرد، دکتر ناصر کاتوزیان نقش بسته در تابلویی از بالای ساختمان دانشکده با نگاهی نافذ و گویا حاضران را می‌پاید؛ مردی که به قول شاگردان و هم‌دوره‌هایش تواضع را پیشه خود کرده بود حالا در سکوت همه را به انتظار خود نشانده است در این صبح گرم تابستانی... اما با انتشار موسیقی«نینوا» این دانشجویان و هم‌دوره‌ای‌های استاد هستند که یکی یکی از راه می‌رسند تا پاسداشت بازآموختنشان را به استاد نشان دهند.

محوطه همچنان پر از ارادتمندان استاد می‌شود، ارادتمندانی که برخی‌شان از سال‌های دور آمده‌اند و دانشجویانی تازه‌نفس که تصاویر استاد را در دست دارند، همه ایستاده تمام قد به استاد تعظیم می‌کنند و می‌دانند امروز آخرین روزی است که او را می‌بینند و از سکوت او درس اخلاق می‌آموزند.

آمدنم بهر چه بود؟
امروز، استاد بر شانه‌های شاگردانش نشست، کاتوزیان مردی بود که زندگی‌اش از مقدمه تا پایان تالیف بود و دغدغه حق‌طلبی و بودنش به وسعت بی‌کران آزادی اندیشه‌اش بود. و چه زیبا در کتابی که از زندگی‌اش نوشت، پرسید «از کجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود؟»

دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، امروز مردی را بدرقه کرد که در حیات علمی خود از پای ننشست و 45 کتاب حقوقی مطابق با قوانین روز نوشت، تا همه او را حقوقدانی اجتماعی قلمداد کنند که تمام عمر مدیون وی هستند.



آثار استاد بر تارک تاریخ حقوق ایران
دکتر البرز چلبی، حقوقدان و مولفی است که امروز بر کسوت استادی است اما خود را همچنان شاگرد استاد کاتوزیان می‌داند. وی می‌گوید: دکتر کاتوزیان از مفاخر حقوق ایران بودند و بسیاری از استادان امروز یادگار این بزرگمرد هستند. به یاد دارم وقتی نخستین مجموعه شعرم چاپ شد، مقدمه‌ای بر آن نوشت و به من گفت: «همیشه یادت باشد که یک طلبه هستی...»

این مولف آثار حقوقی ورزش به تواضع و فروتنی استاد اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: هنوز هم یک طلبه هستم و خودم را شاگرد استاد می‌دانم، استادی که تاریخ حقوق، وی را فراموش نخواهد کرد.

همچنان محوطه از حضور دوستداران استاد آکنده می‌شود، از چلبی درباره کتاب‌های استاد می‌پرسم می‌گوید: کتاب‌های استاد کاتوزیان نه برای امروز و نه برای فرداست بلکه برای کل تاریخ حقوق ایران ماندگار است، باید بگویم استاد کاتوزیان در بسیاری از زمینه‌ها آگاهی کامل داشت، از موسیقی که حرف می‌زدیم استاد نظرات جالبی داشتند اما هیچ گاه دانش خود را به رخ دیگران نمی کشید و یک معلم واقعی بود.

دانش درد آشنای حقوق مدیون کاتوزیان است
آفتاب غمگین دانشکده را تا سایه حضور رئیس دانشکده حقوق دانشگاه علامه‌طباطبایی طی می‌کنم.

دکتر حمیدرضا علومی می‌گوید: استاد کاتوزیان به حق پدر علم حقوق ایران نام گرفته است، استادی که با آثار قلمی خود تاثیر بسزایی در اندیشه‌های حقوقدانان معاصر گذاشت.

این حقوقدان ادامه می‌دهد: دکتر کاتوزیان تنها یک حقوقدان صرف نبود او را باید یک حقوقدان اجتماعی بنامیم، من این موضوع را در مراسم بزرگداشت‌شان خدمتشان عرض کردم.

علومی می‌گوید: کتاب‌های ایشان مطابق با نیازهای امروز مردم نگاشته شده است. کاتوزیان دانش خشک کتابخانه‌ای حقوق را به دانشی آشنا تبدیل کرد، به نظرم ماندگاری کاتوزیان نه تنها برای کتاب‌هایش که به دلیل تفکر اجتماعی وی تا همیشه درخشان می‌ماند.

رئیس دانشکده حقوق دانشگاه علامه‌طباطبایی این‌گونه ادامه می‌دهد: دوره کارشناسی ارشد افتخار شاگردی استاد را داشتم، ایشان هیچ‌گاه فخر فروشی نکرد و شاید یکی از مهم‌ترین وجه اخلاقی ایشان تواضع بود.

از بالای پله‌های دانشکده حقوق پایین را نگاه می‌کنم، آفتاب دلیل روشنی برای حضور چشمگیر علاقه‌مندان است؛ علاقه‌مندانی که با تصویر استاد آمده‌اند تا آخرین دیدارشان در خاطره‌ها ثبت کنند



کتاب و عدالت یادگار استاد کاتوزیان
حسین جیوار، را می‌بینم از وکلای قدیمی دادگستری، که حدود 44 سال پیش افتخار شاگردی استاد را داشته است. نزدیک‌تر می‌روم، بغض امانش نمی‌دهد و تنها می گوید: کتاب‌های استاد، برای همیشه ماندگار است، خودش همیشه می‌گفت، ای عدالت مرا در زمره عاشقان خود قرار ده تا سیمای تو را در پرده ریا بازشناسم که این معامله به هدایت اندیشه من و چیرگی ظلم محقق شود.

برداشت آخر
پیکر استاد ناصر کاتوزیان به خانه همیشه‌اش می رسد و دوستداران و ارادتمندان وی برای رسیدن به تابوتش از هم پیشی می‌گیرند، استاد کاتوزیان به گفته خودش حالا بهتر می‌تواند سیمای عدالت را از ریا بازشناسد مردی که بر جریده عالم ثبت است دوامش...
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 206639