نگاهی به مجموعه شعر ساره سکوت؛

مهاجرت از کلمات به کلمات

 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۱۹
 
 
رویا باقران شاعر و منتقد، در یادداشتی به مجموعه شعر «و جایی نرفتن جاهایی که از ما نرفته باشد»، اثر ساره سکوت پرداخته است.
 
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)-رویا باقران: اولین مجموعه شعر ساره سکوت در ایران طی ماه‌های اخیر با عنوان «و جایی نرفتن جاهایی که از ما نرفته باشد» با ویرایش رضا روزبهانی و توسط نشر داستان منتشر شده است.

«چیزی از ما رفته است/ چیزی از ما همیشه در حال رفتن بود/ و ما از چیزها رفته‌­ایم/ مهاجریم/ چیزها از ما/ ما از چیزها. چیز زیادی نخواسته بودیم اما...»

مهاجرت از زبان به زبانی دیگر یا مهاجرت در زبان. مهاجرت از قالب­‌ها به بی­‌قالبی. مهاجرت از فرم­‌ها به فرم­‌ها و بی‌­فرمی. مهاجرت از کلمات به کلمات. مهاجرت از دل­دادگی به شرح دل­دادگی و غیره. کتاب «و جایی نرفتن جاهایی که از ما نرفته باشد» شرح مهاجرت است. این کتاب از آن جهت کتاب یک مهاجر است که مولف خودش را صرفا مهاجری از کشوری به کشور دیگر ندیده، بلکه از اشعار پیشینش به سمت دیگری مهاجرت کرده است. به این دلیل که مهاجرت به نحوی تمام زندگی و تمام ابعاد شخصیتش را در بر گرفته است. از این دید همه ما در هرکجا هستیم، به محض این­که قصد رفتن از چیزی یا کسی یا جایی می‌­کنیم، مهاجریم. حالا چه این رفتن به سمت تجربه­‌هایی جدید در زبان و فرم و تکنیک اشعار یک مجموعه شعر جدید باشد، چه تغییر دیدگاه ما به زندگی و تغییر فلسفه و چه حتی تجربه‌­ای مثل مادر شدن یا بازتعریف شرایط زندگی.

«دیوارهای شلخته‌­ی خانه‌­ام را/ تک تک/ از پنجره/ به سمت خدا آزاد می‌­کنم»
مهاجرتِ اصلی شاید آزاد کردن خود آدمی و پر دادن این دیوارها به سمت بی­‌سمتی باشد. برای ساره سکوت نوشتن شعر، شرح واقعه این مهاجرت بوده. از این دید هر شعری به مثابه نشانه‌­ای که در راه، برای نفر بعدی و برای خودِ بعدی‌­اش، به جا گذاشته، نوشته شده. نشانه‌­ای که اگر وقتی شعری نوشته که رد پای فرم یا ایماژها یا زبان مشابه شعر دیگری را در آن دیده، سعی کرده به سمت دیگر برود. گویی هر شعری تابلویی بوده که راهش را نشان داده و مشخص کرده که این راه‌­ها را در شعرش رفته و راه­‌هایی در پیش رو دارد. برای او نوعی آزادی در نوشتن هست؛ رفتن به جاهایی که نمی­‌توانسته خارج از  فضای آن شعر برود. از این منظر است که تعدادی اشعار این مجموعه حس غربت یا نوستالژی دارند.

«در انگشت هر قلم، درست در نوک انگشتش پرنده­ای ست.»
اما در کنار این حس نوستالژی و در کنار تکنیک و مسائل جدی­‌ترِ نوشتن، شاید شعر به نوعی تخلیه احساسی هم هست. تولدی دوباره، به کمک تولید کردن شعر. یک نوع تراپی شاید. این البته مختص شاعر نیست، بلکه پناه آوردن به شعر در فرهنگ ما برای هر چیزی مسبوق به سابقه است. در فرهنگ ما مردم در دوران سختی چه از طریق لالایی‌ها، چه از طریق ترانه­‌ها و چه شعر به آرامش رسیده­‌اند و البته گاهی هم این محرک بوده و امید یا هم­بستگی ایجاد کرده. شاید شعر گفتن به شکلی واگذار کردن زردی­‌ها به کلمات و گرفتن سرخی­‌ها از آتش جاودانه­‌ای است که در زبانِ مشترک هست. از طریق گفتن و شعر و ترانه­‌گویی باری از دوش‌مان بر می‌­داریم و به نوعی سبکی و رهایی می‌­رسیم. این مجموعه چنین کارکردی برای شاعرش داشته است.

