ملاصدرا و هستي‌شناسي معرفت منتشر شد

 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۸ تير ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۲۸
 
 
چاپ نخست كتاب «هستي‌شناسي معرفت» تاليف دكتر عبدالحسين خسروپناه و حسن ‌پناهي آزاد از سوي موسسه انتشارات اميركبير منتشر و روانه بازار نشر شد.اثر حاضر كوشيده است تا ديدگاه حكماي مسلمان و به ويژه صدرالمتالهين را درباره مسائلي نظير «چيستي، تقسيمات، ماهيت، هويت و اركان معرفت» در ساختاري منسجم و نظام‌مند پيش روي محققان، فرهيختگان و علاقه‌مندان علوم عقلي قرار دهد تا در حد توان، زمينه‌اي مهم و مبنايي از سازمان منسجم و مستحكم حكمت اسلامي را بنماياند._
تصوير كتاب
 
تصوير كتاب
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، حكمت اسلامي با همه گستره مسائل، زوايا و مباني عميق و دقيق خود در سايه معارف ناب و متعالي قرآن و اهل‌بيت(عليهم‌السلام) قوام و هويت يافته و كوشش حكيمان مسلمان در تدوين علوم مختلف، نشر مباني و معارف دين را هدف قرار داده است. عقل از نظر اسلام از منزلت و جايگاه والايي برخوردار و در متن اين دين الهي، داراي ارزش و نقش ويژه‌اي است. بر همين اساس، حكيمان و محققان و انديشمندان مسلمان كوشيده‌اند با استفاده عميق و گسترده از عقل و يافته‌هاي عقلي، صدق، حقانيت و تعالي، آموزه‌هاي اسلام را نمايان‌تر سازند. اين وظيفه خطير در حوزه علوم عقلي با تحقيقات وسيع و عميق متكلمان، فيلسوفان، عارفان و حكيمان بزرگ به سرانجام رسيده است و همچنان ادامه دارد.

يكي از متفكران برجسته مسلمان كه با تمام توان خود در عمل به وظيفه ياد شده كوشيد و عمر خود را در اين مسير به پايان برد، صدرالمتالهين شيرازي(ملاصدرا) است. اين حكيم نامي، داراي آثار پرشمار در زمينه‌هاي مختلف علوم عقلي و نقلي است كه در هر يك به تناسب مقام و اقتضاي بحث، تحقيقات ظريف و دقيقي را به يادگار گذارده‌ است.

بخشي از آثار و آراي اين حكيم بزرگ، تحقيقات مفصلي است كه وي در زمينه علم و احكام آن انجام داد. از نكات و مباحث گسترده او در زمينه معرفت، چنين به دست مي‌آيد كه اين عنوان براي ملاصدرا درجه اهميت بسيار بالايي داشت و كليد حل بسياري از مسائل و مشكلات را از اين باب به دست آورد. به عبارت ديگر، جست‌وجو در متن آثار ملاصدراي شيرازي، اين مطلب را به خوبي نمايان مي‌كند كه وي به علم و مسائل مرتبط با آن نه به عنوان بحث‌هاي عقلي و تحليل‌هاي علمي صرف، بلكه به عنوان مقدمه‌اي براي رسيدن به فهم دقيق‌تر و كشف هرچه بيشتر معارف دين مي‌نگريست. 

به عقيده مولفان اين اثر،  يكي از ضروريات دستيابي هرچه بيشتر و روشن‌تر به آراي وي، بازنگاري و سازماندهي تحقيقات و تحليل‌هاي صدراست، به اين معنا كه بسياري از مباحث، از جمله مباحث علم و احكام آن در آثار صدرالمتالهين، نه به صورت مستقل و مجزا، بلكه در لابه‌لاي مطالب مختلف ديگر و در مسير اثبات ايده‌ها و نظرات ويژه سامان يافته است. البته بايد اعتراف كرد كه همين تحقيقات و تحليل‌هاي ضمني علاوه بر تحصيل نتايج مدنظر صدرا، نتايج و محصولات مهم ديگر به ارمغان مي‌آوردند و از اين رهگذر مي‌توان به عمق و وسعت انديشه وي پي‌برد.

