در کتاب «فرکانس 1160 » بررسی شد؛

روزهایی که رادیو صدای ایستادگی بود

 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۰۸:۵۶
 
 
کتاب «فرکانس 1160» اثری است از فضل الله صابری که انتشارات سوره مهر آن را راهی بازار کتاب کرده است.
 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) این کتاب حاصل بیش از یک صد ساعت مصاحبه با راویان رادیو آبادان، فرکانس 1160، است؛ یک شبکه رادیویی که در دوران هشت ساله جنگ ایران و عراق با تلاش و جانفشانی متصدیانش، آوای مقاومت، پایداری، امیدواری و پا برجایی مردم یک سرزمین را از دریچه تنها وسیله ارتباطی آن دوران فریاد می‌زد و پرداختن به آن می‌تواند گوشه‌ای از تاریخ و نمایی از مجاهدات فعالان گمنام صنعت صدا را نمایان سازد.

سخت است برای افرادی که امروزه در محاصره امواج صوتی ـ تصویری گوناگون قرار دارند توضیح بدهی که روزی روزگاری در گوشه‌ای ملتهب از این سرزمین تنها شبکه اجتماعی رادیو بود و فقط صدا بود که مردم شهر را به هم پیوند می‌داد و آنان را دلگرم می‌کرد تا زیر بارش گلوله‌های دشمن امیدشان را از دست ندهند. تنها صدا بود که به رزمندگانی که توش و توان نظامی چندانی نداشتند ـ و اگر هم داشتند در برابر دشمن تا دندان مسلح چیزی بیش از دست خالی نبود ـ پشت‌گرمی می‌داد تا خاک وطن را، که عزیزتر از جان می‌پنداشتند. از میان چنگ و دندان غاصبان بعثی بی‌رحم‌تر از تاتار و مغول بکشند و آزاد کنند و نهال نوپای نظام جمهوری اسلامی را از تندباد حوادث محفوظ دارند.

روزهای سخت رادیو
رادیو بود که به شهروندانی که حاضر به ترک دیار نشده بودند موقعیت امن و امان را اطلاع می‌داد و به آن‌ها می‌گفت هنوز زندگی پابرجاست؛ به سرودی، پیامی، ترنمی، تلاوتی و ...

در بخشی از این کتاب به تاریخ رادیو نفت ملی و در بخشی از آن آمده است: «ساختمان رادیو نفت ملی آبادان در منطقه «بریم» در میان مسئولان رده‌بالای پالایشگاه محصور بود. تقریباً در پنجاه متری آن زمین کریکت متعلق به دوره حضور انگلیسی‌ها قرار داشت و پتروشیمی آبادان در فاصله دویست متری محل رادیو خودنمایی می‌کرد. در حقیقت ساختمان و محل استقرار رادیو نفت ملی آبادان در موقعیتی استراتژیک بین دو منطقه صنعتی پالایشگاه و پتروشیمی و منازل کارکنان ارشد شرکت نفت جا خوش کرده بود.»

در این کتاب خاطراتی از روزهای رادیوی آبادان در زمان هشت سال دفاع مقدس بیان شده است: روز چهارشنبه 2 / 7/ 1359 بود و فاصله زیادی تا اذان ظهر نداشتیم! برنامه‌های رادیو آبادان به خاطر قطعی برق شهر به مدت چند ساعت متوقف شده بود و لحظه لحظه این ساعت‌ها برای ما مثل یک قرن بود. خیلی دلهره و استرس داشتیم. در این مدت شنوندگان و مقامات شهر که تلفن ما را داشتند دائم زنگ می‌زدند و می‌گفتند: چه شده است؟ چه می‌خواهید بکنید؟ چرا کاری نمی‌کنید؟ سریع باشید!

مانده بودیم که برای پخش اذان چه کنیم؟ از نوارهای قرآن و اذان آرشیو صدا به خاطر ولتاژ ضعیف ژنراتور نمی‌توانستیم، استفاده کنیم. به فکرمان رسید که تلاوت قرآن و اذان را به صورت زنده و مستقیم تدارک ببینیم. قرار شد آقای نجفی که از قاریان شناخته شده بود، پس از تلاوت 10 دقیقه‌ای آیاتی از قرآن و اعلام وقت اذان، خودش نیز اذان بگوید و بعد دعای ایام هفته را بخواند و مناجاتی را به زبان فارسی اجرا کند. تمام این تلاش‌‌ها برای این بود که به گوش همه برسانیم ما هنوز هستیم و صدای مقاومت شهر باقی خواهیم ماند.   

