فریدون درخشانی دومین ایرانی صاحب فیلدز

این بار «پسری از تبار ما»

 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۳۷
 
 
چهار سال پیش دختری از تبار ایرانیان برنده مدال فیلدز ریاضیات شد و ملکه ریاضی ایران نام گرفت؛ مریم میرزاخانی ملکه ریاضیات ایران سال گذشته در اوج آسمان علم به ابدیت پرواز کرد و مدت‌ها جامعه علمی را در غم فراغ این بانوی والا مرتبه زانوی غم بغل گرفت. اما سنگر دانش به‌ویژه ریاضیات خالی نمی‌ماند. این بار باز هم فیلدز و داورانش مبهوت نبوغ و استعداد پسری ایرانی می‌شوند. این فرد کسی نیست جز کوچر بیرکار برنده جایزه فیلدز جهانی ریاضیات.
 
خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-کامران شهبازی: چهارشنبه دهم مرداد 1397 از ریودوژانیرو خبر رسید که باز هم یک ایرانی، این­بار «پسری از تبار ما»، توانسته بر اوج قله­‌های ریاضیات به سلطنت بنشیند. در این روز، جامعه جهانی ریاضیات در مقابل نبوغ و استعداد یک کرد مجبور به تکریم او شد. داوران جشنواره اعطای نشان فیلدز، بخاطر نتایج «کوچر بیرکار» در هندسه birational معتبرترین جایزه ریاضی را به او و سه تن از دیگر اساتید طراز اول ریاضی سپردند. این خبر موجی از شادی را در میان ایرانیان و بالاخص کردها به راه انداخت و هر کس به زعم خود این دستاورد را تبریک گفت. البته مدال فیلدز دیگر برای ما ایرانیان غریبه نیست. بار قبلی، پروفسور مریم میرزاخانی، «دختری از تبار ما» این سد را شکست و هم به عنوان اولین زن و هم به عنوان اولین ایرانی جایزه فیلدز را از آن خود کرد. با آنکه گاه برای نشان دادن اهمیت مدال فیلدز آن را نوبل ریاضیات می‌خوانند، ولی حق آن است که بگوئیم مدال فیلدز از مدال نوبل هم سخت­‌تر است. زیرا این جایزه فقط هر چهارسال یکبار اعطا می­‌شود و ریاضیدانان تنها تا چهل­ سالگی فرصت کسب آن را دارند.

کامران شهبازی
کوچر بیرکار –یا فریدون درخشانی سابق– در سال 1357 و در خانواده‌­ای کشاورز، اهل روستای نی از توابع مریوان به دنیا آمد. او فرزند سوم از خانواده‌­ای پرجمعیت با شش فرزند است. دوران کودکی او مصادف شد با تحولات انقلاب و جنگ تحمیلی. تمام کسانی که در مناطق غربی، بالاخص مناطق هم­ مرز با عراق زیسته­‌اند، بر درستی این اظهارنظر او شهادت خواهند داد که در شرایط آن سال­‌ها «علاقه نشان دادن یک کودک به ریاضیات، بسیار عجیب است»، بویژه کودکی فقیر که پدری کم‌­سواد و مادری بی­سواد داشت. اما فریدون کوچک که با کمک برادرش به ریاضیات علاقمند شده بود، توانست به رغم تمام مشقت­‌هایی که گریبان همه نوجوانان آن روزگار را گرفته بود، راه خود را به دانشگاه تهران، دانشگاهی که از دوران دبیرستان آرزویش را در سر می­‌پروراند، باز کند. در دوره کارشناسی، توجه‌اش به «هندسة جبری» معطوف شد. او واحدهای اختیاری خود را از دروس مربوط به هندسه جبری، دروسی که معمولاً در دوره کارشناسی ارشد و دکتری ارائه می‌­شوند، انتخاب کرد. در این دوران، هرگاه به انجمن ریاضی دانشگاه قدم می­‌گذاشت، به تصویر برندگان مدال فیلدز زل می­‌زد و از خود می­‌پرسید «آیا روزی این اشخاص را از نزدیک خواهم دید؟» او بعدها در مصاحبه­‌ای با مجله کوانتا بیان می­‌کند: «در آن زمان در ایران، حتی نمی‌توانستم تصور کنم که روزی بتوانم به غرب بروم».