اثر حاضر با مدنظر داشتن هدف ياد شده، كوشيده است تحليل‌ها و نظريات مختلف صدرالمتالهين در زمينه معرفت را در سازماني مستقل و منسجم ترتيب دهد و ارايه كند. بنابراين، با پيشنهاد ساختار دانش فلسفه معرفت، آن را در آثار صدرا نيز جاري دانسته و به اختصار ارايه كرده است. 

از آنجا كه تفصيل مباحث فلسفه معرفت در حكمت صدرايي، دو بخش هستي‌شناسي معرفت و معرفت‌شناسي را اقتضا مي‌كند، نويسنده اين كتاب به تهيه دو اثر مستقل ذيل همين عنوان اقدام كرده است. اثر حاضر به بخش هستي‌شناسي معرفت و اثر ديگر با عنوان نظام معرفت‌شناسي صدرايي، به بخش ديگر يعني معرفت‌شناسي مي‌پردازد.

نوشتار حاضر در چهار بخش سامان يافته است. بخش نخست، به ذكر پاره‌اي مقدمات و كليات مي‌پردازد، از جمله اشاره‌اي كوتاه به دوران زندگي و زمينه فكري عصر ملاصدرا و سپس معرفي دانش فلسفه معرفت و علوم مرتبط و همگون با آن و پس از آن، ارايه ساختار فلسفه معرفت و تطبيق گذراي آن بر آثار و آراي صدرالمتالهين را مدنظر قرار مي‌دهد.

در بخش دوم، ابتدا به تحليل معرفت و بيان چيستي آن از منظر هستي‌شناسانه و ارايه تحليل‌ها و تحقيق‌هاي صدرا بر آراي ديگران پرداخته شده و سپس نظر منتخب وي به دست آمده است. مولفان كتاب پس از آن به تقسيم و اقسام معرفت از نظر هستي‌شناسانه مي‌پردازند. همچنين مي‌توان در مبحث اقسام معرفت، تبيين‌ها و تحليل‌هاي مفصل‌تر از آنچه در اين نوشتار آمده را پي‌گرفت، اما به دليل ارتباط اين گونه مباحث با زمينه معرفت‌شناسي، به همان اندازه واگذار شده است.

بخش سوم به بيان هويت و ماهيت معرفت پرداخته است. ابتدا هويت معرفت و ديدگاه صدرالمتالهين در اين‌باره و دلايل تجرد معرفت از نظر وي و سپس به تبيين معناي ماهيت معرفت و ارايه ديدگاه صدرا و نتايج حاصل از آن درباره تبيين ماهيت معرفت پرداخته شده است.

در بخش چهارم، اركان معرفت مورد بحث قرار مي‌گيرد؛ شناسايي و بررسي احكام هستي‌شناختي عوامل تحقق وجودي معرفت. 

علم، عالم و معلوم، سه ركن هستي‌شناختي معرفتند كه صدرالمتالهين با ارايه و نقد ديدگاه‌هاي برخي حكما به تبيين و اثبات نظريه‌هاي خود در اين‌باره پرداخته است. با توجه به اين كه تحليل و تبيين علم، در بخشي مستقل عنوان مي‌شود، اين بخش به بررسي دو ركن ديگر يعني عالم (نفس) و معلوم پرداخته است. اين دو مبحث از مهم‌ترين مباحث هستي‌شناسي علم و از نتايج مطالب پيشين به شمار مي‌آيند. در پايان اين بخش نيز ارتباط وجودي اركان معرفت (علم، عالم و معلوم) يا نظريه اتحاد عاقل و معقول به بحث نهاده شده كه طبق سخن ملاصدرا، يكي از مواضعي است كه پاي بسياري از مدققين و محققان در آن لغزيده، اما ملاصدرا با عنايت الهي به تبيين و حل آن نائل شده است.

اين ترتيب براساس ساختار پيشنهادي هستي‌شناسي معرفت سامان يافته است و مي‌توان به تحقيقات دامنه‌دارتري اقدام كرد تا نتايج ديگري به دست آيد.

چاپ نخست كتاب «هستي‌شناسي معرفت» در شمارگان 2000 نسخه، 373 صفحه و بهاي 75000 ريال راهي بازار نشر شد.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 110722