داستان صعود بی‌بازگشت در «مسیر ایران برفراز برودپیک»

بهادری: صعود برای کوهنوردان ایرانی به دوئل شبیه است

 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۹ فروردين ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۰۰
 
 
کتاب «مسیر ایران بر فراز برودپیک» داستان صعود بدون بازگشت سه کوهنورد جوان ایرانی است. آزاد بهادری در این باره می‌گوید: تیم‌های کوهنوردی خارجی که برای صعود شاخص به هیمالیا می‌روند پشتوانه مالی و اسپانسرهای خوبی دارند و از نظر مالی دغدغه‌ای ندارند و تمرکزشان روی هدف است اما درباره تیم‌های ایرانی چنین نیست و صعود برای آنها به دوئل بیشتر شبیه است.
 
خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- «آیدین یک نام یا خاطره نیست، آیدین واژه دوستی را معنا می‌کرد، ما صادقانه، صمیمانه و برادرانه دوست بودیم. زمانی که آیدین در کنارمان بود در زندگی من تاثیرگذار بود و پس از تابستان ۱۳۹۲ هم کم‌رنگ نشد. پروژه کتاب «داستان برودپیک» او و یاران دبستانی‌اش را با من آغشته‌تر کرد. پس از سه سال و سه ماه کتاب «مسیر ایران بر فراز برودپیک» منتشر شد. خوشحال هستم که این کتاب یاد آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبا جراهی را زنده کرد و امیدوارم دستاوردهای خوبی برای ادبیات، کوهنوردی و جوانان ایران داشته باشد.»

آن‌چه بازگو شد بخشی از جملاتی است که آزاد بهادری، مولف کتاب «مسیر ایران بر فراز برودپیک» به یاد دوستان کوهنوردش نوشته است. کتابی که داستان واقعی صعود بی‌بازگشت سه کوهنورد جوان ایرانی است که دفتر صعودهایشان ناتمام ماند. با بهادری درباره این کتاب و چندوچون صعود غمبار سه کوهنورد ایرانی گفتگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

درباره نحوه نوشتن کتاب «مسیر ایران بر فراز برودپیک» بگویید؟
این کتاب پاسخ به کسانی است که پیگیر این موضوع بودند و می‌خواستند بدانند چه اتفاقی در این زمینه روی داد. اگرچه با مطالب این کتاب قصد نداشتم که غمی را تازه کنم اما بر آن بودم تا یاد دوستان عزیزم را زنده کنم. این کتاب تقدیم می‌شود به مردم و  کسانی که در آن روزها همدلی و همدردی کردند و حتی اشک ریختند. مردم سوالاتی داشتند که نیاز به پاسخ داشت. با این حال اگرچه کتاب، متن مستند و کاملی نیست و ممکن است نتواند ابهامات را به طور کامل برطرف کند، اما براساس مستندات و مدارک به جامانده تالیف شده است و در ژانر ناداستان یا نان‌فیکشن قرار می‌گیرد. ضمن اینکه من تاکید داشتم که محوریت کتاب داستان برودپیک باشد، به این دلیل که یک نوع قدردانی از افکار عمومی است که با کوهنوردان همدلی و همراهی کردند. اگر می‌خواستیم در این کتاب تنها گزارش برنامه‌های آیدین (طرح اولیه کتاب) را منتشر کنیم، خوانندگان بیشتر سردرگم می‌شدند.

کتاب تحلیل دقیقی از علت حادثه برودپیک به مخاطب نمی‌دهد. به همین دلیل خواننده پس از پایان مطالعه کتاب هنوز نمی‌داند چه عاملی باعث گم شدن کوهنوردان ایرانی شد؟
دقیقا مشخص نیست که چه چیز باعث روی دادن این اتفاق شد. از آنجا که تماس‌ها بسیار کوتاه بوده است، برای همه مبهم است که چه اتفاقی رخ داده است، احتمالا وضعیت هوا در کوهستان  تغییر کرده و مه شده و منجر به نیافتن مسیر درست فرود از سوی کوهنوردان (آیدین، پویا و رامین) شده است. هنگام فرود، جبران اشتباه در مسیریابی بسیار سخت است. احتمالا این مشکل پیش آمده است اما به طور دقیق نمی‌توانیم بگوییم چه اتفاقی افتاده و ممکن است برای همیشه مبهم بماند. همانطور که در پیشگفتار کتاب نیز اشاره کرده‌ام، پیشرو بودن هزینه سنگینی برای جوان ایرانی به همراه دارد که مسیر ایران روی کوه سترگ برودپیک پیشرو بودن‌ در کوهنوردی محسوب می‌شود.

نگاهی به آخرین یادداشت آیدین بزرگی حکایت از سرخوردگی وی دارد و به نظر می‌رسد با توجه به وضعیت مالی که داشتند رفتن به برودپیک نوعی ریسک بوده که پایان غمباری را برای آنها رقم خواهد زد. بنابراین تصور می‌کنید امکانات مالی تا چه اندازه در این پایان غمبار تاثیر داشت؟
قطعا تاثیر بسیاری داشت. وضعیت مالی این کوهنورد (اکسپدیشن) به نحوی بود که حتی وسایل کوهنوردی فردی و عمومی و دیگر ضروریات به سختی تهیه شده بود، در حالی که تیم‌های کوهنوردی کشورهای دیگر که برای یک صعود شاخص به هیمالیا می‌روند پشتوانه مالی و اسپانسرهای خوبی دارند و از نظر مالی دغدغه‌ای ندارند و تمرکزشان روی هدف است و حتی نگران بازگشت بدون رسیدن به هدف نیستند چون سفر برایشان دوئل نیست، مثلا زمانی که هوا خوب نیست، برمی‌گردند و می‌گویند سال بعد می‌آییم. اما درباره تیم‌های ایرانی چنین نیست و به دلیل شرایط مالی شاید تنها یکبار چنین سفری امکانپذیر است، چون دیگر نمی‌توانند متحمل هزینه‌های سفری دیگر شوند، زیرا حمایت لازم از آنها صورت نمی‌گیرد. در رویداد برودپیک، وقتی بچه‌ها دچار حادثه شدند، بسیاری از مردم اعلام کردند داوطلب کمک مالی برای یافتن و کمک به کوهنوردان هستند، در حالی که در حالت عادی برای صعود به یک قله به سختی حامی مالی پیدا می‌شود. براین اساس رفتار ما؛ نوشدار پس از مرگ سهراب است.

