نقدی بر کتاب «پسر امپراطور یونجه‌­برها»

هر شهروند یک قصه

 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۳۳
 
 
نقد سندی مومنی بر کتاب «پسر امپراطور یونجه‌­برها» که در جشنواره کتاب و رسانه حائز رتبه برتر شد، در شماره یازدهم فصلنامه نقد کتاب، پاییز 1395 به چاپ رسید، پسر امپراطور یونجه برها را نشر هوپا منتشر کرده‌است.
 

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)سندی مومنی: «پسر امپراطور یونجه‌­برها» نوشته‌فاطمه فروتن ­اصفهانی با تصویرگری ساناز باقرالعلو‌م­ی‌زدانی در نشر هوپا منتشر شده است.
 
چکیده
پسر امپراطور یونجه برها، روایتی است در نکوهش ویژگی­‌های زندگی شهری. این روایت در تقابل با دنیای قصه‌­ها، کاستی های خود را بیش از پیش به رخ خواننده می­‌کشاند.
در داستان دو شخصیت اصلی وجود دارد که هر کدام به نوعی ناخواسته وارد دنیایی شد‌‌ه‌­اند که برایشان بیگانه است؛ اما دست آخر آ‌ن­ها نیز جزیی از همین دنیا می‌شوند.
پسر امپراطور یونجه برها، برخی از شاخصه­‌های زندگی مدرن را به تصویر می­‌کشد: سلطه بر طبیعت، هژمونی پول، ارتباط بر مدار منفعت طلبی و مصرف­‌گرایی. در این رهگذر می­‌توان تمایل افراد در دنیای مدرن را به قصه­‌گویی و ابراز وجود هم دید. انسان­‌هایی که هر کدام می‌­خواهند در گذر زندگی شلوغ و پرسرعت و مکانیکی شهری، حرفی و یا به تعبیری قصه­‌ای برای گفتن ارائه بدهند؛ اما گوشی برای شنیدن نیست.
در داستان، با شکستن طلسم موقعیتی ایجاد می­‌شود که دختر عتیقه(ماه پری) و پسر امپراطور یونجه برها بعد از سال‌­ها یکدیگر را در فضایی جدید ملاقات کنند و قصه‌­شان را که ناتمام مانده بود، به سرانجام برسانند. نویسنده تلاش کرده است با پایانی باز و نگارش پایان­های احتمالی برای داستان، ذهن خواننده را بعد از اتمام اثر هم­چنان متوجه داستان نگه دارد.

کلید واژه­ها:
دنیای مدرن، سلطه بر طبیعت، مصرف­‌گرایی، هژمونی پول، منفعت طلبی، شکستن طلسم و پایان­بندی.
 
مقدمه
پسرامپراطور یونجه­‌برها در یک سطح قصد دارد تقابل دنیای سنت و مدرن را به تصویر بکشد و در سطحی دیگر نشان بدهد در دنیای امروز جایی برای قصه­‌ها نیست؛ این در حالی است که دو شخصیت اصلی داستان از قصه­‌ها حضور دارند و به دنبال یکدیگر هستند. و در نهایت در سطح سوم، داستان تمایل دارد به این نکته بپردازد که در دنیای امروز نیاز آدم‌­ها به قصه­‌گویی وجود دارد. به بیانی دیگر گویا دنیای امروز با قصه‌­گویی دنیای زیباتری خواهد شد.

زبان داستان از طنز بهره برده‌­است و دختر عتیقه (ماه پری) در موقعیت­‌هایی که با آن روبه‌­رو می‌­شود زندگی شهری را با تمام کم و کاستی‌­هایش به نمایش می­‌گذارد.
داستان با شکستن طلسم آغاز می‌­شود. این آغاز با ورود ماه پری به شهر پیوند می­‌خورد و از طرفی با پایان­های احتمالی راوی، در ظاهر به اتمام می‌­رسد؛ چراکه پایان باز داستان به خواننده این امکان را می­‌دهد که در ذهن خود داستان را ادامه بدهد. مسئله­‌ی دیگری که در جملات پایانی داستان عنوان می­‌شود ادعای راوی است در ارتباط با این موضوع که تنها نویسنده‌­ی داستان­‌های تخیلی است که از یک چیزهایی باخبر است و گویا سعی دارد به این نکته اشاره کند که نویسنده رازی را می­‌داند و بقیه نمی‌­دانند.

