گپ‌وگفت نوروزی با غزل‌سرای پیشکسوت

محمدعلی ​بهمنی: مادرم قبل از سال‌تحویل سفره شعر پهن می‌کرد/ شاعران جوان شگفتی آفریده‌اند

 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱ فروردين ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۰۰
 
 
محمدعلی بهمنی، شاعر و غزل‌سرای مطرح کشورمان ضمن تبریک سال نو اظهار کرد: مراسمی مانند نوروز و شب یلدا از گذشته‌های دور با شعر و شعرخوانی همراه بوده است. به خاطر دارم مادرم قبل از تحویل سال سفره شعر پهن می‌کرد و ما تا آخر تعطیلات از برکت این سفره استفاده می‌کردیم.
 
محمدعلی بهمنی
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ‌ نخستین گفت‌وگوی سال 1395 را به استاد محمدعلی بهمنی اختصاص دادیم؛ شاعر سرشناسی که همه ما، با سروده‌هایش خاطرات خوبی داریم. او در این گفت‌وگو، امیدوارانه، شعر نو کشور را بررسی کرد و فروتنانه گفت که باید هنر شاعران جوان را جدی گرفت.

محمدعلی بهمنی با اشاره به ویژگی‌های اصلی شعر و هنر گفت: شعر دو لایه دارد؛ یک لایه ظاهری است که همه آن را می‌بینیم و گاهی دست‌خوش تغییرات است و لایه دوم، لایه درونی است که به ذات شعر و هنر برمی‌گردد. درواقع هنر در لایه دوم رخ می‌دهد، بنابراین هیچ‌کس نمی‌تواند صدای هنر را مسدود کند، چراکه رشد شعر درون خود شعر رخ می‌دهد و نمی‌شود آن را انکار کرد.

وی ادامه داد: این که فلان شخص باعث پیشرفت یا پسرفت شعر شده است، اعتقاد ماست و چندان نمی‌تواند حرف درستی باشد چراکه شعر موجودی زنده است و بدون کمک من و شما در حال رشد است.

این شاعر غزل‌سرا با اشاره به وضعیت شعر در سال ۹۴ اظهار کرد: سال ۹۴ سال خوبی بود اما سال خیلی ویژه‌ای هم نبود، چراکه با تمام پیشرفت‌هایی که شعر طی سال‌های گذشته داشته است، هنوز با جایگاه مطلوب فاصله دارد.

نسلی که شعر را از زاویه سنتی نگاه می‌کرد

بهمنی در توضیح فعالیت‌های نسل جدید گفت:‌ از وضعیت فعلی راضی هستم. امروز شاهد فعالیت نسلی هستیم که شگفتی آفریده و پایش را فراتر از مرزهای شعری گذاشته، وقتی این نسل را با نسل خودم مقایسه می‌کنم متوجه می‌شوم که این نسل تفاوت‌های زیادی با ما دارد و دست به کارهای بزرگی زده است. نسل ما کارهای ارزنده زیادی انجام داد اما مثل جوانان امروز باانگیزه و پرانرژی نبود. نسل امروز شعر ایران، پنجره‌های جدیدی را رو به ادبیات و هنر باز کرده، ما شعر را از یک زاویه سنتی نگاه می‌کردیم و معتقد بودیم که یک سری از چارچوب‌ها را باید رعایت کرد و پایمان را فراتر از آن چارچوب‌ها نگذاشتیم.

وی افزود: این چارچوب‌ها را خودمان درست کردیم، در صورتی که هنر و شعر چارچوب نمی‌شناسد و آزاد و رهاست، نسل جدید این چارچوب‌ها را قبول ندارد و با عبور از بن‌بست‌هایی که ما ایجاد کرده بودیم به دریچه‌های جدیدی دست پیدا کرده است. البته شاید صحبت‌های من به مزاج خیلی از دوستان خوش نیایید اما آیندگان قضاوت خواهند کرد که چقدر محصور بودیم و نسل جدید چه اتفاقات مهمی را رقم زده است.

شعرهای مریم جعفری آذرمانی را بسیار می‌پسندم

این غزل‌سرای مطرح با اشاره به نمونه‌های ارزشمند شعر امروز اظهار کرد:‌ ما با باورهایی رشد کردیم که قابل‌احترام است اما باید قبول کنیم که این باورها با ذات جهانی شعر همخوانی ندارند و ما بی‌دلیل به این باورها دل خوش کرده‌ایم. این روزها شعرهای خوب زیادی می‌شنوم که هر یک حرف‌های زیادی برای گفتن دارد اما از میان شاعران جوان، شعرهای مریم جعفری آذرمانی را بسیار می‌پسندم.

وی افزود: به نظرم آذرمانی در آثارش، پنجره‌های بسته غزل را باز کرده است و با زبان شعر به این نکته پرداخته که شعر در قالب نمی‌گنجد. کارهای او بی‌نظیر است و فضاهای فراوانی را برای فردای شعر و غزل باز کرده است. البته این نظر من است و شاید دوستان نظر دیگری داشته باشند.