در رابطه با مشکلات و حواشی تالیف و تدوین کتاب بگویید؟
تالیف و تدوین کتاب مشکلات و حواشی داشت که البته امروز مهم نیست. از طرف دوستان و خانواده‌ها پیگیری زیادی برای زودتر منتشر شدن کتاب می‌شد که البته طبیعی بود، و در کنار آن برای من و نشر چشمه کیفیت کتاب و زمان و شرایط مناسب انتشار مهم‌تر بودند. چالش بعدی انتخاب از بین مطالب زیاد موجود بود به طوری که همه‌ ذینفعان تا حدی راضی باشند یا حداقل ناراضی نباشند. ذینفعان این کتاب را می‌توان آیدین، پویا و مجتبی، همنوردان و دوستان، خانواده‌ها، سازمان‌های کوهنوردی، مردم، افکار عمومی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نشر چشمه عنوان کرد. تقریبا نیمی از مطالب کتاب دست‌نوشته‌های آیدین پس از تلخیص و بازنویسی است و نیمی دیگر شامل مصاحبه‌ها و مطالب تالیف یا ترجمه شده‌ای است که به نظرم برای ارایه تصویری بهتر از داستان برودپیک لازم بودند.




نگاهی به کتاب مسیر ایران بر فراز برودپیک
داستان برودپیک، داستان صعود به یکی از قله‌های بلند جهان از مسیری است که تا آن تاریخ هیچ‌کس بر آن پا نگذاشته بود. این کتاب مجموعه‌ای از سفرنامه است که شما را با کوهنوردی سطح بالای جوانان ایرانی و مخاطره‌های همراه آن آشنا می‌سازد.

این کتاب به برنامه‌ گشایش مسیر ایران بر فراز برودپیک، یکی از قله‌های هشت‌هزارمتری و دشوار هیمالیا، می‌پردازد. برنامه‌ای که با تراژدی گم‌شدن آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراهی پس از صعود قله همراه بود و بسیاری از ایرانی‌ها به دلیل بازتاب وسیعی که این رخداد و درخواست کمک‌های آیدین در اخبار و شبکه‌های اجتماعی داشت، با رویداد برودپیک و احتمالا با کوهنوردی آشنا شدند!

خرداد ۱۳۹۲، سومین پویش غیردولتی ایرانی‌ها برای تکمیل مسیر آغاز شد. در تیر 1392 آیدین بزرگی، پویا کیوان، و مجتبا جراهی به شیوه‌ی «سبکبار» یعنی بدون کار گذاشتن طناب ثابت یا برخورداری از امکاناتی مانند نیروی باربران ارتفاع، موفق به تکمیل گشایش مسیر تا قله شدند. این برای نخستین‌بار بود که گروهی ایرانی بر روی یک قله‌ی‌ بلند جهان، مسیر نو باز می‌کردند. آن‌ها برای رسیدن به قله مجبور به چند شب‏مانی در ارتفاع بالای ۷۰۰۰ شدند. اما، سه کوهنورد پُرتوان و پُرتلاش ایرانی در بازگشت از قله از مسیر عادی راه را گم کردند و در بامداد ۲۷ تیر در تماسی تلفنی اعلام کردند که نیاز به کمک دارند. تا شب شنبه ۲۹ تیر که آیدین آخرین تماس را گرفت، تلاش‌ها برای یافتن محل دقیق آن‌ها بی‌ثمر بود و آنان به کوهستان برودپیک پیوستند.

این کتاب در چهار فصل تنظیم شده است: در فصل نخست آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبا جراهی معرفی شده‌اند. فصل دوم پرونده برودپیک است، در این فصل کوهستان برودپیک معرفی شده است و سفرنامه‌ مکتوب آیدین از اکسپدیشن 1388 و 1390 و مطالب و مستنداتی مربوط به اکسپدیشن 1392 آمده است. در فصل سوم می‌توانید از گزارش‌های آیدین بزرگی از برنامه‌های شاخص؛ «صعود انفرادی از دیواره‌ی شمالی علم‌کوه» و «نخستین پیمایش زمستانی خط‌‌الراس پسنده‌کوه، علم‌کوه، خرسان شمالی» لذت ببرید. فصل چهارم کتاب شامل مصاحبه با خانواده‌های آیدین، پویا و مجتبا و یادداشت‌های رئیس‌های فدراسیون کوهنوردی و انجمن کوهنوردان ایران است.

کتاب «مسیر ایران بر فراز برودپیک» به مناسبت زادروز آیدین بزرگی، سه‌شنبه 22 فروردین در کتابفروشی نشر چشمه رونمایی و جشن امضای کتاب «مسیر ایران بر فراز برودپیک» برگزار شد.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 246893