پیشنهاد برای مطالعه در پایان هفته

پیاده‌شدن در ایستگاه ناکجاآباد

 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۰۰
گزارشگر : مائده مرتضوي
 
 
مجموعه داستان «ایستگاه داستان» نوشته نیما قهرمانی مشتمل بر داستان‌هایی با فضایی شناور میان خیال و واقعیت است.
 
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): مجموعه داستان «ایستگاه بعدی» نوشته نیما قهرمانی مشتمل بر ده داستان کوتاه است. داستان‌های «حافظه‌ بلندمدت»، «آب»، « کوچه باریک روبه پنجره»، «درباز است»، «آقای سین»، «هزارتویی به وسعت یک شهر»، «تری.جی.پی»، «داستان مرد قصه‌های فراموش شده»، «تلفن» و «نقطه کور» همگی دارای درون‌مایه‌های مشترکی هستند.

در این داستان‌ها خواننده با یک فضای کاملا معمولی که می‌تواند یک کوچه یا خیابان، واحد نقلی یک آپارتمان، ساختمانی متروکه، یک پاساژ در مرکز شهر و ... باشد، روبه‌رو شده و سپس به ناگاه وارد فضایی رمزآلود می‌شود. راز و رمزی که سرچشمه آن ذهن قهرمان داستان است. در اکثر داستان‌ها ذهن قهرمان با فلاش‌بک‌هایی که به گذشته می‌زند، خواننده را متوجه حساسیت‌های روحی خود کرده و سپس او را وارد فضای نامتعادل ذهنی خود می‌کند. آدم‌های «ایستگاه بعدی» نامتعادل‌اند چون میان تلاش برای دانستن و یافتن حقیقت وجودی خود مردد مانده‌اند. در تمام داستان‌ها اتفاقی در گذشته باعث از میان رفتن تعادل در زندگی کاراکترها شده اما در نهایت دست قهرمان داستان از دستیابی به آن حقیقت گمشده کوتاه می‌ماند.

در داستان اول این مجموعه به نام «حافظه‌ی بلندمدت» که یکی از قابل‌تامل‌ترین داستان‌های این کتاب است، راوی این داستان از آشنایی با مردی در محله خویش می‌گوید که مدتی ناپدید شده و سپس دوباره پیدایش می‌شود اما دلیل ناپدیدشدن این هم‌محله‌ای به غایت عجیب است:
«یک روز صبح در یک میدان شلوغ دیدمش. اولین بار بود که گذرم آن‌ورها می‌افتاد، بعد از آن هم دیگر آن جا نرفتم، اما چند ساعت بعد دوباره پیداش شد. نزدیک خانه تو همین کوچه‌ بغلی. کنار مغازه‌ خشک‌شویی. با همان سرو‌وضع. عینا همان جوری که صبح دیده بودمش. از آن به بعد دیگر شرش را کم نکرد. دائم تو زندگی من است. البته دیگر چندان زندگی‌ای هم برایم نمانده. هر جا می‌روم از کنارم رد می‌شود. به هر چی نگاه می‌کنم او هم هست...»

داستان «آب» یکی از جذاب‌ترین داستان‌های این مجموعه است. در این داستان دو کاراکتر اصلی وجود دارد. یک کتابفروش و دیگری مردی جوان که معمولا جلوی کتابفروشی می‌نشیند و به نقطه خاصی خیره می‌شود. بعد از مدتی کتابفروش نمی‌تواند بر حس کنجکاوی خود فائق آید و از او درباره نقطه‌ای که معمولا به آن زل می‌زند،‌ می‌پرسد. جوان از او می‌خواهد در چاله آب روی زمین نگاهی بیاندازد:

«...مرد جوان دوباره به چاله آب خیره شد و کتابفروش هم ناخودآگاه از او پیروی کرد... آنقدر حیرت‌زده شد که تمام بدنش آَشکارا تکان خورد... در چاله آب تصویر سر دو نفر را که انگار خود او و مردجوان بودند دید که آن‌ها هم به بیرون خیره شده‌ بودند، اما منظره پشت سر آن‌ها منظره غریبی بود: تصویر عجیبی از چند ساختمان بزرگ با معماری‌ عجیب غریبی که به هیچ کدام از ساختمان‌های کل شهر و حتا کل آن سرزمین شباهتی نداشت... آدم‌ها انگار لباس‌های گشاد و شنل مانندی به تن داشتند...»

