دكتر غلامرضا ذكياني در كرسي نظريه‌پردازي مطرح كرد

هنر استدلال، پيوند باورهاي ذهني و گزاره‌هاست

 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۲۱:۱۹
 
 
دكتر غلامرضا ذكياني، عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي در نشست «هنر استدلال در يك نگاه» گفت: ذهن انسان مجموعه‌اي از باورها و گزاره‌هاست كه با هم پيوند دارند. پيوند باورهاي ذهني مستلزم سازگاري آنهاست يعني ذهن نمي‌تواند در آن واحد به دو ايده متناقض باور داشته باشد. فرد با مجموع اين باورهاي سازگار به استقبال ايده‌ها و باورهاي جديد مي‌رود./
نمايي از نشست
 
نمايي از نشست
خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) ـ به گزارش ستاد خبري سراهاي اهل قلم بيست و چهارمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران، نشست «هنر استدلال در يك نگاه» عصر يك‌شنبه ( 18 ارديبهشت) ساعت 17 با حضور دكتر غلامرضا ذكياني (عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي)، دكتر علي‌اصغر خندان (ناقد جلسه)، دكتر علي الله‌بداشتي (ناقد جلسه)، دكتر سيد محمد حكاك (داور جلسه)، دكتر رضا محمدزاده (داور جلسه)، دكتر محمد سعيدي مهر (داور جلسه) در سراي كرسي نظريه‌پردازي بيست و چهارمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران برگزار شد. دبيري علمي نشست بر عهده سيد عليرضا واسعي و دكتر فاطمه فنا نيز نماينده ناظر بر جلسه بود.

دكتر غلامرضا ذكياني، عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي گفت: مدعيات هنر استدلال را مي‌توان به بندهاي، مباني سه قاعده وضع مقدم، رفع تالي (لازمه) و برهان خلف تقسيم كرد كه اساس همه استدلال‌هاست. برهان خلف تركيبي از آن دوست يعني هدف آن اثباتي، مانند وضع مقدم و روش‌ آن انكاري، مانند رفع لازمه است. رفع لازمه نيز روي ديگر وضع مقدم است و مبناي آنها پيوند ميان باورها و گزاره‌هاست.

وي افزود: اگر نسبت باور جديد با مجموع باورهاي فرد آشكار باشد تكليف روشن است، در صورتي سازگاري مي‌پذيرد و در صورت ناسازگاري نمي‌پذيرد و در اين مرحله نيازي به استدلال نيست. ولي اگر نسبت به باور جديد با مجموع باورها، فرد آشكار نباشد احتياج به استدلال اثباتي يا انكاري پيدا مي‌كند.

اين استاد دانشگاه در ادامه سخنانش گفت: استدلال اثباتي يعني نشان دادن اينكه آن ايده جديد لازمه باورهاي مخاطب است و استدلال انكاري يعني استخراج يك لازمه از ايده جديد كه نسبت روشني با مجموع باورها داشته باشد. آن لازمه انكار و سپس ملزومش نيز انكار مي‌شود. بدين ترتيب معلوم مي‌شود كه ابهام ايده جديد، خاستگاه استدلال است.

وي افزود: استخراج لازمه، خاصيت ذاتي پيوند است، اگر پيوند نباشد لازم و ملزوم معنا ندارد. يافتن لازم و ملزوم بنيان دو قاعده وضع مقدم و رفع تالي است. اين قواعد، ذاتي ربط‌‌اند و ربط ذاتي ذهن است. از اين رو هر ذهني حتي ذهن ارسطو و فرگه در مقام استدلال از همين فرايند استفاده مي‌كنند.

ذكياني خاطرنشان كرد: بنيان ديگر، اصل امتناع تناقض است كه در همه مراحل حاكميت دارد. سازگاري باورها يعني نبودن تناقض، تالي فاسد يعني تالي ناسازگار با باورهاي ديگر، وضع مقدم يعني سازگاري اين مقدم با باورهاي قبلي. از مباني ديگر اين طرح اين است كه منطق را به صورت آلي و ابزاري مورد بررسي قرار مي‌دهد بنابراين ساير مباحثي كه به نحو علمي در منطق طرح مي‌شوند، سلبا و ايجابا از محل بحث خارج مي‌كند.

