برگی از دفتر کم‌ورق فعالیت‌های کمونیستی در ایران معاصر/مروری بر فعالیت‌های سیدمحمدباقر امامی در یک کتاب

 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۰۸:۳۶
 
 
محمدحسین خسروپناه در کتابی با عنوان «سید محمدباقر امامی و کروژک‌های مارکسیتی او» سعی کرده است به یکی از تشکل‌های ناشناخته چپ ایران بپردازد؛ تشکلی که از سال 1332 فعالیت خود را با نام «کروژک‌های مارکسیستی» آغاز کرد و در فروردین‌ماه 1350 با نام «سازمان انقلابی کمونیستی ایران» (ساکا) کشف و متلاشی شد.
 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب «سید محمدباقر امامی و کروژک‌های مارکسیتی او» به بررسی زندگی و فعالیت‌های محمدباقر امامی و گروه‌هایی که از سال 1323 به بعد تشکیل داد، اختصاص دارد و در سه بخش با عناوین «از کروژک‌های مارکسیستی تا سازمان انقلابی کمونیستی (ساکا) 1323-1350»، «خاطرات» و «مدارک» تنظیم شده است.

در بخش نخست کتاب نگارنده از طریق بررسی انتقادی اسناد و مدارک کم‌شمار، آثار باقر امامی و خاطرات چند تن از رهبران و کادرهای این تشکل 27 ساله، تلاش کرده است زندگی‌نامه پرابهام باقر امامی را تا سال 1323، چگونگی تشکیل، فعالیت‌های کروژ‌ک‌های مارکسیستی، سازمان شوراها، کمونیست ایران(یکا) و سازمان انقلابی کمونیستی ایران (ساکا) را در سال‌های 1323-1350 توضیح دهد.

در بخش دوم یک نفر از رهبران و سه نفر از کادرها و اعضای آن تشکل 27 ساله، خاطرات و یادمانده‌های خود را توضیح می‌دهد. در این بخش، خاطرات رمضان آزاد، هونان عاشق و هادی پاکزاد گنجانده شده‌اند.

رمضان آزاد که در دوره نهضت ملی‌شدن صنعت نفت فعالیت خود را با گروه بی‌نام حمید ستارزاده آغاز کرده بود، چگونگی پیوستن خود را به این گروه و همچنین به یکا و ساکا و فعالیت‌های هر یک از این گروه‌ها را بازگو می‌کند. هونان عاشق، از شاگردان و یاران دیرین باقر امامی نیز چگونگی پیوست خود را به امامی و فعالیت‌های خود را تا سال 1350 توضیح می‌دهد. هادی پاکزاد، مسول شعبه اصفهان ساکا در سال‌های 1348-1349 به اختصار، دلایل بروز شکاف در این سازمان و گرایش عده‌ای از اعضای آن را به مشی مسلحانه توضیح می‌دهد و فعالیت‌های هر یک از این گروه‌ها را باز گو می‌کند.



 
بخش سوم این کتاب با عنوان «مدارک» به گزارش 8 تیر 1311 دادرسی ارتش درباره دادگاه شبکه جاسوسی شوروی در ایران، ارزیابی نیما یوشیج از اشعار باقر امامی و دو مقاله از باقر امامی اختصاص دارد. در متن خاطرات و مدارک این مجموعه تغییری داده نشده است.

کاوه بیات یادداشتی بر این کتاب نوشته است. وی می‌نویسد: «تقلیل طیف متنوعی از رنگ‌های مختلف به یک یا چند رنگ معین، نادیده‌ ماندن آن گوناگونی در این تاکید و توجه متمرکز بر یک یا چند رنگ مشخص، یکی از ویژگی های تاریخ‌نگاری آسان‌پسند ماست؛ این مقوله در مورد تاریخ‌نگاری تحرکات چپ در ایران معاصر نیز صدق می‌کند. سرگذشت سید محمدباقر امامی و کروژک‌های مارکسیتی او نیز یکی از آن چندین و چند رنگ متنوع است که در تقلیل بخش چشم‌گیری از تلاش‌های فکری و تشکیلاتی گروه‌های چپ ایران در سال‌های بعد از شهریور 1320 به فعالیت‌های حزب توده ایران و شعبه‌های آن به کلی نادیده مانده است.»