شکستن طلسم
داستان با شکستن طلسم آغاز می­‌شود. ماه پری خوشحال از شکسته شدن طلسم به انتظار شاهزاده­ای است تا او را از چنگال دیو نجات بدهد:
« هرچه بود ماه پری با خوشحالی گفت: بالاخره طلسم شکست! پس من به زودی عروس خواهم شد.
اما هرچه انتظار کشید شاهزاده­ای برای نجات او نیامد.» (فروتن اصفهانی، 1395 ،8)
از شکستن طلسم می‌­توان دو معنا استخراج کرد که هر کدام زیر مجموعه­‌های خود را بازگو می­‌کنند:



نخست: قصه­‌ای روایت می‌­شود که خواننده با روند آن آشناست. طلسم شکسته می­‌شود و دختر زیبارو به کمک شاهزاده نجات پیدا می­‌کند.

شکستن طلسم در معنای اول آن­گونه که در قصه­‌ها اتفاق می افتد، شکل نمی­‌گیرد.  چراکه دنیای حاضر دیگر دنیای قصه­‌ها نیست. ماه­پری و شخصیت دیگر قصه که به مرور به خواننده معرفی می­‌شود، از وجود یکدیگر بی­خبر هستند. ماه­‌پری به عنوان یکی از شخصیت­‌های اصلی قصه از انتظار کشیدن دست می کشد و خودش به دنبال شاهزاده­ای که قرار است او را نجات بدهد می­‌گردد.

زمانی که ماه‌­پری در شهر حضور پیدا می‌­کند، مظاهر زندگی مدرن و شهری را بدون این­که فهمی از آن­‌ها داشته باشد به خواننده نشان می­‌دهد. در واقع حضور ماه‌­پری در شهر، تقابل دنیای سنتی را که نماینده‌­اش ماه‌­پری است با دنیای مدرن که نماینده‌­اش زندگی شهری است به نمایش می‌­گذارد. مهم­ترین ویژگی‌های زندگی شهری که داستان به آن­‌ها پرداخته است، سلطه بر طبیعت و منفعت طلبی و هژمونی پول است.

الف: سلطه بر طبیعت
« از باغ، دیو و شاهزاده خبری نبود، اطرافش تا چشم کار می کرد ساختما‌ن­های بلند بود و کارگرهایی که مثل مور و ملخ مشغول ساختن خانه‌­هایی بودند که سقف­شان آسمان را پاره کرده بود.» (فروتن اصفهانی, 1395, 8)

یکی از مظاهر دنیای مدرن، تمایل سلطه‌­ی انسان بر طبیعت  است. انسان در دنیای مدرن با نگاه کردن به طبیعت این سئوال را از خود می­‌پرسد که چگونه می­‌توانم بر آن مسلط شوم؟ همین سئوال، باعث پاسخ­هایی می­شود که رشد شهرنشینی در گرو آن است. نابود کردن جنگل­ها و کوه­ها ­برای ساختن ساختمان های مسکونی و تجاری عظیم‌­الجثه­ای که گویا می­‌خواهد بگوید: من به عنوان انسان امروزی توان سیطره بر همه چیز را دارم. در واقع انسان قصد دارد طبیعت را به مالکیت خود در آورد.
ماه‌­پری باغی نمی­‌بیند و از گرما و شلوغی خیابان‌­ها و قوطی های فلزی که مردم را جابه­‌جا می‌­کنند کلافه شده­‌است. چیزی که او را متعجب می­‌کند آدم­‌های خشک شده‌­ای است که پشت شیشه­‌ی مغازه ها لبخند بر لب دارند.