مادرم قبل از سال‌تحویل سفره شعر پهن می‌کرد

بهمنی با اشاره نوروز و آداب‌ورسوم آن گفت: مراسمی مانند نوروز و شب یلدا از گذشته‌های دور با شعر و شعرخوانی همراه بوده و معمولاً ایرانی‌ها سال جدید را با خواندن سوره‌ای از قرآن کریم و شعرهایی از حافظ، سعدی، فردوسی و مولانا آغاز می‌‌کردند. به خاطر دارم که در خانه ما، برخلاف پدرم که شعر را قبول نداشت، مادرم عاشق شعر بود و همیشه سفره شعر پهن می‌کرد و روزی چندبار از نعمت آن استفاده می‌کردیم.

وی ادامه داد: مراسم شعرخوانی همیشه از خواهران و برادران بزرگم شروع می‌شد و به من که کوچک‌ترین عضو خانواده بودم ختم می‌شد. یادش به خیر! سفره شعر قبل از سال تحویل پهن می‌شد و تا آخر تعطیلات از برکت آن استفاده می‌کردیم.

شاعر مجموعه شعر «شاعر شنیدنی است» در توضیح بهترین خاطره نوروزی‌اش اظهار کرد: به یاد دارم که نوروز سال ۱۳۴۱ را با شاعران هم‌دوره خودم در بارگاه حافظ تحویل کردیم که به نظرم لحظه فراموش نشدنی بود.  هم‌نسل‌های من امروز غریب هستند چراکه افرادی را که دوست داریم کنارمان نیستند، به همین دلیل در لحظه سال‌تحویل احساس تنهایی می‌کنیم. این روزها خانواده‌ها پیوند گذشته را ندارند و انسان‌ها مطیع شرایط روزگار شده‌اند، البته نمی‌توان از شرایط موجود گله کرد.

سال جدید را با شعر شاعران معاصر آغاز کنیم

وی افزود: با حفظ احترام به حافظ، سعدی، فردوسی، مولانا و تمامی شاعران بزرگ از اهل قلم می‌خواهم که سال جدید را با شعر شاعران بزرگ معاصر مانند شاملو، نیما و اخوان آغاز کنند. البته برداشت بدی از صحبت‌هایم نشود و دوستان فکر نکنند که این افراد جایگزین بزرگان شعر هستند، بلکه منظورم این است که این افراد ادامه دهنده راه شاعران بزرگ هستند و چه خوب است که سال نو را با اشعار آنها آغاز کنیم. به شخصه معتقدم که اگر این فرصت‌ها را خودمان برای شاعران معاصران ایجاد کنیم، توانسته‌ایم ادامه دهنده میراث بزرگان باشیم.

بهمنی با اشاره به ناراحت نبودن از برخی صحبت‌های مطرح شده در فضای مجازی گفت: در سالی که گذشت برخی دوستان شاعر، صحبت‌هایی را درباره من مطرح کردند که به هیچ‌وجه از دستشان ناراحت نیستم چراکه این افراد را دوست دارم و همیشه برای من عزیز بوده‌اند. به طور کلی ناراحتی را درک نمی‌کنم، به نظرم ناراحتی را خودمان بزرگ می‌کنیم و موضوع چندان مهمی نیست.

این چهره ماندگار ادبیات معاصر در بخش پایانی صحبت‌هایش اظهار کرد: برای همه مردم ایران سال خوب و خوشی را آرزو می‌کنم  و امیدوارم که تعطیلات خوب و کم‌خطری را داشته باشند. در پایان کتاب غزلیات مریم جعفری آذرمانی پیشنهاد من برای مطالعه در تعطیلات عید است.

محمدعلی بهمنی، شاعر و غزل‌سرای مطرح کشورمان ۲۷ فروردین ۱۳۲۱ در اندیمشک متولد شد اما اصالت تهرانی دارد. نخستین شعر بهمنی در سال ۱۳۳۰، یعنی زمانی که او تنها ۹ سال داشت، به چاپ رسید. «باغ لال»، «در بیوزنی»، «عامیانه‌ها»، «گیسو»، «کلاه»، «کفتر»، «گاهی دلم برای خودم تنگ می‌شود»، «غزل»، «شاعر شنیدنی است»، «عشق است»، «نیستان»، «کاسهٔ آب دیوژن»، «امانم بده»، «این خانه واژه‌های نسوزی دارد»، «من زنده‌ام هنوز و غزل فکر می‌کنم» و «غزل زندگی کنیم»، عنوان کتاب‌های بهمنی است. وی ضمن تبریک سال نو، شعر زیر را به خوانندگان ایبنا تقدیم کرد:

 
هم از تو هیچ در این رهگذر نمی‌خواهم
                                و هم حضور تو را، مختصر نمی‌خواهم
اگر چه حرف توقف به دفتر من نیست
                                قبول کن که تو را رهگذر نمی‌خواهم
تویی که از من و پنهان من خبر داری
                            کسی که نیست ز من با خبر نمی‌خواهم
زمانه از تو هزاران شبیه ساخته است
                                هنر شناسم و شبه هنر، نمی‌خواهم
بخواه تا اثری باز جاودانه شود
                                دقایقی که ندارد اثر، نمی‌خواهم
به عمر یک غزل حافظانه با من باش
                                فقط همین و از این بیشتر نمی‌خواهم
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 234360