در داستان «کوچه باریک رو به پنجره» قهرمان داستان پنجره‌ای در دستشویی خانه خود کشف می‌کند که رو به یک دیوار است اما هر چقدر اطراف منزل خود را جست‌وجو می‌کند نمی‌تواند محله و کوچه‌ای که از پشت آن پنجره می‌بیند،‌ پیدا کند:

«آپارتمان ما در یک خیابان فرعی و اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم سر نبش و در محل تقاطع خیابان فرعی و یک کوچه بسیار بزرگ و پهن قرار داشت که اصلا به کوچه‌ای که من از پنجره دستشویی خانه‌ام دیدم شباهتی نداشت. باورکردنش سخت و تقریبا غیرممکن بود»

از مهم‌ترین داستان‌های این مجموعه می‌توان به «آقای سین» اشاره کرد. این داستان در حقیقت مانیفست این مجموعه داستان است. در این داستان راوی مرتبا و در خواب و بیداری در حال بازگشت به محله کودکی خویش و مغازه‌ای خاص، متعلق به فردی به نام آقای سین است.  فردی ناشناس و سایه‌هایی که مدام در اطراف او می‌پلکند، راوی را در این رفت‌وبرگشت‌ها همراهی می‌کنند. در این داستان اتفاقاتی که در گذشته افتاده در بازگرداندن راوی به محله دوران کودکی‌اش نقش پررنگی دارند. در طول داستان مرتبا از زبان قهرمان می‌شنویم که قرار بوده به زودی ازدواج کند اما به دلایلی آن اتفاق نیفتاده است. آن دلایل هیچ‌گاه مشخص نمی‌شود اما دلیل بازگشت به محله کودکی به روشنی در انتهای داستان هویدا می‌شود:
« هر چه سعی کردم یادم نیامد که آخرین بار کی سر کارم حاضر شدم،‌ آخرین باری که دختری را که قرار بود با او ازدواج کنم دیدم کی بود،‌ آخرین بار کی بیدار بودم و زندگی می‌کردم. همه را در خواب دیده بودم،‌ همانقدر مبهم و پراکنده یا اصلا کس دیگری آن‌ها را در خواب دیده بود... شاید همه آن اتفاقات در خواب آقای سین افتاده بود...»

کاراکترهای مجموعه داستان «ایستگاه بعدی» آدم‌هایی هستند که از چیزی در گذشته‌شان فرار می‌کنند. از چیزی که در ناخودآگاه آن‌ها باقی مانده و به نحوی آزارشان می‌دهد. این کاراکترهای سردرگم و درمانده گاهی بهای سنگینی برای فرار از رویارویی با خودِواقعی‌شان پرداخت می‌کنند. داستان‌های «ایستگاه بعدی» آینه تمام‌نمایی از آدم‌هایی هستند که در انتظار پیاده‌شدن از قطار زندگی‌اند اما به محض رسیدن به آن ایستگاهی که مدنظرشان است برای پیاده شدن درآن دچار تردید می‌شوند.

از دیگر المان‌های به کار رفته در این مجموعه که آن را جذاب و خواندنی‌تر کرده است، توجه به اقلیم داستانی است. آب‌وهوا در تمام داستان‌های این مجموعه ابری،‌ بارانی،‌ گرفته و مه‌آلود است.

مجموعه داستان «ایستگاه بعدی» نوشته نیما قهرمانی پاییز 1396 در تیراژ 700 نسخه و 108 صفحه به قیمت 10500 تومان از سوی نشر چشمه منتشر شده است.
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 264092