درخشش او در دانشگاه تهران به حدی بود که در سال 1379 به عنوان پرچمدار تیم ایران در المپیاد بین­‌المللی ریاضیات دانشجوئی عازم انگلستان شد.

علاقه تخصصی بیرکار در ریاضیات، معطوف به «هندسه جبری» است. اما در دانشگاه ناتینگهام کسی به صورت تخصصی در این حوزه کار نمی­‌کرد. نهایتاً با تشویق­‌های ایوان فسنکو، استاد راهنمایش، با ویاچسلاو شوکوروف، از برجسته‌ترین ریاضی­دانان معاصر دیدار می­‌کند و در سال 2004 با همکاری شوروکوف به اخذ درجه دکترا نائل می‌­شود. لازم به ذکر است که نفود شوکوروف در هندسه جبری به حدی است که جمع چندنفری که به هندسه جبری مشغول هستند را شوکوروفی­‌ها می‌­نامند. دکتر کوچر بیرکار سپس به سمت استادی دپارتمان ریاضیات محض دانشگاه کمبریج برگزیده می­‌شود و در دوازده سال گذشته، در این سمت مشغول تدریس و پژوهش در شاخه‌های گوناگون هندسه جبری بوده است. برای او، ریاضیات به طور خاص، و زندگی به طور عام، دو مرحله دارد، مرحله اول یادگیری چیزهایی است که دیگران انجام داده­‌اند، یعنی مطالعه کتاب­‌ها و مقالات. او مطالعه ریاضیات را به مثابه سفر به شهری زیبا، سیاحتی و تاریخی می‌­داند. مرحله اول قدم زدن در میان آثار تاریخی، معماری­‌ها و چیزهایی است که دیگران ساخته­‌اند. مرحله دوم مانند آنست که به ناگاه پر بگشایی و بر فراز شهر پرواز کنی. در این مرحله چیزهایی را می­بینی که قبلاً ندیده‌­ای. به عنوان مثال، در این مرحله می‌­توان به ارتباط این آثار با یکدیگر پی برد. غالباً در حل کردن یک مسئله نیز متوجه ارتباطاتی میان دو مفهوم می­‌شویم. این مرحله از مرحله قبلی از اهمیت بیشتری برخوردار است، زیرا به اعتقاد او «چه در ریاضی و چه در زندگی، مهم آن است که انسان، چیزی اصیل و قابل اعتماد از خود داشته باشد. زیرا بیشتر مشکلات اجتماعی و سیاسی از آنجا نشأت می­‌گیرند که مردم بخواهند از یکدیگر تقلید کنند».

مطلب قابل تأمل دیگر این است که میان حوزه تخصصی دکتر کوچر بیرکار در ریاضیات و نگرش فکری­اش ارتباط وثیقی وجود دارد. ظاهراً الکساندر گروتندیک، از مبدعان نظریه مدرن هندسه جبری و از برجسته­ترین ریاضی­دانان نیمه دوم قرن بیستم، یکی از افراد الهام­بخش در نگرش بیرکار به زندگی است. گروتندیک زاده آلمان بود و در فرانسه رشد یافت، همچنین به سه زبان آلمانی، فرانسوی و انگلیسی صحبت می­کرد. می­توان گفت که بیرکار نیز همچون گروتندیک زیبایی را در تنوع و تفاوت فرهنگ­ها می­بیند. بیرکار در مصاحبه با مجله کوانتا می­گوید: «تمام این فرهنگ­‌ها دنیا را برایم جذاب‌­تر کرده است. هر کدام از این فرهنگ­‌ها به انسان احساس لذت می­‌دهند». از این رو، عشق به تنوع فرهنگ­‌ها را می­‌توان حتی در زندگی شخص پروفسور بیرکار مشاهده کرد. او که خود کرد ایرانی و مقیم انگلستان است، با دختری اهل تایلند ازدواج کرده و حاصل این ازدواج، پسری چهارساله با نام زانکو است. زانکو هم به زبان تایلندی، یعنی زبان بومی مادرش، هم به زبان کردی و هم به زبان انگلیسی صحبت می­‌کند.