یادم هست صدابردار آقای افضلی بود، کنترل میکروفون را در دست گرفت و من هم تلاش کردم در داخل استودیو در راه‌اندازی و پخش موسیقی‌ها با استفاده از نوارهای کاست کمک کنم. تنها صدابرداری که در هفته‌های قبل چیزهایی به من یاد داد، همین آقای افضلی بود گرچه گاهی آقای صبوری‌زاده هم لطفی در حقم می‌کرد. به هر حال راه‌اندازی مجدد برنامه‌ها صورت گرفت و توانستیم اعلام موجودیت بکنیم. بابت قطعی چند ساعته برنامه‌ها به شنوندگان رادیو گفتیم: شنوندگان عزیز! از اینکه به علت پاره‌ای اشکالات فنی، ارتباطمان با شما قطع شده بود، عذرخواهی می‌کنیم.»
 
 


 

رادیو؛ آبادان و روزهای جنگ
یکی دیگر از موضوعاتی که در این کتاب آمده اشاره به وضعیت آن روزهای آبادان در زمان هشت سال دفاع مقدس است. در این باره می‌خوانیم: «شور و ولوله عجیبی به خصوص میان جنگ زدگان ساکن شهرهای اطراف برپا شد. آن‌ها فکر می‌کردند جنگ تمام شده و چند روز دیگر می‌توانند به آبادان برگردند و خانه‌هایشان را بازسازی کنند و زندگی عادی را از سر بگیرند. این تصور درستی نبود. چون اگر بنا بود در آینده عملیاتی در اطراف رودخانه کارون و مناطق اطراف صورت بگیرد، طبیعتاً باید شهر همچنان غیر مسکونی و نظامی می‌ماند. بخش غربی خرمشهر هنوز در اشغال دشمن بود و از آنجا و از آن سوی اروند رود به آسانی آبادان را با خمپاره‌ می‌زدند. بنابراین هنوز آبادان جای امنی برای شهروندان و سکونت محسوب نمی‌شد. با این حال برخی افراد، چه از پرسنل یگان‌های نظامی و چه از دستگاه‌ها و سازمان‌ها و ادارات محل‌هایی را برای سکونت انتخاب کرده و زندگی می‌کردند.

حتی در فاصله همین یازده ماه محاصره، بعضی جوان‌ها در آبادان ازدواج کردند و برخی نیز قصد ازدواج داشتند. برخی مغازه‌ها شروع به فعالیت کردند. شهر با همه خطراتی که تهدیدش می‌کرد، آرام آرام به جنب و جوش افتاد. جمعیت آبادان نسبت به دوران محاصره، قدری بیشتر شد و شهر حالت طبیعی‌تری به خود گرفت.»

نویسنده همچنین به زبانی ساده به برخی عملیات‌ها و ارسال اخبار از آن عملیات‌ها اشاره کرده و گفته است: «عملیات طریق القدس برای آزادی بستان اشغال شده، سه ماه و سه روز بعد از شکست حصر آبادان تدارک دیده شد و قرار بود بعد از عملیات، کار تبلیغی وسیع انجام بشود. عملیات شب هشتم آذرما سال 1360 با رمز «یاحسین» آغاز شد. مرکز اهواز نزدک بود و آمادگی بسیار خوبی داشت. غلام‌رضا رهبر از طرف صدا و سیما به عنوان نماینده به قرارگاه رفت و در آن عملیات شرکرد. ضبط کوچکی به او دادم و گفتم: هرجا فرصت شد و نمی‌خواستی خبر تهیه کنی،  حتماً برای من گزارش‌هایی را ضبط کن که بتوانم مستند رادیویی عملیات را تهیه کنم.» کتاب به زبان ساده و از زاویه دید اول شخص روایت شده است.

کتاب «فرکانس 1160 (اینجا آبادان؛ صدای مقاومت و ایستادگی)» به قلم فضل‌الله صابری در 528 صفحه، شمارگان 1250 نسخه و به بهای 50 هزارتومان از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است.
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 282441