محمدحسین خسروپناه (1342)، نویسنده این کتاب، تاریخ‌نگار و دانش‌آموخته رشته علوم سیاسی ا‌ست و در زمینه تاریخ احزاب سیاسی و جنبش زنان در ایران پژوهش می‌کند.

وی درصفحه 120 کتاب درباره زندگی پرابهام امامی در دوران جوانی چنین نوشته شده است: «امامی تحصیل در مدرسه روس‌ها را نقطه عطفی در زندگی خود می‌دانست زیرا مدعی بود که در این مدرسه با مارکسیسم آشنا شده است. در این‌باره آلبرت سهرابیان و مختارکیا (دو تن از یاران نزدیک امامی) به نقل از باقر امامی می‌نویسد برخی از معلمان این مدرسه وابسته به حزب بلوشیک بودند. جناح بلشویک حزب کارگری سوسیال‌دموکرات روسیه برای تبلیغ و ترویج مارکسیسم به آنها ماموریت می‌داد و دولت روسیه تزاری بدون آگاهی از افکار و عقایدشان آنها را به ایران می‌فرستاد. یکی از این معلمان، باقر امامی و برادرزاده او سید حسن امامی را از بین دانش‌آموزان انتخاب می‌کند و پس از پایان کلاس درس رسمی، پایه‌های مارکسیسم را به آنها آموزش می‌دهد و روش آموزش او هم این بود که مباحث مارکسیسم را به صورت املا می‌گفت و این دو نفر می‌نوشتند.»

همچنین در صفحه 199 کتاب نویسنده اعتقاد دارد امامی در تشکیل حزب توده شرکت نکرد و شدیدا مخالف آن بود. وی در نقل قولی از باقر امامی می‌نویسد: «[امامی] می‌گفت: این حزب، حزب خرده‌بورژوازی است. تشکیل‌شده از تمام طبقات متضاد و مختلف‌المنافع است و اصلا حزب نیست بلکه باند و گروه است. حزب باید از عناصر روشنفکر طبقه کارگر تشکیل شود و پایه حزب کمونیست را محکم پی‌ریزی کند تا بتواند انقلاب سوسیالیستی را رهبری کرده و آن را به کمونیسم برساند و برای تحقق چنین ایده‌ای، امامی به این نتیجه می‌رسد که چاپخانه‌ای دایر کند؛ زیرا کارگران چاپخانه،‌ روشنفکرترین افراد در یک کشور هستند. او به این فکر افتاد که چاپخانه‌ای را خریداری کند و کار تشکیلاتی را شروع کند.

...در شاهرود امامی با احمد بسطامی آشنا می‌شود و بسطامی توجه امامی را به کار تشکیلاتی جلب می‌کند و در بازگشت به تهران؛ امامی به این فکر می‌افتد که کلاس یا حوزه مارکسیتی (کرژک) دایر کند و اشخاص به این کلاس‌ها بیایند، با مارکسیسم آشنایی پیدا کرده و آن کسانی‌ که موضوع را خوب می‌فهمند و مشتاق کار تشکیلاتی هستند از سایرین جدا کرده و به آنان آموزش بدهد و کادر حزبی تربیت کند تا بتواند از این طریق هسته محکمی به وجود بیاورد.»

چاپ نخست کتاب «سید محمدباقر امامی و کروژک‌های مارکسیتی او» نوشته محمدحسین خسروپناه در 376 صفحه، شمارگان دو هزار و 200 نسخه، بهای 16هزار تومان از سوی پردیس دانش چاپ و منتشر شده است.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 211723