«حرف از دهانه‌­ی چاهی پر می‌­کشد/ و تیرگی‌­هایش را/ در چاهِ مردمان غمگینی جا می­‌گذارد./ دهانی از دهانه­‌ای بیرون می‌­افتد»
اکثر اشعار این مجموعه به نوعی به مهاجرت پرداخته‌­اند. در برخی از این اشعار، مهاجرت صرفا سفری از جایی به جایی است و در برخی هم این جا یک مکان نیست یا این مهاجرت همزمان در دو یا چند بُعد اتفاق می‌­افتد. مثلا در «سفر از نو» چند مهاجرت هم­زمان را می­‌بینیم:

«رفتن به حق و رفتن به ناحق/ به کشور پسرتان خوش آمدید خانم/ خوشِ نیامده­ات را برداری و بزنی بیرون/ و بگویی الحق که حق همین رفتن بود/ حق از حلقومِ روزِ نیامده­ات بزند بیرون/ حق از حلقوم روزِ آمده­‌ات بزند بیرون .../ از بیرون بزنی بیرون/ از بیرونِ حق بزنی بیرون/ از بیرونِ ناحق بزنی بیرون/ چیزهای بیرون زده­‌ات را بچپانی در چمدان و بزنی بیرون/ چمدانت سی کیلو و یک دل/ دلت را بگذاری روی جاده و/  بروی.»
 

این «بیرون زدن» از وطن یا از خویشتن آدمی یا از چیزها و مکان­‌ها، احتمالا عمیق­‌ترین دغدغه مولف در تمام سال­‌های بعد از بلوغ‌اش بوده است. شعر خانم سکوت به نحوی محصول این بیرون زدن­‌ها یا محصول علاقه­‌اش به این بیرون زدن و در جعبه نماندن بوده. علاقه به پیش رفتن، علاقه به مسکوت و مسکون نماندن و به رفتن.

«عروسِ از آب گرفته‌­ات را بنشانی روی دفتر و/ تور لبش را بزنی بالا/ حالا/ مبارک است.../ شاعر شده‌­ای.
از مولفه‌­های دیگر شعرهای این مجموعه همچنین اضافه کنید انتزاع گه‌گاهی پاره‌ای شعرها را که غالبا به زبانی شطاحانه و فوق‌العاده هنری و غیرقابل نفوذ (یعنی چندلایه) انجامیده است.

«از نگاه جاده افتادنِ چشم/ و چسبناکی جاده بر کفش/ از چشم­‌ها بلند بلند صدای نخندیدن/ از گوش­‌ها صدا رو به قبله خوابیده/ و باران که رنگ مویش را در آسمان سرخ، از دست داده است»
در شعرهای ساره سکوت، خلاف اشعار شاعرانی که در آن‌ها با دایره‌ واژگانی بسیار محدود و تنگی مواجه‌ایم که غالبا هم به تصاویری نخ‌نما شده و گاه زبانی شعارزده می‌انجامند، با دایره‌ واژگانی گسترده و زبانی کاملا دینامیک روبه‌روییم که اصلا نشانی از خمودگی آن‌شعرها ندارد. در شعرهای این مجموعه عناصر زبانی زندگی مدرن طوری در بستر زبانی آرکائیک چیده و مستقر و تنیده شده‌اند که پنداری وضعیت، موقعیت یا حالتی کاملا مدرن را از اعماق فرهنگی چندصدساله به اکنون فراخوانده باشیم. در انتها باید به این نکته اشاره کرد که پیش‌تر از این هم کتابی از ساره سکوت با عنوان «چهارده معصومه» از سوی نشر گردون منتشر گردیده و مجموعه شعر دیگری نیز از او با ویرایش و انتخاب رضا روزبهانی در نمایشگاه استانی خوزستان (بهمن 1397) توسط نشر هشت منتشر و رونمایی خواهد شد.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 271274