وي افزود: روش تحليلي با نظر به دو منطق ارسطويي و رياضي عنوان شده است. بحث قياس اقتراني در مقاله «راز بداهت شكل اول» و بحث حساب گزاره‌ها در دو مقاله «تأملي در منطق رياضي؛ نگرش تابع ارزشي» و «تأملي در منطق رياضي؛ نگرش موضوعي» مطرح شده است. بيش از 95 درصد استدلال‌ها در اين مقاله‌ها از نسخ همين قواعد فطري به صورت ساده يا مركب است و پنج درصد باقي‌مانده كه به ويژه در آثار فلاسفه مسلمان برجستگي دارد به صورت قياس‌هاي اقتراني آمده كه در مقاله «راز بداهت شكل اول» نحوه تبيين و ارجاع آنها را به قواعد فطري نشان داده است.

وي افزود: ناگفته پيداست كه اين استقراء ناقص است و حداكثر توان آن، تأييد اهميت كاربردي قواعد وضع مقدم و رفع تالي است. از اين رو پيش از اين باورها، آزمون تجربي را براي سنجش مدعاي هنر استدلال مطرح كرده است. كاربرد هنر استدلال در اين است كه اگر وظيفه منطق را ايجاد مهارت‌هاي استدلالي چون كشف، تحليل، نقد و اقامه استدلال بدانيم، اين كارآمدي را در طرح اوليه نشان داده است و باز هم تكرار مي‌كنم كه بهترين معيار براي ارزيابي كارآمدي يك طرح، آزمون‌هاي تجربي است.

ذكياني يادآور شد: يكي از مسائل مورد اختلاف در معرفت‌شناسي، بحث اصول و مباني پيشين است. در مقاله «اختلاف رمز اشتراك» نشان داده‌ايم كه هر دو فرد يا مكتب يا پارادايمي كه 100 درصد با همديگر مخالفند و ظاهراً هيچ اشتراكي نه در قضايا، نه در اصول، نه در مباني و نه در روش‌ها ندارند، به ناچار بايد در مواردي چون اصل تناقض، رفع تالي و برهان خلف با هم متشرك باشند والا امكان اختلاف و حتي امكان ادعاي اختلاف در ميان آنها وجود نخواهد داشت.

دكتر علي‌اصغر خندان، منتقد جلسه نيز گفت: اگر متون استقرايي و تمثيلي را بيان كنيم و استدلال تمثيلي را بر فرض مقدم بدانيم اين مسأله تفاوت بسياري دارد. به گمان من متن‌هايي را كه ارزيابي كرده‌ايد از متن‌هاي فلسفي «جان لاك» و «كانت» بهره گرفته‌ايد و در اين متن‌ها استدلال را به فرض مقدم ارجاع داده‌ايد. همچنين خطاي انديشه به وضع مقدم نيست و خطاي انديشه منجر به استدلال نيست. 

سپس دكتر علي‌ الله‌بداشتي از ديگر منتقدان جلسه گفت: نخستين طرح شما در خاستگاه استدلال اين است كه تعارض خاستگاه استدلال است. اين موضوع كليت را بررسي مي‌كند يا گاه جزيي به مسايل مي‌نگرد. اگر كليت را بررسي كند چند ايراد بر آن وارد است زيرا نمي‌توان گفت كه در همه جا خاستگاه استدلال، تعارض باشد و گاهي عظمت برخي خاستگاه‌ها انسان را به شگفت وامي‌دارد. تفكر در خلقت آسمان و زمين تعارض با چيزي نيست و تجلي خداوند را به تصوير مي‌كشد.

وي افزود: اگر مسأله را به شكل جزئي‌نگر بنگريم، برخي از پرسش‌ها پاسخ داده مي‌شود كه ما براي راه‌هايي غير از تعارض چه روشي را بايد به كار ببريم كه ما را به مقصد برساند. همچنين بايد بدانيم كه منطق قديم و منطق جديد در صحنه عمل چگونه مطرح مي‌شوند.

پايان‌بخش نشست نيز به داوري دكتر سيد محمد حكاك، دكتر رضا محمدزاده و دكتر محمد سعيدي‌مهر به طرح «هنر استدلال در يك نگاه » اثر دكتر غلامرضا ذكياني اختصاص داشت كه در جلسه‌اي خصوصي برگزار شد. 

اين نشست‌ها به كوشش هيأت حمايت از كرسي‌هاي نظريه‌‌ پردازي؛ نقد و مناظره (ويژه علوم‌انساني و معارف ديني) برگزار مي‌شود.

بيست و چهارمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران تا 24 ارديبهشت ماه در مصلاي امام خميني (ره) برپاست.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 104156