به نظر می­‌رسد این برداشت ناآگاهانه­ی ماه‌­پری از مانکن­‌های ساخته­‌ی دست بشر، به بیانی دیگر به زندگی مکانیکی انسان‌­ها طعنه بزند.

ب: منفعت طلبی
ماه‌­پری با انسان­های امروزی هم صحبت م‌ی­شود. از حر‌ف­های آن ها چیز زیادی دستگیرش نم‌ی­شود اما به زودی خود را در دامی می‌­بیند که از  منفعت طلبی انسان ­نشأت می­‌گیرد. لباس­‌های ماه پری که نماینده‌­ی سنت است، در مغازه مورد توجه قرار می گیرد. با وجود این­که صاحب مغازه از بابت طرح لباس ماه‌­پری پول خوبی به جیب می‌­زند اما او را به واسطه­‌ی نداشتن پول دو ساندویج به بیگاری می­‌کشد:
«مغازه دار تو پیاده رو دنبالش دوید و گفت: آهای خانم کجا؟!
ماه­‌پری ایستاد و گفت: نمی‌­دانم کجا می‌­روم!
مرد فریاد زد: پول ساندویچ­‌ها رو حساب نکردی.
ماه پری منظور مرد را نفهمیده بود. گفت: من شاهزاده خانم هستم.
مغازه­‌دار دستش را به کمرش زد و گفت: هر کی می­‌خوای باش. پول ساندویچ­‌ها رو بده و گرنه زنگ می‌­زنم به پلیس....
یک ساعت بعد مغازه دار که از سر و صورتش عرق م‌ی­ریخت، و به نظر خودش چند کیلو وزن کم کرده بود هنوز نتوانسته بودبله ماه‌­پری بفهماند پول به چه دردی می­خورد ولی به او فهماند به جای خوردن ساندویچ­‌ها باید در مغازهاش کار کند.» (فروتن اصفهانی، 1395، 24و25)

استفاده­‌ی ابزاری از ماه‌­پری به عنوان انسان که زیرمجموعه­‌ی منفعت طلبی در دنیای مدرن قرار می‌­گیرد در این قسمت روایت می‌­شود.

ماجرای کتاب زنده­‌ی تاریخ که در واقع همان پسر امپراطور یونجه‌برها و شخصیت دیگر قصه است، به طور موازی با ماجرای ماه‌­پری روایت می‌­شود. استاد ک.ت.ز با شکستن طلسم از حالتی که تخمین مدت زمان آن مشکل است به حالت دیگری بدل می­‌شود. نماینده­‌ی این تغییر حالت خواب و حرکت و کم شدن چین و چروک های اوست که بالاخره با دیدن ماه‌­پری تغییر نهایی صورت می گیرد و او تبدیل به پسر جوانی می­‌شود که سال­‌ها پیش از ماه پری درخواست ازدواج کرده بود و جواب منفی شنیده بود. ناگفته نماند که بدجنسی همین پسر جوان باعث می­‌شود ماه‌­پری طلسم شود و خودش نیز در هیات کتاب زنده­‌ی تاریخ در موزه نگهداری شود.
این دو شخصیت هر کدام به نوعی آینه‌­ی تمام نمای منفعت طلبی انسان­‌ها هستند. موزه و انجمن جلوگیری از فاجعه دو نهادی است که در صدد استفاده­ی تمام و کمال از این دو شخصیت هستند.

در این بخش بیش از هر چیز کنش معطوف به هدف که جامعه­‌شناس شهیر آلمانی ماکس وبر به آن پرداخت دیده می‌­شود. در جامعه شناسی وبر چهار نوع کنش اجتماعی باز شناخته شده است: کنش عقلانیت معطوف به هدف، کنش عقلانیت معطوف به ارزش، کنش عاطفی و کنش سنتی.