هندسه جبری که پیشینه آن به آثار ابن هیثم و عمر خیام می­‌رسد، نیز آمیزه­ای از فرهنگ­‌ها است. در یک طرف جبر، مطالعه معادلات است و در طرف دیگر هندسه، مطالعه اشکال. هندسه و جبر دو منظر گوناگون در برخورد با یک مسئله هستند. به عنوان مثال، معادله y=2x-3  را درنظر بگیرید. می­‌توان آن را یک شکل –یک خط مستقیم– نیز تصور کرد. این دو منظر مکمل یکدیگرند و از هر منظری به مسئله مزبور نگاه کنیم، پاسخ یکی است. البته معادلات خطی ساده‌­ترین معادلات جبری هستند. گاهی اوقات یک مسئله هندسی پاسخ جبری دارد و گاهی یک مسئله جبری پاسخ هندسی. معادلات جبری گاه دارای متغیرهای گوناگونی هستند که هر کدام از این متغیرها به توان­‌های مختلفی رسیده­‌اند. هیچ دو معادل‌ه­ای دقیقاً مثل هم نیستند. ولی می‌­توان برای گروهی از معادلات به مجموعه جواب­‌های مشترک اندیشید. این مجموعه را «چندگونای جبری» می­‌نامند. تعداد بی‌نهایت معادله جبری وجود دارد که هر کدام نمایش هندسی خاص خود را دارند. کوچر بیرکار، به عنوان یک ریاضی­دان، در منظم ساختن این تنوع لایتناهی از معادلات چندجمله‌­ای می­‌کوشد. وی در مقاله‌­ای که در سال 2006 منتشر کرد، نشان داد که می­‌توان تعداد بی­نهایت چندجمله‌­ای مختلف را تنها با تعداد متناهی ویژگی مشخص کرد. به بیان دیگر، آن جنگل گیج‌کننده از معادلات جبری ظاهراً بی­ربط، ویژگی­‌های مشترکی دارند و می‌توانند به نحوی شسته­‌رفته در تعداد خانواده­‌های کمتری طبقه‌­بندی شوند.

کوچر بیرکار علاوه بر نشان فیلدز چندین افتخار دیگر هم کسب کرده است. این افتخارات به صورت فهرست­‌وار عبارتند از: کسب مقام سوم المپیاد دانشجویی ریاضیات در سال 2000، جایزه بنیاد ریاضی در سال 2007، جایزه لورهولم در سال 2010 و جایزه مور در سال 2016.

از جنبه­‌های غیرعلمی زندگی فریدون درخشانی می­‌توان به قضیه تغییر نامش اشاره کرد. وی در غربت به فکر تغییرنام می­‌افتد و برای این منظور، نام «کوچر بیرکار» را برمی­‌گزیند. معنای کوچر عبارت است از کوچ‌­کرده یا مهاجر و بیرکار نیز که از اجزای بیر و کار تشکیل شده، به معنای اندیش‌ورز و اصطلاحاً به معنای ریاضی­دان است. حیدر درخشانی، برادر کوچر بیرکار درباره تغییر نام او می­‌گوید: «برادرم برای پدر و مادرم احترام خاصی قائل است. به همین دلیل وقتی تغییر نام داد به آن‌ها اعلام کرد. پدرم علت این کار را پرسید و کوچر در جواب توضیح داد که عاشق ریاضی هستم و اینجا هم مهاجرم برای همین می‌خواهم نامی کردی روی خودم بر اساس علایقم بگذارم. می‌گفت چندین ماه فکر کردم تا به این اسم رسیدم. او هم عاشق ریاضی است و هم عاشق همشهری‌هایش».

