کتاب «گردشگری معماری» به پیشخان آمد

 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۰۰
 
 
کتاب «گردشگری معماری» نوشته یان اشپشت با ترجمه افشین سفاهن و راحله ظهوری قره درویش لو توسط انتشارات هزاره ققنوس منتشر شده است.
 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گردشگری و محیط ساخته شده، گردشگری معماری در مفهوم شهری فضا و زمانی، معماری معاصر و تصویر مقصد، گردشگری معماری و مناظر خاص و نتیجه‌گیری عناوین فصول شش گانه کتاب حاضر هستند.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «در طی دهه گذشته، شهرهای توریستی مانند بارسلونا، برلین؛ پاریس و پکن از معماری معاصر، برای گسترش تصویر خودشان و بالابردن آگاهی جهانی از موقعیتشان بسیار بهره گرفته‌اند. از سوی دیگر برای مکان‌هایی که هنوز برای اهداف گردشگری آماده نیستند اکوتوریسم یک چشم‌انداز جدید و گسترده ارائه گردیده، در حالی که مقبره‌های تاریخی و چشم‌اندازهای طبیعی، موقعیت‌های منحصر‌به‌فرد و بی‌همتایی هستند، اما معماری معاصر ابزاری برای جلب توجه به مکان‌هایی که در امر گردشگری نادیده گرفته شده و می‌تواند تصاویر جدیدی از این مکان‌ها ایجاد کند.

گوتو و گرنتلر عنوان کردند که اگر جذابیت‌های طبیعی و کمّی، وجود دارد، باید برای ساخت موارد جذاب جهت جذب گردشگر در مکان‌ها سرمایه‌گذاری نمود. در نتیجه از مهندسان معمار معروف از فاستیو، حدید، کالاتراو تانوول، کولوس‌ها خواسته شده تا نمونه‌های این قبیل ساختمان‌ها بسازند، که گری توانست در بیلبائو بسازد. در حقیقت، به نظر می‌رسد که معماری ـ با نام برند ـ بیلبائو تبدیل به یک فرمول جهانی مورد توجه، برای خلق تصاویر از مکان جدید و جذب انبوه توریست شده باشد. بعد از آن ستاره‌های معماری برای مکان‌های کوچک گردشگری که هیچ جاذبه مهمی ندارند به کار گرفته شد. اثر بیلبائو یک معجزه بسیار ضروری و جدید بود. وقتی در سال 1977، مرکز پمپیدو در پاریس برای عموم افتتاح شد اهمیت آن برای معماری و گردشگری، قابل پیش‌بینی نبود.

همان‌طور که جان اوکمان از دانشگاه کلمبیا عنوان می‌کند: هم‌مکان‌ها پمپیدو و م گری جاهای غریبی بودند که از دنیای دیگری آمده‌اند اما اینکه این شیء در پایتخت اصلی دنیا (منظور پاریس می‌باشد) یا یک شهر کوچک و کم مرتبه فرود آید، تفاوت مهمی ایجاد می‌کند. موزه گوگنهایم گری نقش مهم و اساسی در اقتصاد گردشگری، بیلبائو داشته اما مرکز پمپیدو تنها جزء کوچکی در حوزه وسیع جاذبه‌های توریستی پاریس است.

به عبارت دیگر می‌تواند گفت که بسیاری از گردشگران غالباً برای دیدن گوگنهایم با بیلبائو نمی‌روند اما اثبات این موضوع که گردشگران فقط برای دیدن پمپیدو به پاریس می‌روند، دشوار خواهد بود. با این وجود، تشابهاتی هم وجود خواهد داشت مانند ظاهر خارق‌العاده هر دو آنها که کاملاً از هر معماری که در اطراف آنها متفاوت است و از این حیث، به‌شدت مورد بحث و نقد قرار گرفته‌اند. به علاوه، هر دو ساختمان «معماری‌های برندی (خاص)» نام گرفته‌اند و از شهرت و آوازه سازندگانشان سود می‌برند در حالی که آنها هم به همان اندازه باعث شهرت سازندگانشان شده‌اند (یعنی شهرت سازنده باعث معروفیت بنا شده و خود بنا هم به شهرت سازنده افزوده است)

فری می‌گوید: چنین پروسه‌ای که منفعت دوجانبه در بردارد را «چرخه با فضیلت» می‌نامند. اما آیا چنین «معماری برندی» واقعاً موفقیت اقتصادی را تضمین می‌کند؟ آیا محتوایی معتبر برای فعال‌سازی رشد یا دگرگونی در شهرها یا مناطق درگیر این موضوع، مناطقی که از نظر اقتصادی راکد هستند و یا رو به زوال می‌باشند، ارائه می‌کند؟ آیا داستان موفقیتی همچون بیلبائو و بیوبورگ در مکان‌های دیگر هم قابل تکرار است؟ براساس پلازا، همیشه مشخص نیست که موفقیت چنین استراتژی‌هایی در جذب توریست چه تاثیری دارد. شهرها می‌توانند از نظر اهمیت زیبایی شناختی رشد کنند، اما هم‌چنان در جذب جریان قابل توجهی از توریست‌ها موفق نباشند. پروژه‌‌های زیادی از این نمونه پیروی کردند که در حقیقت، اصلا موفق نبودند و منتقدان همواره خواستار این هستند که، این حوزه از معماری خاص و معماری‌های برندی پایان یابد. به عبارتی ... در جریان است.»
 
در بخش دیگری از کتاب حاضر آمده است: «از نظر کیرچوف (1997)، فضایی راحت و طبیعی و محیطی دست نخوره و بکر از جمله مهم‌ترین انتظارات گردشگران برای بازدید از یک محل می‌باشد. بنابراین معمار گردشگری و تنظیم چشم‌انداز آن دو عامل اصلی در ایجاد رضایت در طول سفر و مقصد در افرادی است که برای تعطیلات در سفر می‌باشند. در واقع، اگرچه گردشگری یک صنعت خدمات محور می‌باشد اما معماری هنوز یکی از عناصر کلیدی محسوب می‌شود.

بنابراین، وایرمیر بر این باور بود که معماری و طراحی (همراه با طبیعت و منظره) در مقابله با خدمات گردشگری جهانی ناملموس، قابل درک و لمس بوده و یا تجاربی است که قاطعانه در عدم اطمینان که در کاهش کیفیت وجود دارد، کمک می‌کند و انسجام و ارتباط را در تجربه گردشگران ایجاد می‌کند. طیف وسیعی از نویسندگان، این موضوع را دنبال کرده و دریافته‌اند که مجموعه‌ای از عناصر ملموس و غیرملموس هستند که گردشگری را قابل تعریف می‌کنند.»

کتاب «گردشگری معماری» نوشته یان اشپشت به ترجمه افشین سفاهن و راحله ظهوری قره درویش لو با شمارگان هزار و 100 نسخه در 224 صفحه به بهای 18 هزار تومان توسط انتشارات هزاره ققنوس منتشر شده است.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 251137