در جهان داستان پسر امپراطور یونجه­‌برها، کنش معطوف به هدف وجو دارد. البته به استثنای بخشی که ماه­پری با پسر و مادربزرگش آشنا می­‌شود. در آن قسمت به گواه بخش پایانی داستان و عکس‌­العمل ماه‌­پری از خواندن نامه­‌ی پسر و درخواست او مبنی بر این­که دوست دارد او (ماه‌­پری) مادرش باشد، رابطه‌­ای شکل می­‌گیرد که بر مبنای ارزش آدمی است و هدف و ابزار انگاری انسان در آن جایی ندارد.

مقول‌ه­ای که از آن صحبت به میان آمد(کنش معطوف به هدف) به تعبیری همان منفعت طلبی و ارزش گذاری بر اساس فایده‌­ی آدم ها نسبت به هم است. می‌­توانید این مسئله را در برخورد مغازه­‌دار با ماه‌پری، پیرزن گدا در پارک، کسب درآمد از استاد ک.ت.ز بخوانید.


ج: هژمونی پول
منظور از هژمونی پول، سلطه­‌ی پول است. به این معنا که در دنیای مدرن پول اهمیت بسیاری دارد. سلطه­‌ی پول در دنیای مدرن را می­‌توانید در رفتار آدم­‌های امروزی با ماه‌­پری و استاد ک.ت.ز ببینید.

سلطه­‌ی پول آن­قدر در زندگی مدرن مهم است که ماه­‌پری هم در مدت زمان اندکی به آن پی می‌­برد و به همین جهت به گدایی در پارک که البته ناموفق از آب در می‌­آید و فروختن آب­نبات دست می­زند. ماه­‌پری هم می‌­داند بدون پول جایی در دنیای امروزی ندارد.

دوم: شکستن طلسم در دنیای مدرن اتفاقی است که کمک می­‌کند در دنیای تازه که گویا مدت­‌هاست قصه و قصه­‌گویی را فراموش کرده‌­است، دوباره قصه گفتن آغاز شود.

«انجمن جلوگیری از فاجعه برگزار می‌­کند. هر کس بتواند قصه ی دختر باستانی را پیدا کند جایزه‌­ی بزرگی (یک کارت سوخت دائمی و یارانه­‌ی مادام­العمر)دریافت خواهد کرد. انجمن قصد دارد با رمزگشایی قصه­‌ها توسط استاد دختر را پیدا کند و آرامش را به مردم بازگرداند!
قصه بگویید، جایزه بگیرید.» (فروتن اصفهانی، 1395 :37)

این اطلاعیه که تحت‌­عنوان جایزه­‌ی بزرگ در اثر از آن یاد می شود مردم را به پیدا کردن قصه­‌ی ماه‌­پری ترغیب می­کند. بعد از این مطلب خواننده روایت­‌های متعددی را از صاحبان شغل هایی م‌ی­خواند که هر کدام ادعا م‌ی­کنند دختر به محل کار آن ها مراجعه کرده و آ‌ن­ها نیز هر کاری از دست­شان برم‌ی­آمده برای دختر عتیقه انجام داده­اند.

با خواندن روایت مردم که تحت‌­عنوان تماس­‌های شنیدنی، پخش زنده و غیر زنده، بازگو شده است می­‌توان دو برداشت متفاوت داشت:

نخست: روایتی سوگیرانه در خدمت راوی
در این برداشت راوی به گونه‌­ای روایت را بازگو می­‌کند که بتواند از رهگذر قصه­‌ای که تعریف می­کند رونقی نیز به کسب و کارش بدهد. به بیان دیگر در روایت سوگیرانه­‌ی راوی، اصل مطلب درشت­‌نمایی کاری است که راوی برای دخترعتیقه انجام می دهد و نه چیز دیگر. به طور مثال مردی که مغازه‌­ی کفش فروشی دارد، در واقع سعی در تبلیغ کار خودش دارد و می­‌خواهد کفش های بیشتری بفروشد و یا فال­گیری که سعی دارد با بیان این مطلب که پیشگوییش درباره­ی دختر عتیقه درست بوده اعتباری برای حرفه­‌ی خود دست و پا کند. در این برداشت باز هم به مسئله منفعت طلبی برجسته می­‌شود.