هنگامی که پروفسور بیرکار مدال فیلدز را ازآ ن خود ساخت، بار دیگر مسائل کهن‌ه­ای از سوی برخی افراد دوباره مطرح شد. یکی از جنجالب‌ترین آن پرسش­‌ها مربوط به مهاجرت او می‌­شود. قبل از پرداختن به این موضوع، ما ایرانیان باید به گناهی تاریخی که همان فراری دادن مغزها باشد، اعتراف کنیم. در ایران، مهاجرت نخبگان به هیچ­وجه مسئله جدیدی نیست، بلکه از دیرباز در میان قشر نخبه مرسوم بوده است. از ابن­‌سینا و خیام گرفته تا غیاث‌الدین جمشید کاشانی و ابوبکر کرجی، همگی جلای وطن کرده‌­اند. این امر دلایل بسیار دارد که قطعاً یکی از آن دلایل، علم­‌ستیزی تاریخی ما است. ما همان کسانی هستیم که ابوریحان­‌ها را به زندان انداختیم، ابن‌هیثم‌­ها را محصور و ابن­‌سیناها را با چماق تکفیر آزردیم، ابن­‌مقفع‌­ها را کشتیم و ملاصدراها را تبعید کردیم. متاسفانه هنگامی که فریدون درخشانی در ایران با هزار مشکل دست و پنجه نرم می‌­کرد، هیچ کسی از او سراغی نمی‌گرفت. اما حال که مدال فیلدز زینت­‌بخش دستان او شده، چشمان برخی از نوادگان همان علم­‌ستیزان بیگانه با خرد، با برچسب خیانت به استقبالش رفته‌­اند. با همین سم­پاشی‌­ها است که هرگاه نخبگان­مان برای خدمت به وطن ابراز تمایل کرده‌­اند، به ایشان مجال نداده‌­ایم. همانگونه که پروفسور میرزاخانی بارها اذعان داشت، هیچ­کس دیگر نیز منکر این مطلب نمی­‌شود، مطمئناً استادان دانشگاه­‌های ایران در پرورش این نخبگان از هیچ‌چیز فروگذار نبوده­‌اند. اگر سازوکاری برای دعوت از این دانشمندان به ایران و تضمین امنیت آنان اندیشیده شود، به طور قطع ایشان نیز در جواب آن زحمات، فعالیت‌­های مربوط به حوزه تخصصی­شان را در موطن­شان گسترش خواهند داد.

در پایان این یادداشت، که به معرفی کوچر بیرکار پرداختیم، ذکر این نکته لازم است که این، اولین و آخرین موفقیت ایرانیان در خارج از کشور نیست. همه ما با نام اساتیدی مانند فیروز نادری، سبا ولدخان، کامران وفا، رویا بهشتی‌زواره، نیما ارکانی­‌حامد، پردیس ثابتی و ... آشنا هستیم. هر کدام از این دانشمندان در جامعه جهانی یک وزنه علمی محسوب می­‌شوند، ولی متأسفانه هنوز زیرساخت­‌های لازم برای استفاده از دانش و مهارت آنان ایجاد نکرده­‌ایم. برای این منظور لازم است یک بار برای همیشه این معضل را با خودمان حل و فصل کنیم. اگر به دنبال زندگی بهتر و رنج کمتر هستیم، چاره ­ای نداریم جز آنکه به نخبگان­مان اعتماد کرده و از ثمراتشان بهره بگیریم.

متاسفانه شرایط امروزه به نحوی واژگونه رقم خورده است. ایراد کار هر کجا باشد، مسلم است که در وضعیت حاضر افراد عامی خیلی کمتر از نخبگان با مشکل مواجه می‌­شوند. به جای آنکه قافله­‌سالاران فرهنگ، عالمان و دانشمندان زمانه ­مان باشند، به نظر می‌رسد زمام فرهنگ به دست کسانی سپرده شده که با علم و خرد بیگانه­‌اند. سویه این نقد ابداً متوجه مردم عادی نیست، چرا که مردم همواره با تیزبینی بسیار عالمان را از متظاهران به علم تفکیک کرده و از بزرگان­شان به نیکی یاد کرده‌­اند. صاحبان و تصمیم‌گیران این حوزه­‌ها باید سایه تصمیمات ضدعلمی­شان را از سر حوزه‌های فرهنگ، علم و دانش بردارند تا این شاخه‌­ها رشد طبیعی خود را آغاز کنند. نباید با خوش­‌خیالی گمان کنیم که اگر دانشمندان ایرانی در خارج از کشور موفق شوند، خیر و برکاتشان خودبخود به داخل سرازیر شده و نهاد دانشگاه را از این حالت رکود خارج می­‌کند. بلکه برای استفاده از این فرصت‌ها لازم است که در ساختار دانشگاه تغییراتی، مطابق با نظر اساتید و عالمان علم، ایجاد شود.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 264016