دوم: دنیای مدرن و نیاز به قصه!
به نظر می‌­رسد روایت­‌های بخش­‌های خبرهای شنیدنی، تمایل راوی ها را در ابراز وجود خودشان نشان می­‌دهد. گویا راوی­ها می خواهند قصه­‌های خود را بگویند. در این قصه‌­ها قهرمان­‌های اصلی راویان هستند و سرانجام قصه نیز خوش است. این مسئله که افراد در نقش راوی راغب هستند قصه­‌ی خودشان را بگویند نشان از این مطلب دارد که در دنیای شلوغ و پرهیاهوی امروزی نیز، افراد به قصه­‌گویی نیاز دارند. البته به عقیده ی نگارنده بیش از هر چیز انسان­‌ها در این زندگی شلوغ و پرسر و صدا تمایل زیادی به مطرح شدن و دیده شدن دارند. که البته این موضوع مترادف با برداشت قبلی که ریشه در منفعت طلبی دارد، نیست. شاید تصور جایزه‌­ی وسوسه­انگیزی که وجود دارد این برداشت را کم­رنگ کند اما به خاطر داشته باشید نمی‌­توان به ضمیر ناخودآگاه راویان بی­‌ا‌عتنا بود.

پایان­بندی داستان
نویسنده تلاش کرده‌­است پایان غیرقابل پیش بینی و جذابی برای اثر بنویسد. این پایان یا بهتر است بگوییم پایان‌­های اثر هیچ­کدام به نظر قطعی نمی‌­آیند. به عنوان یک خواننده دوست داشتم ماه‌­پری مادر پسرک می‌­شد و نویسنده در پایان، خوانندگان خود را به خواندن داستان‌­های این مادر و پسر در آینده دعوت می­‌کرد.

چند نکته
ماه‌­پری در صحنه­‌ای وارد پارک می‌­شود و با پیرزن گدایی روبه رو می­‌شود که پارک را محدوده‌­ی خود می­‌داند. او تصور می­‌کند ماه‌­پری دختر فراری­ست و به محض این­که متوجه سادگی ماه‌­پری می‌­شود، چادر را روی سرش می­‌کشد و با کسی تماس می­‌گیرد و از قیمت و فروش صحبت می­‌کند. ماه‌­پری وحشت‌­زده می‌­شود و تکان نمی خورد. ماه‌­پری یقین حاصل می‌­کند که پیرزن جادوگر است. بعد از پایان این بخش از اثر، دیگر نام و نشانی از پیرزن نیست.در واقع این رویارویی ماه‌­پری با بخشی از آسیب­‌های اجتماعی دنیای امروز به کلی رها می‌شود و معلوم نمی­‌شود ماه پری چه­‌طور از پارک خارج می‌­شود!

در بخشی دیگر تح‌ت­عنوان آب­نبا‌ت­های بخت برگشته، خواننده یکباره با شغل جدید ماه‌­پری آشنا م‌ی­شود! بدون این­که بداند قبلا چه کارهایی انجام داده که حالا می‌گوید:
« این کار را بیشتر از کارهای دیگری که تا حالا انجام داده بود دوست داشت. آب­نبات‌­ها او را یاد کودکی­‌اش می­‌انداخت. حساب و کتاب پول­‌هاش را می­‌کرد که صدای بچه­‌گانه‌­ای گفت: خوشمزه­‌اس؟» (فروتن اصفهانی، 1395 :47)

در بخش و باز هم دختر عتیقه، می­‌خوانیم که مردم خیال می کنند دختر عتیقه حالش خوب نیست اما به نظر ماه‌­پری حالش از همیشه بهتر است. در ادامه این جملات را می­‌خوانیم:
« نویسنده­ی داستان­های تخیلی تنها کسی بود که می­دانست چرا حال دختر عتیقه این روزها خوب نیست!» (همان:90)

پیش از جملاتی که از کتاب شاهد آوردم ماه‌­پری توضیح می‌­دهد که حالش خوب است و فقط حوصله­‌ی دیدن آدم­‌های عجیب و غریب و کارهای تکراری هر روزه را ندارد.
به نظر می­‌رسد در بخش‌­هایی که به آن اشاره شد خواننده پرسش هایی در ذهن دارد که اثر توجهی به پاسخ آن‌­ها نداشته است!در این بخش یادآوری این نکته ضروری است که نمی‌­توان بخش­‌های پرداخت نشده­‌ی اثر را به سپیدخوانی اثر نسبت داد بلکه پرش­‌هایی در روایت دیده می­‌شود که گویا بی­‌حوصلگی روایت را از به تصویر کشیدن همان بخش‌­ها به ذهن متبادر می­‌کند.
پسر امپراطور یونجه‌­برها در قسمتی از اثر می­‌خواهد تاثیرگذار باشد. این تاثیرگذاری در سه موضوع دیده می­‌شود:

نخست: فروش کتاب
به نظر می‌­رسد روان­نویس­‌هایی که ذهن دختر عتیقه و استاد را می­‌خوانند می­‌توانند در آینده داستان آن­‌ها را بنویسند:
« داستان نویسان به زودی سرگذشتشان را به صورت کتاب منتشر می‌­کنند. لطفا برای پیش خرید کتاب­‌ها هر چه زودتر مبلغ خواسته شده را به حساب انجمن واریز کنید و تو نوبت بمانید.» (فروتن اصفهانی،1395 :77)

دوم: طلاق هرگز!
مردم به واسطه‌­ی حضور دو شخصیت از قصه­‌های دور که ماجرایی قدیمی داشته­‌اند تحت تاثیر قرار می­‌گیرند و دیگر قرار نیست طلاقی صورت بگیرد:
« آمار طلاق زیر صفر رفت!همه‌­ی زن و شوهرهایی که از هم جدا شده بودند یا می‌­خواستند از هم جدا شوند آشتی کردند. بازار خرید گل و هدیه حسابی داغ است.» (پیشین:88)

سوم: مصرف گرایی!
یکی از ویژگی­‌های دنیای مدرن مصرف­گرایی است که در اثر با فروش پوشاک ملی که همان لباس­‌های ­ماه‌­پری است با خبری بیان می شود:
« فروش پوشاک ملی این هفته به نود وهشت درصد رسید. لباس و کفش و روسری دختر باستانی پرفروش­ترین پوشاک تاریخ کشور شدند. اصل این پوشاک در موزه نگهداری می­‌شود. بازدید برای عموم آزاد است.» (همان:45)

ناگفته نماند که در اثر از رسانه کمک فراوان گرفته شده است. پدیده­ای که با ظهورش رشد عجیب اطلاعات و ارتباطات را به همراه داشته است. همین رسانه نیز کمک م‌ی­کند اخبار مربوط به دختر عتیقه و استاد درصدر باشد و این تاثیرات را در جامعه بگذارد. چراکه در دنیای امروزی خبرها خیلی زود م‌ی­سوزند و دیگر هیچ توجهی به آن­ها نمی‌­شود.
پسر امپراطور یونجه­‌برها ایده‌­ی جذابی دارد که به عقیده­‌ی نگارنده در برخی بخش‌­ها این ایده بر پرداخت دقیق قسمت­‌هایی از اثر سایه افکنده است.(نگاه کنید به قسمت چند نکته و پرسش‌­های احتمالی خواننده در این قسمت).
 
کتابنامه
فروتن­اصفهانی،فاطمه،(1395)پسرامپراطوریونجه­برها،تهران: هوپا.
 
                                      
 
 
 
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 254444